ستاد مرکزی راهیان نور کشور - پربيننده ترين عناوين روابط عمومی :: rss_full_edition http://rahianenoor.com/vsnh.xynt31g2kftd2.html Mon, 19 Feb 2018 19:11:29 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://rahianenoor.com/skins/default/fa/96asli/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط ستاد مرکزی راهیان نور کشور http://rahianenoor.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام ستاد مرکزی راهیان نور کشور آزاد است. Mon, 19 Feb 2018 19:11:29 GMT روابط عمومی 60 دل نوشته هایی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی http://rahianenoor.com/vdceew8z.jh8zfi9bbj.html تظاهرات میلیونی و سیل آسای مردم اصفهان در مناسبت های مختلف و فعالیت های گسترده ی روزانه در کوی بزرن و شهر و روستای این دیار در مبارزه با سلطه ی طاغوت و برقراری حکومت اسلامی افتخار بزرگی است که در تاریخ کهن اصفهان می درخشد. پیام ها و سخنرانی های امام راحل با سرهستی شگفت انگیز به همه جا می رسید. دل و جان مردم یک پارچه در تسخیر امام راحل بود.مساجد، کانون انقلاب و سنگر مبارزه و پایگاه هم دلی و تعاون بود مرزهای خودخواهی، قوم گرایی و بخشی نگری رنگ باخته وباورها فقط روی مرز حق و باطل تمرکز یافته بود. در این سوی مرز، مودت بود و محبت، همبستگی بود و وحدت. مدارا بود و تولی. نسبت به آن سوی مرز- به خصوص در مورد ثلث شوم شاه، آمریکا و اسراییل غاصب و سر سپردگان آن ها صلابت بود و انعطاف ناپذیری، انزجار بود و ستیز شجاعانه، نفرت بود و تبری. خود محوری ها به خدا محوری، قوم گرایی ها به اسلام گرایی تبدیل شده بود. طلوع خورشید اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و اله و سلم) از آیینه ی روشن وجود امام راحل، دیوارهای کاذب تحزیه ی جامعه را درنوردیده و با نور وحدت، روشن کرده بود. همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا. وقتی بهمن پنجاه و هفت رسید، روزها به شتاب از پی آمدند و فرصتی برای تیرگی باقی نگذاشتند، چنان که شب ها فانوس فریادهای (الله اکبر) بر بام سرنوشت این ملت، درخشش دو چندان یافت و خورشید این قوم از پس سان ها تبعید به ایران بازگشت. امام آمده است، انقلاب به لبخند پیروزی دل سپرده است و دهه ی فجراندک اندک شکوه جاودانه اش را به رخ می کشد. خورشید در جشنی بی غروب بر بام روشن جهان ایستاد و تولد جمهوری محمد (صلی الله علیه و اله و سلم) را نظاره کرد. هلهله ی پیروزی در گوش خانه ها و خیابان ها پیچید و عطر گلاب و صلوات در ساحل آرامش انقلاب، مواج شد، ضمیمی ترین فصل زندگی ما در بهمن آغاز شد و در سایه ی خورشیدی ترین مرد قرن به بام عام تفضل و رحمت الهی راه یافتیم و صبح روشن آزادی را به تماشا ایستادیم. عید ظفر22 بهمن «عید ظفر» است. در این روز بود که ملت ایران، میلاد نوین یافت و سرمه ی شریعت بر دیدگان بصیرت خویش کشید و امامت و ولایت را به شایسته ترین وجه، گردن نهاد. جمهوری اسلامی ما جاوید است دشمن ز حیات خویش نومید است آن روز که عالم ز ستمگری خالی است ما را و همه ستم کشان را عید است آشتي با صبحمنسيه عليمراديمي‌دانم، آري مي‌دانم؛ آن روز، پنجره‌ها براي آشتي با صبح، نفس تازه کشيدند.آن روز، خوبي‌ها به صليب کشيده شده بود و خون از پنجه استعمار چکّه مي‌کرد و قفس، تنها جايگاه پرندگان بود؛ چون نغمه آزادي سرداده بودند.مي‌دانم، همان دقايقي که گوش‌ها به ضبط صوت چسبيده بودند، تا نواي باران را که چکه‌چکه مي‌کرد و پليدي‌ها را مي‌شست، بشنوند.چه شوري داشت، چه بلوايي شده بود و چه غوغايي مي‌کرد؛ تکاپوي خفته که بيدار شده بود و دستاني که زانوي غم بغل گرفته بودند؛ حالا مشت شده بود.تندتند ورق بود که بر سينه ديوار مي‌چسبيد: «آزادي...». و بطري بود که بمب مي‌شد و حالا «شاهِ معکوسِ» روي ديوارها، تمام حشمت 2500 ساله را زمين مي‌ريخت.آن روز کودک بود که رهِ مردان خدا مي‌پيمود و يک شبه مرد مي‌شد؛ مردي که در کوچه پس کوچه‌هاي شهر، نوک سلاح‌ها در انتظار سينه پر تپشش کمين کرده بود.پيرزن کنج حلبي‌آباد، ديگر از شاه سخن نمي‌گفت، سراغ از «آقا» مي‌گرفت. مي‌دانم؛ آري خوب مي‌دانم شهدا، کف خيابان نماندند؛ دستاني آنها را بالا برد؛ اصلاً شهدا هيچ‌وقت زمين نمي‌مانند.و مي‌دانم، حالا پس از سي‌سال از آن روزها، سيب معطر آزادي در دست من است، من دانه سيب خواهم کاشت و درختي از نو خواهم روياند.آه، من تو را گم نخواهم کرد، «من همان دبستاني‌اي هستم که به من چشم اميد بسته بودي.» من تو را گم نخواهم کرد هرگز، هرگز!جمهوری اسلامیجمهوری ما نشانگر اسلام است افکار پلید فتنه‌جویان خام است جمهوری اسلامی ما جاوید است دشمن زحیات خویشتن نومید است غزل بهمناز خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران اندیشه باور شد، در امتداد باران بر صخره‌های همّت جوشیده خون غیرت بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد بر پهندشت باور، خالی است جای یاران خورشید حقیقتفجر است و سپیده حلقه بر در زده است روز آمده، تاج لاله بر سر زده است با آمدن امام در کشور ما خورشید حقیقت زافق سر زده است فجر انقلاببرخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز بیگانه صفت، خانه خراب است امروز هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد از لطف خدا نقش بر آب است امروز ريشه‌هاي کار کشتهسيده زهرا برقعييک گياه بياباني را تصور کن. مي‌خواهي از ريشه در بياوري‌اش؛ ولي هر چه سعي مي‌کني، کمتر نتيجه مي‌گيري. انگار شرايط سخت و گرم و خشک بيابان، ريشه‌ها را ضخيم‌تر و عمقي‌تر کرده است. ريشه‌ها به هم مي‌گويند: گيريم که هوا گرم و خشک است؛ گيريم آسمان با خاک اينجا قهر کرده و باران نمي‌بارد؛ مهم نيست، ما ريشه‌هايمان را آن‌قدر در دل خاک نفوذ مي‌دهيم که قطره‌اي آب پيدا کنيم... . و همين کار را هم مي‌کنند. ريشه‌ها به مثابه باورها و اعتقادات يک آدمي، عميق و قدرتمند مي‌شوند. اين‌طور است که گياه بياباني را بايد بي‌خيال شوي؛ وگرنه دست‌هايت از تيزي تيغ‌هايش آزرده مي‌شوند. ريشه‌ها کاري به کمبود نيروها و امکانات ندارند. آنها تا جايي که مي‌شود، نفوذ مي‌کنند و نفوذ آنها در دل خاک، گياه را راسخ‌تر مي‌کند. ريشه‌ها، باورِ گياهند.باورها و اعتقادات، عجب چيزهاي عجيبي‌اند! اساطيري‌ترين واژه‌اي که معجزه‌آسا‌ترين کارها در تاريخ کرده است. وقتي به انجام دادن کاري باور داشته باشي، اگر همه بادها هم مخالف تو بوزند، باز هم «تو» برنده‌اي. نورِ باور که آذينِ انديشه تو باشد، درخشنده‌تريني، پايدارترين؛ مثل همان گياه پر از تيغِ بياباني، از ريشه در‌آوردنت دشوار مي‌شود. آن وقت گل‌ها و بوته‌ها و درخت‌هاي باغ‌هاي سرسبز استوايي به تو حسودي مي‌کنند. حسودي مي‌کنند که ريشه‌ات عميق‌تر شده. حسودي مي‌کنند که تو اين همه استواري؛ ولي آنها با باران‌هاي تند موسمي مي‌شکنند و ريشه‌کن مي‌شوند.اعتقاد، چيز عجيبي است. ريشه‌دار بودن آن مقوله‌شگفت‌انگيزي است. ريشه‌دار بودن، براي قيام کردن عليه ديگران، ديگراني که تو را و ريشه‌دار بودن تو را نمي‌خواهند، برگ برنده توست. اعتقاد به پيروزي، عمق و نهايت توست. بال پرواز توست. سلاح بُرَنده تو در هر قيام و انقلابي است.گفتم انقلاب... يادم افتاد انقلاب خودمان هم به‌سبب اعتقاد و ريشه‌دار بودنمان پيروز شد... ما گل‌هاي بياباني‌اي بوديم که ريشه‌هايمان در عمق خاک، سرود اتحاد مي‌خواندند.صفحه‌ای زرین«والفجرِ و لَیالٍ عَشْر...». دهه مبارک فجر، تجلی شکوه‌مند حماسه و سرافرازی ملتی است که در عصر اسارت انسان و در روزگار قحطی انسانیت، با انقلاب اسلامی خویش، صفحه‌ای زریّن را در تاریخ حیات آدمی گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنین‌انداز کرد. در این دهه مبارک، یاد حضرت امام (رحمت الله علیه) را گرامی می‌داریم؛ ابرمردی که هماره دم مسیحایی‌اش، جان‌بخش جان‌های حقیقت‌جوست و هنوز پس از گذشت سال‌ها از رحلت ملکوتی‌اش، نامش بر پایه‌های ستم استکبار لرزه می‌افکند و یادش، در دل‌های مستضعفان و آزادگان زمینْ، امید می‌آفریند و انگشت اشارت او، به آیندگانْ امتداد راه را نشان می‌دهد.چشمه نورای گستره هر چه خوبی و حسن! ای ستاره درخشان آسمان ایران! ای نگاهت تپش گام‌های رهایی! ای طنین نَفَست سبزتر از هر چه بهار! ای صدف صدق و صفا! ای چشمه نور! ای خمینی پیروز! خوش آمدی به سرزمین دلیران و سبزقامتان. اماما! مقدمت را گرامی می‌داریم و بر شهیدانِ سال‌های آغازین انقلاب، از سر اخلاص گُلِ سلام نثار می‌کنیم؛ بزرگ‌مردانی که از این سرزمین پاک، به سوی افلاک پر گشودند؛ شهیدانِ والا مقامی که خارهای پلیدی را از سرزمین آینه‌ها تاراندند و آزادی و استقلال را برای ما به ارمغان آوردند. اینک در دهه مبارک فجر، یادِ یادآوران سرسبزی و طراوت، پویندگان راه حق و حقیقت، ایمان‌مداران پاسدار مکتب ولایت، نگاهبانان قلعه شرافت و مردانگی، و شهیدان راه عزّت و آزادگی را گرامی می‌داریم.اشراق شرقیادش به خیر روزی که عصاره تاریخ بر صحیفه سرخ بهمن چکید، آفتاب ناب بر یاسمن‌های بی‌تاب، از غرب تابید و اشراق شرق پدید آمد. یادش به خیر، روزهایی که سیمای زیبای یوسف، دیده کنعانیان عشق را بصیرت بخشید؛ بیضای دست آسمانی موسی، شراره‌های شعف را در ظلمت‌کده زمین پاشید؛ نفحه عیسویِ به عرش رفته، بر خاک‌نشینان دمید؛ نوح با کشتی صفا، به مهد موعود رسید؛ بت‌های سیاه جهالت، در پای حماسه و برهان ابراهیم بر خاک فرو افتادند و امام، به میهن اسلامی قدم نهاد و گل‌ها به ترنّم شادمانی دل‌ها گوش جان سپردند. یاد آن روزها، هماره در خاطر دل‌ها مستدام باد.آن بزرگ مرد تاریخهنوز هم صدای جاویدان او در سراسر تاریخ به گوش می‌رسد. هنوز هم قامتش، به بلندای آسمان حقیقت است و در عشق و تکریم والایی‌ها، به صلابت صخره‌ها می‌ماند و به عظمت کوهساران. امام را می‌گویم؛ مردی که کران تا کران حیات را از تحرک و مبارزه و فریاد برضد استعمارگران، سرشار ساخت. فرزانه‌ای که نمونه مجسّم شجاعت و بی‌باکی بود. او که از هیچ قدرتی جز خداوند باک نداشت و در برابر هیچ گردن‌کشی سر فرود نیاورد. راستی، کدام تصویرگر می‌تواند جَبین پاک آن بزرگ‌مرد را به تصویر درآورد؟ کدام شاعر می‌تواند قصیده‌سرای آن ستم‌سوز و سپیده آفرین باشد؟ کدام نویسنده می‌تواند حکایت‌گر شورآفرینی‌ها و ایمان‌گستری‌های آن والامقام باشد؟ دهه مبارک فجر، بر نایب آن فجرآفرین و امت خداجوی ایران مبارک باد.معجزه انقلابسال‌های حکومت ستم، گرفتار چنگ یأس بودیم. ناامید از پیروزی و مقهور قدرت، دشنام به «شب» می‌دادیم و نفرین به «ستم» می‌کردیم. اما... مسیحا نفسی، احیاگر نفوس شد و حیات این ملت را جانی تازه بخشید. «روح خدا» بود که در جان افسرده مردم دمیده شد. حنجره‌های داوودی، در رهگذر باد و چشم انداز آفتاب و در موج خون و شط شهادت، سرود فجر حقیقت را سرداد. امام آمد، نشسته بر بال فرشتگان. امام در پیام خدایی اش در شهید آباد «بهشت زهرا»، در «صور انقلاب» دمید و مردم را در عرصه‌های حق و محشر نهضت جان بخشید. «صبح صادق» انقلاب بود. فجر ایمان، از شرق مکتب سرزده بود که به نماز عشق ایستادیم. در محراب حق، رو به کعبه عرفان، با وضویی از خون ده‌ها هزار شهید، بر سجاده صدق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر«تعبّد» نهادیم و دل به «ولایت» سپردیم و این، معجزه انقلاب بود.رحمت و منت حق به نام انقلاببار دیگر معجزه‌ای در تاریخ اتفاق افتاد. بار دیگر دست توانای خدا از آستین غیب بیرون آمد. بار دیگر اراده خدای عزیز و حکیم به کار افتاد و رحمت و منت حق، ملتی مستضعف و ستم کشیده را در برگرفت و فیض روح القدس مدد فرمود و به کالبد ملتی مرده، روح و روان دمید. سرانجام آنچه به خواب شب هم نمی‌دیدیم و ناممکن می‌پنداشتیم، به وقوع پیوست و ملت ما و ملت‌های مسلمان و عالمیان را غرق بهت و حیرت و اعجاب نمود. قدرت‌های داخلی و ابرقدرت‌های بین‌المللی را با همه هوشیاری غافلگیر کرد، حساب‌ها و نقشه‌های سیاسی و طرح‌های دراز مدت و تصمیم‌گیری‌های مطالعه شده آنان را به هم ریخت و بالاخره، ملت مسلمان ایران آزادی را بازیافت.بوی بهاراین روزها بوی خوش بهار آغشته به عطر معطر آزادی از راه می‌رسد و تقویم تاریخ یک بار دیگر برگ زرینی را به خود می‌افزاید و انقلاب شکوهمند اسلامی ما بیست‌وسومین سالگرد پیروزی خود را جشن می‌گیرد؛ انقلابی که صفحه‌ای زرین را در تاریخ حیات انسان‌های به خواب‌رفته گشود، و صلای دین‌داری، عدالت‌خواهی، استقلال‌طلبی و آزادگی را در گوش جان خفتگان طنین‌انداز کرد.در انجماد ثانیه‌ها...زهره نوربخشتاریک بود، شب رَجَز می‌خواند، سوسوی ستاره‌ها را ابر تیره می‌سترد. خورشید، تبعیدی فردا بود، و شب در صحراها و کوه‌ها و دشت‌ها، در میان باغ و بر فراز رود و اقیانوس، حکم می‌راند و نفس‌ها را می‌برید، به چار میخ می‌کشید و خون سرخ ستاره‌ها را بر چهره آسمان می‌پاشید.صدای غل و زنجیر می‌آمد، و جز آن، دیگر سکوت بود که کران تا کران، در گوش‌ها فریاد می‌کشید. درخت‌ها یخ زده بودند، رودها منجمد شده بودند، ماهی‌ها خواب بودند، و پنجره‌های رهایی یکی پس از دیگری بسته می‌شدند. دست‌ها آن‌قدر پنجه به دیوار کشیده بودند که فرسوده بودند. یاد باران کم کم از ذهن زمین پاک می‌شد، قندیل سکوت و وحشت و هراس در سردابه تاریخ، هر رهگذری را به خواب ابدی فرا می‌خواند؛ و این چنین شب رجز می‌خواند، و یکه‌تاز میدان بود تا این‌که چاووشان از آمدن صبح خبر دادند.خبر در اندام شب پیچید. شب به خود نالید، تلألو نور خورشید از کرانه‌های دور، بر ذهن خفته جهان تابید. رودها به راه افتادند، ترنم باران بود و رقص جوباران، هلهله درختان بود و لبخند زمین و بازی گنجشکان و بال و پر گرفتن قناری‌ها، چکاوک‌ها و پرستوها. اکنون صدا، صدای بارش باران بود تا این‌که در میان گرگ و میش صبح، خورشید برآمد و پایان انجماد زمین را اعلام کرد.و صدای اذان بلال زمان آمدابراهیم قبله آرباطانآن روزها که زلال جاری «فرهنگ اسلامی»مان را با «فرهنگ فرنگی» سدّ می‌کردند تا از آن‌چه بر سرمان می‌آید، غافل باشیم؛ و آن روزها که «دین» را در مسلخ «تمدّن» قربانی می‌کردند تا بازار غارتشان هر چه بیش‌تر رونق بگیرد، سال‌هایی بود که همه پنجره‌های امید به دیوارهای سنگی باز می‌شد؛ و تمام کوچه پس کوچه‌های رسیدن، به بن‌بست منتهی می‌شد.سال‌هایی که سنگینی سایه «خان‌ها» و «ارباب‌ها»، قلب زمین را می‌فشرد؛ روزگاری که شب، چتر تاریک و «از خود بیگانگی» را بر چشم‌های آسمان شهر کشیده بود و خورشید، خانه نشین تنهایی خود شده بود؛ ماه، به علامت عزا، هر شب خون می‌گریست؛ «دکّه‌های گمراهی» از وجب، وجب خیابان‌ها، تاراج شده بود و بیگانگان، فرزندان پاک وطن را به قیمت گوهر معصومیت‌شان، می‌خریدند.شب، معنای کامل زیستن شده بود؛ و خورشید را جرأت دمیدن از پشت کوه‌های صعب العبورِ «خودباختگی» نبود؛ و سزای دمیدنِ گاه گاهِ ستارگان، یا افول در گورستان بود، یا غروب در پای دارها.روشنایی را از کور سوی مشعل «مجسمه آزادی» می‌جستند و خورشید را از نور شمع.خوشه‌های طلایی گندم امید، به آتش نیرنگ خائنان می‌سوخت و خاکستر آن بر چهره‌های شکسته و رنجور مردم می‌نشست.آن روزها، حاصل تلاش مستضعفین، یا به چنگ شاهان می‌رفت، یا زیر دندان غارتگران.کفر را لباس «تجدّد» پوشانیده بودند تا مردم را از دینشان جدا کنند؛ و قرآن در گنجه‌های غربت خانه‌ها خاک می‌خورد.صدای أذان بلال زمان، از مأذنه‌های خاموش شهر برخاست و نوای بیداری را در گوش همه خفتگان نواخت. او آمد و با دست‌های گرمش، راه دریا را نشان داد و سد راه جاری شدن را برداشت. آری، او آمد و پیراهن زرّین آزادی را، بر قامت افراشته تک تک لاله‌ها پوشاند. او آمد و عاشورایی دیگر برپا کرد و حسین زمان خود شد. او آمد و خون بهای سنگین لاله‌های پر پر را، از شیطان‌ها گرفت و نهال خونین انقلاب را در دل فرزندان وطن کاشت. و این چنین بود که گل انقلاب از دست‌های مهربان مام وطن شکوفه داد و عطر افشانی کرد.... و سال‌ها چنین بود تا این‌که:... ابرهای رحمت، باریدن آغاز کرد و خورشید، ـ بعد از آن همه سکوت ـ دست‌های مهربان و گرم خود را بر سر شقایق‌ها و اطلسی‌ها کشید.مردی از سلاله محمد مصطفی تبر ابراهیم بر شانه‌های مردانه‌اش، خشم موسی در سرش، مهر عیسی در قلبش، تقوای علی علیه‌السلام در سینه‌اش، مظلومیت و صلابت حسین علیه‌السلام در تقدیرش، و کتاب خدا در دستش، آمد. مردی با پاهایی به استواری کوه‌ها و قلبی مالامال از عشق به دمیدن و شکفتن.روز خداجواد محمد زمانیبا گام‌های استوار رفتند؛ تا فتح قلّه‌ی انقلاب، فریادگر و پرخروش، مصمم و پرامید، در صف‌هایی به هم پیوسته و دل‌هایی از هم نگسسته؛ مردم روزِ بیست و دوّم بهمن را می‌گویم!آن روز کوچه‌ها عطر خوش انقلاب را حس می‌کرد و مردم در زمستانی سرد، گرمی آغوش همدیگر را در تبریک پیروزی می‌چشیدند. اصحاب عاشورای خمینی (رحمت الله علیه) و دانش آموختگان دانشگاه حسینی، این بار حماسه‌ای دیگرگونه آفریده بودند و کعبه‌ی میهن را از بُت‌های زر و زور و تزویر پاک کرده بودند. آنان که ایمان را با مائده‌های آسمانی‌اش، در بازار شهر گسترده بودند و تلاش را میهمان زندگی مردم کرده بودند. هم آنان که خون را کمترین متاع به درگاه پروردگارشان می‌پنداشتند و هستی خود را خالصانه برای رهبر خود می‌گماشتند.آن روز، حقیقت گُل متجلّی شد و باغ به این همه زیبایی خود تبریک گفت. آن روز پرنده‌هایی که کوچیده بودند بازگشتند و فضای آسمان در کثرت آنان، پنجره پنجره شده بود. آن روز درختان سرو به آزادی و آزادگیِ همگان، پیام تبریک فرستادند و برکه‌ها زلالیِ مردان و زنان انقلابی را درود گفتند. آن روز اقیانوس، مبهوت تلاطم‌های دلیرانه‌ای بود که کویر تشنه‌ی ایران را سیراب ساخته بود و سیلی خروشان شده بود، تا خانه‌ی عصیان را از جا بَر کند. آری، آن روز، روز خدا بود.اینک در یاد روز آن بهارِ فراموش ناشدنی، به روح پاک شهیدان درود می‌فرستیم و با گرامی داشت خاطره‌ی آن مسیح انقلاب، راه پرافتخار خویش را ادامه می‌دهیم.بشارت بهارالهام موگوییچه مژده‌ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟!چه بشارتی شیرین‌تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟!چه پیامی نیک‌تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟!چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری‌ترین روز هستی، بر صحیفه‌ی شب تار و طولانی، مُهر پایان خواهد زد.نسیم خوش عطر هدایت و نصرت، از هر سو می‌وزد و روح و جان عاشقان را می‌نوازد. بهار، با همه‌ی مهربانی‌ها و با همه‌ی طراوتش، نهال فتح و پیروزی را به ارمغان می‌آورد. پرندگان سفیدبال و عاشق، تنگی قفس اسارت را بال می‌گشایند و در قاب نیلگون آسمان، نغمه‌ی آزادی سر می‌دهند.قلب‌ها، کهکشانی از عشق خمینی می‌شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی.وطن، این خاک مقدس، اقیانوسی می‌شود خروشان از موج‌های سنگین؛ و غریو «اللّه‌ اکبر»، از هرکوی و برزن، نویدنصرت را طنین انداز می‌کند.شهر در قلمرو شب بود ... آمدی!؟خدیجه پنجیوالفجر! و لیالٍ عشر ...شب در عمیق لحظه‌ها، ریشه دوانده بود و تا افق‌های دور، جز سیاهی، رنگ دیگری دیده نمی‌شد. چشم‌ها، به تاریکی عادت کرده بودند و هیچ نگاهی، صادقانه به جستجوی نور، برنمی‌خاست. جرأت گشودنِ حتّی یک روزنه‌ی کوچک، در ذهنِ دست‌ها، جاری نبود. پنجره‌ها، میلی به تماشا نداشتند و زیبایی‌ها، چنگی به دل نمی‌زدند؛ چرا که دیدنِ زیبایی در قفس، زیبا نیست. در چارسوی باور شهر ـ تا جایی که چشم کار می‌کرد ـ تنها حضور یک فصل می‌وزید؛ آن‌هم زمستان بود. قلب‌ها به لحظه‌ی انجماد نزدیک بودند و جرقّه‌ی هیچ اندیشه‌ای، ذوبشان نمی‌کرد. شهر، قلمرو شب بود و سلطنت، از آنِ تاریکی؛ و در این میان، «انسان» ـ این موجود زجر کشیده‌ی تاریخ ـ با ناامیدی، سرنوشتِ تلخِ خود را می‌نگریست. زندان‌ها، از حضورِ پیروان سپیده، لبریز بود.ناگهان، ورق برگشت، صدای قدم‌های نور، در دهلیزهایِ تنگ و تاریکِ زمان پیچید و از طنین استوارش، پشتِ شب لرزید. «خورشید»، با تمام عظمتش ـ از پشتِ ابرهایِ تیره‌ی روزگار ـ طلوع کرد؛ آمد و به یک چشم بر هم زدنی، طومار عمرِ چندین هزار ساله‌ی «شب» را، مچاله کرد، روح زمستان را به زنجیر کشید و در تقویم زمانه، نامِ «بهار» را نوشت. خورشید تابید و سِحر کلامش، گرم و نافذ، در دل و جانِ شهر، نفوذ کرد و طلسمِ تسخیرناپذیر پنجره‌ها را حس کرد؛ آمد و نگاهِ مهربانش را ـ عادلانه ـ با تمام شهر، قسمت کرد.خورشید تبعیدی که آمد ...تا تو آمدی، پرده‌های غفلت، کنار زده شد و پنجره‌ها به سمت نور باز شدند. اندیشه‌ها، میل پرواز یافتند و ایده‌ها، جرأت ابراز. هوای تازه، آرام آرام، واردِ دالان‌های تنگ و تاریک اذهانِ پوسیده شد. خورشید، همچنان تابید و نور پاشید، گیاهان نورس، قد کشیدند و غنچه‌ها، لب به اعتراض گشودند. درختان، دست به دست هم دادند و برای قیام سرخشان، به آفتاب، اقتدا کردند. حسّی غریب، همه چیز را به شکفتن واداشت و روح سبز زندگی به اجساد پوسیده، انگیزه‌ی تحرّک و تکاپو بخشید. درختان قیام کردند و حماسه‌ای سرخ جوانه زد. «شب»، با تمام جلال و جبروتش، ترسیده و خورشید را ـ از این آسمان به آن آسمان ـ تبعید کرد؛ ولی هم چنان نور خیره کننده‌ی خورشید، می‌تابید و حضورش، گرم و روشن‌تر از همیشه، به چشم می‌خورد. شب نمی‌دانست که آفتاب، مکان و زمان نمی‌شناسد و خورشید، در هر آسمانی که باشد، کدام ابر، توانِ به زنجیر کشیدن آفتاب را دارد؟ کدام؟!چه غنچه‌هایی که در این راه ـ برای رسیدن به نور مطلق ـ از خون، حنا بستند و راهیِ حجله‌ی بهشت شدند!چه گل‌هایی که در زیر شکنجه و تازیانه‌ی پاییز، به قافله‌ی شهادت پیوستند و «بهار» را در نهایت زیبایی به تصویر کشیدند! و امروز، روز شکوفایی گل‌های، زیبای پیروزی است و همه با هم، با گل و لبخند، جشن خواهیم گرفت روزِ به گل نشستن بهار همیشه سبز انقلاب سرخی را که سال‌ها پیش، از دل کویر قد کشیده و تا بلندای تاریخ شکفت!فجر آزادی،‌ خوش‌آمدی!سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‌آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‌های سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‌مان راست‌شد،برلب‌های پژمرده‌مان شکوفه‌های تبسم نشست، در قلب‌های سوخته‌مان‌گلبوته‌های عشق و امید روئید و برگونه‌های زردمان گلخنده‌های سرخ‌نمودار شد.خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‌میهن اسلامی‌مان پیچید. قفس‌ها شکسته شد و نفس‌ها از زندان سینه‌هارهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‌گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‌داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحایی‌اش مردگان گورستان ترس‌و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت‌بپا کرد، غباری عظیم‌برانگیخت، غباری که چشم «چپ‌» و «راست‌» را کور کرده است.فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‌سپرد، کنگره‌های قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادی! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح‌اذا تنفس‌» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان‌پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‌های نبرد، «والفجر» می‌نویسند، ومادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می‌کنند.فجرآزادی! ماهنوز طعم تلخ شلاق استبداد را از یاد نبرده‌ایم;هنوز نشانه‌های تحقیر را در سیمای پرچین پدرانمان می‌بینیم; هنوزعربده‌های مستانه‌ی شاهان، پرده گوشمان را می‌آزارد; هنوز جای‌زنجیرها بردست و پایمان پیداست. فجرآزادی! سینه‌های شکسته‌مان‌هنوز سنگینی صخره‌های دوهزار و پانصدساله را از یادنبرده است.ای فجر! شب زدگان گیتی تو را می‌خواهند; ای آزادی! بندیان ستم‌تو را می‌جویند و ای خمینی! مستضعفان جهان نام تو را زمزمه‌می‌کنند.فجرآزادی! به شهرما خوش آمدی; اندکی بیابالا، بیا که در دوسوی‌زمین انتظار تو را دارند. بیا که در صور، در صیدا، در قدس، دربیروت، در مراکش، در بغداد، در هرات، در مصر و در صحرا به‌انتظار تو نشسته‌اند.فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.فجرآزادی! خبرداری که فجرهای کاذب چون دم گرگ در افق پیشاپیش‌تو به ارعاب خلق پرداخته‌اند؟ تو زودتر بیا که با آمدنت، گرگهامی‌گریزند. فجرآزادی! مقدمت را گرامی میداریم، پیامت را پاسداری‌می‌کنیم و در پیشگاه آفریننده‌ات «فالق الاصباح‌» و «رب الفلق‌»سربه سجده می‌نهیم. ای فجر زندگی! انفجار نور! گامت‌بخیر، نامت‌بلند، فروغت فزونتر، حال که آمده‌ای پس بمان و بمان، جاودانه‌باش.فجر صادق انقلابحجت الاسلام جوادمحدثیفاصله شب تاریک حکومت طاغوت، تا صبح روشن فجر صادق انقلاب،ده روز خدایی بود، شبهایش همه شب قدر، آری ... «دهه فجر»پس از آن ده روز، سپیده «روشن جمهوری اسلامی‌» دمید.«کلمه‌الله‌» بر فراز زمان جای گرفت و آن روز بزرگ، یکی دیگراز «ایام الله‌» ماندگار تاریخ شد.کاخ‌هایی که به قیمت ویرانی کوخ‌ها برپا شده بود، به دست کوخ‌نشینان سقوط کرد و محشری عظیم از اراده مومنان مصمم و مشیت‌تحول آفرین خدا پدید آمد. دیو گریخته بود که فرشته در آمد.امام، در پیام خدایی‌اش و با دم مسیحایی‌اش در شهیدآباد «بهشت‌زهرا» ، در «صور انقلاب‌» دمید و مردم را در عرصات حق و محشرنهضت، جان بخشید.آن ده روز فجر آفرین، از ده قرن هم پربارتر بود و 22 بهمن،اوج آن موج‌های خونین و موج آن شطهای خروشان بود.باری... «صبح صادق‌» انقلاب بود و فجر ایمان از مشرق مکتب‌سرزده بود که به «نماز عشق‌» ایستادیم. با وضویی از خون‌دههاهزار شهید، برسجاده صدق نشستیم و پیشانی اخلاص بر مهر تعبدنهادیم و دل به «ولایت‌» سپردیم.همین که خواستیم ذکر استقلال و آزادی بر «زبان انقلاب‌» جاری‌کنیم، شیاطین سربرداشتند و تیغ کینه برکشیدند و بذر فتنه‌کاشتند. «ناکثین‌» ، سوار بر «جمل قدرت طلبی‌» ، در بصره‌بی‌بصری فتنه به پا کردند. «قاسطین‌» ، دیگر بار «صفین‌» راپدید آوردند و صف حق و باطل برابر هم ایستاد و «مارقین‌» نیزدر «نهروان خیانت‌» از پشت‌خنجر زدند. بازرگانان، تهیدست ازبازار برگشتند و کالای «آزادی‌» شان قلابی از آب در آمد و روی‌دستشان بادکرد. شیادان و مزدورانی که سنگ «توده‌» و «خلق‌»را به سینه می‌زدند، به دست همان توده و خلق، سنگسار شدند ونفاقشان علنی و مشتشان باز شد.در این همه سال که برما گذشته است، «فجر پیروزی‌» با «شب‌کین توزی‌» درگیربوده و حق و باطل، هنوز هم به نوعی دیگر دربرابرهم صف آراسته‌اند. در این سالهای پرفراز و نشیب، با همه‌وجود، غربت‌حسین(ع)و مظلومیت علی(ع)را حس کردیم و میدان احد ومعرکه صفین و صحنه کربلا بارها برایمان تکرار شد.با نفاق و کفر جنگیدیم و احزاب مهاجم را تا آن سوی «خندق‌پیروزی‌» عقب راندیم. پرچم شرق و غرب را از بام تزویر به زیرکشیدیم. و... دراوج قدرت، از پشت‌خنجر خوردیم و در نهایت‌تنهایی و مظلومیت، تنها خدای یکتا دلمان را گرم و عزم ما راجزم می‌کرد و به آینده امیدوارمان می‌ساخت.در تمامی این مراحل، پیرو مرادما، همچون نوح، کشتیبان انقلاب‌در امواج توطئه‌ها بود و با بصیرتی الهی «راه‌» می‌نمود و برای‌«رهروان‌» از میان آن همه خطرها «معبر» می‌گشود.دردمندانه به سوک امام امت(ره)نشستیم و پس از آن پیر، بامولای جدیدمان پیمان ولایت‌بستیم، ولی دشمن، جبهه جدیدی بر ضدانقلا گشود که رهبر انقلاب، از آن با «شبیخون فرهنگی‌» یاد کرد.افعی‌های خفته در لابه لای جراید ومجلات، به نیش زدن و سمپاشی‌پرداختند.محور عملیات دراین نبرد، مدرسه‌ها، خانه‌ها مطبوعات، فیلم‌ها،جشنواره‌ها، ماهواره و انترنت، القاءات برخی استادان دردانشگاه، نشر و پخش رمان‌های مبتذل وخانمان سوز، اشاعه بی‌دینی وسکولاریسم، قداست زدایی از مقدسات و توهین به باورهای دینی این‌امت‌بود. می‌خواستند عناصر فراری و مرده و فسیل شده را دوباره‌زنده کنند و ابوسفیان‌های کین‌توز را به صحنه آورند.حادثه‌های تلخی داشتیم. و فراز و فرودهای شگفت، عبرت آموز وروشنگر بر این امت‌شهید داده گذاشت.اینک، ماییم و «انقلاب اسلامی‌» ، که یادگار امام راحل است.ماییم و رهبری که درخروش و خلوص و درایت و صلابت، «خلف‌صالح‌» امام امت است.ماییم و نسلی پویا، که هم «آماج فتنه‌ها» ست و هم «ذخیره‌انقلاب.»ماییم و یک جهان دشمن، که در قالب «نظامهای استکباری‌» شکل‌گرفته است.ماییم و یک جهان دوست، که در مبارزات ضد استکباری و حق طبانه‌ملتهای مظلوم، متجلی است و همه چشم به «ام القری ایران‌»دوخته‌اند و تشنه معارف ناب مکتب اهل‌بیت علیهم السلام اند.ماییم و جنگ فرهنگها در عصرحاضر و تلاش گسترده «وهابیت‌آمریکایی‌» بر ضد «اسلام ناب محمدی‌» .ماییم و جبهه‌های متعدد گشوده در برابر انقلاب، در ابعادسیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، که این مرحله، بیش از گذشته،«بصیرت‌» و «هوشیاری‌» و «آمادگی‌» و «پیام رسانی‌» و«تبیین‌» می‌طلبد.ما امروز هم، گرفتار مشکل «صدا» درجهان شلوغی هستیم که‌دروغهای نشسته برامواج صوتی و تصویری، عرصه را بر تابش و جلوه‌حق، تنگ ساخته است.چشم و گوش انقلاب، باید بسیار تیزبین‌تر و حساس‌تر باشد، تاهم‌فتنه‌ها را در قالب‌های جدیدش بشناسد و هم دروغ‌ها، تحریف‌ها،شایعات و غوغا افکنی‌هاو فتنه‌انگیزی‌ها، فرزندان انقلاب و نسل دوم‌جمهوری اسلامی را از «جلوه ناب دین‌» غافل نسازد.اگر ما پیمان نشکنیم و عوض نشویم، نه بیم شکست انقلاب هست، نه‌خوف سست‌شدن بنیان‌های آن.رسالت رساندن این نهضت‌به «عصرحضور» و سپردن آن به دست‌«خورشید عصر غیبت‌» ، بر دوش ماست.جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند.»منابع:ماهنامه گلبرک، ش25ماهنامه گلبرک، ش47ماهنامه گلبرک، ش59ماهنامه اشارات، ش45ماهنامه اشارات، ش57ماهنامه اشارات، ش117ماهنامه کوثر، ش35 ]]> روابط عمومی Sun, 04 Feb 2018 06:39:14 GMT http://rahianenoor.com/vdceew8z.jh8zfi9bbj.html گزارش تصویری/ حاشیه نشست هم اندیشی روابط عمومی راهیان نور با اصحاب رسانه کردستان http://rahianenoor.com/vglc.iq1a2bqip,s8a22l5..html ]]> روابط عمومی Fri, 20 Jun 2014 18:52:37 GMT http://rahianenoor.com/vglc.iq1a2bqip,s8a22l5..html گزارش تصویری / مریوان - نشست صمیمانه جمعی از پیشمرگان کرد مسلمان با مدیر روابط عمومی راهیان نور http://rahianenoor.com/vgle.w8xbjh8wf2zibjj9r..html ]]> روابط عمومی Sun, 22 Jun 2014 03:42:35 GMT http://rahianenoor.com/vgle.w8xbjh8wf2zibjj9r..html حق گرايي و باطل ستيزي امام كاظم (ع) http://rahianenoor.com/vdcd.90o2yt0zxa26y.html امام موسي كاظم(ع) همانند ديگر اوصياي الهي كوشيد تا در قول و عمل به عنوان نمونه عيني و شاهد كامل الهي ظاهر شود. زندگي او سرشار از آموزه ها و درس هايي است كه مي تواند راهنماي عمل هر يك از افراد و جوامع بشري باشد. هر كسي كه بخواهد در مسير كمالي قرارگيرد و زندگي فردي و اجتماعي خود را چنان بسازد كه احساس خوشبختي كند و هرگونه اندوهي از گذشته و ترسي از آينده خويش بزدايد، مي تواند با رجوع به آن بزرگوار، خود را در اين حالت قراردهد. هر يك از امامان(ع) همانند پيامبران(ع) مظهر اسمي از اسماي الهي هستند كه در القاب نام هاي ايشان نمود مي يابد چنان كه حضرت موسي(ع) كليم الله و حضرت محمد(ص) حبيب الله و امام علي بن موسي(ع) رضا و امام موسي بن جعفر(ع) كاظم است. آن حضرت در برابر بسياري از مصايب و شدايدي كه در زندگي خويش تحمل كرد كظم غيض نموده و با در پيش گرفتن صبر و شكيبايي بي مانند نمونه اي از پايداري در برابر ظلم و ستم ستمگران و دولت مردان باطل را به همه جهانيان نشان داده است. نوشتار حاضر تلاش مي كند تا صبر و پايداري آن حضرت(ع) را براساس سيره و قول ايشان بنماياند و نشان دهد كه چگونه آن حضرت(ع) در برابر فشارها حكومت هاي ظالم بني عباسي صبر پيشه كرد و هرگز دمي از مبارزه با ظلم و احقاق حق دست برنداشت. سال هاي زندان هاي مخوف و وحشتناك را تحمل كرد ولي هرگز از راه مبارزه دست نكشيد و همواره درپي احقاق حق و بازگو كردن آن و ستيز با باطل بود. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم. حق گرايي و حق خواهي، آرمان پيامبرانحق به امري گفته مي شود كه واجب و ثابت است و در اصل به معناي مطابقت و موافقت مي آيد. البته اين واژه كاربردهاي چندگانه اي دارد كه مي توان به ايجاد چيزي براساس حكمت و يا چيزي كه براساس حكمت ايجاده شده و يا سخني كه به اندازه و به موقع گفته شود و يا اعتقاد به چيزي چنان كه هست (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه حق) اشاره كرد. در همه اين كاربردها اصل مطابقت با واقع هستي مورد توجه مي باشد بر اين اساس قرآن گاه خداوند را حق و گاه هستي و آفريده الهي را حق مي شمارد و هر چيزي را كه برخلاف آن باشد به عنوان باطل مي شمارد. قرآن در بيان تمثيلي مي كوشد تا اين معنا را به مردم بفهماند كه باطل از آن جايي كه چيزي جز نيستي نمي باشد مي كوشد تا خود را با آويختن و آميختن به حق معنا كند و وجود دهد. از اين رو باطل همواره به حق مي چسبد تا خودنمايي بلكه وجودنمايي كند. در آيه 17 سوره رعد خداوند به خودنمايي باطل بر محور حق اشاره مي كند و توضيح مي دهد كه چگونه باطل همانند حبابي بر آب، سست و پوچ است و بي حق مي تركد. از آن جايي كه ميان حق و باطل هيچ واسطه اي نيست (يونس آيه32) و در زندگي انسان ها آن دو ملازم يك ديگرند (رعد آيه17) براي بسياري، مشكل جداسازي پديد مي آيد؛ ولي از آن جايي كه فطرت و طبيعت آدمي براساس حق جويي و حقيقت پذيري قرارداده شده (بقره آيه71 و نيز انبياء آيه55) انسان مي تواند با تكيه بر فطرت و طبيعت سالم خويش آن دو را شناخته و با گرايش به حق خود را از گرفتاري هاي باطل و پيامدهاي زيانبار آن در امان نگه دارد. قرآن بيان مي كند كه حق پذيري، تنها رمز سعادت و رهايي انسان ها از آتش دوزخ و خشم الهي است (زخرف آيات 74تا 78) و برانسان است تا در برابر حق تسليم بوده و آن چه از سوي خداوند از راه آموزه هاي وحياني به آدمي مي رسد بپذيرد. (يونس آيه94) دل هاي پاك چون دل هاي پاك پيامبران كه براساس فطرت است محل نزول كلام حق الهي است (سبا آيه48) و بر مردم است كه از حقي كه از سوي خداوند بر دل هاي پيامبران و مردان پاك سيرت الهي فرود مي آيد پيروي كنند. (محمد آيه3) از آن جايي كه حق مطلق، خداوند است و حركت پيامبران و معصومان(ع) برمدار حق است، اراده الهي بر اين تعلق گرفته است تا در نهايت حق بر باطل پيروز شود و باطل از ميان برود. (انفال آيه7 و توبه آيه48 و يونس آيه82 و شورا آيه24) حق در تحليل قرآني پايه و محور احكام و قوانين وحياني الهي چون احكام اسلام است (توبه آيه33) و خداوند پيامبرانش را با اين هدف فرستاده است تا حق را به مردم معرفي كنند و آن را در جامعه تحقق بخشند. (فتح آيه28) ويژگي هاي حق طلبان و باطل ستيزانحق طلبان كساني هستند كه در برابر هوس ها و تمايلات فسادانگيز باطل گرايان و حق ناپذيران تسليم نمي شود (مؤمنون آيه70و 71) و همانند حضرت ابراهيم(ع) جز به حق، روي خوش نشان نداده و با باطل در هر لباس و جامه اي مبارزه مي كنند (بقره آيه135 و انعام آيات79 و 161 و نحل آيه120 و آيات ديگر) دل هايشان در برابر حق نرم است و از سلامت فطرت و صفا بهره مند مي باشند. (حج آيات 52تا 54) اجتناب از انديشه هاي سودجويانه (نور آيات 48و 49) در كنار تامل در كيفيت آفرينش (ق آيات5و 6)، دوري از هرگونه استكبار (مائده آيه82)، داشتن تواضع و فروتني (مائده آيه83)، دارابودن سلامت قلب و صفاي باطن (حج آيات53و 54) و علم كامل به وحدانيت خداوندي و توحيد مطلق (حج آيه54) از ويژگي هاي حق طلبان است. حق در انديشه سياسي و اجتماعي آموزه هاي قرآني، محور و ميزان قضاوت و نيز حكومت است (اعراف آيه181) و كسي كه در انديشه حق و در عمل عامل به حق است، از او چيزي جز عدل و داد بيرون نمي آيد و در هيچ انديشه و عملي راه به انحراف نمي برد و از راه حق و عدالت خارج نمي شود. اين مسئله موجب شده تا در تحليل قرآني انسانهاي حق گرا و عدالت ورز همانند باطل گرا و مفسد نباشند و انسان هاي نيكوكار با انسان هاي منحرف و متجاوز و مفسد يكسان شمرده نشوند. (ص آيات27 و 28 و جاثيه آيه21- 22) حق خواهي و باطل ستيزي امام موسي كاظم(ع)امام موسي كاظم(ع) به سبب مبارزه دايمي در زندگي خويش به اين نام شناخته شده است. او توانست با حق خواهي به عنوان هدف آرماني در زندگي فردي و اجتماعي خويش و ظلم و باطل ستيزي، در چنان جايگاهي قرار گيرد كه مصداق بارز كاظم شناخته شود. كاظميت آن امام همام(ع) زماني معناي واقعي به خود مي گيرد كه در برابر فشارهاي ظالمان و سختي ها و مصايب بي شماري كه از سوي دشمنان اعمال مي شد صبر و شكيبايي مي ورزد و با كظم و خود نگه داري و محافظت بر اصول حق و ارزشي به مبارزه خويش ادامه مي دهد. در سيره امام كاظم(ع) حق گرايي و باطل ستيزي در عمل اجتماعي و سياسي از جايگاه خاصي برخوردار است. آن بزرگوار هرگز حاضر نشد تا با همه زندان ها و شكنجه ها دست از حق گويي و حق گرايي برداشته و با باطل كنار آيد. اين يوسف علوي، حاضر شد 7 تا 14 سال در زندان خلفاي زور و باطل بماند ولي دست از مبارزه با ظلم و باطل نشويد و با آنان كنار نيايد. محدوده فدكسران خلافت سلطنتي از آن حضرت خواستند تا دست از حق گويي و مبارزه بكشد و در برابر گرفتن حق و حقوقي هرچند حتي فدك، با خلافت سلطنتي كنار آيد. از اين رو به ايشان پيشنهاد مي دهند ماهانه حقوقي كلان در اختيارش گذاشته و يا زندگي او را تامين كنند؛ ولي آن حضرت(ع) همانند حضرت يوسف صديق(ع) مي فرمايد: رب السجن احب الي مما يدعونني اليه؛ پروردگار من! زندان در نزد من محبوب تر است از آن چه آنان بدان مي خوانند. آن حضرت حاضر نمي شود تا دست از حق گويي و حق طلبي و باطل ستيزي بردارد. و لذا در برابر بخشش فدك بيان مي كند كه مفهوم فدك در انديشه سياسي خلافت ولايي الهي، چيزي جز همه دارالاسلام نيست. بر اين اساس هنگامي كه از او مي خواهند تا محدوده فدك را نشان دهد تا آن را به عنوان ميراث فاطمي(س) بازگردانند، آن حضرت(ع) همه مرزهاي خلافت سلطنتي از آسياي ميانه تا سند و ايران و شرق و غرب ممالك اسلامي تا آفريقا و اندلس را نشان مي دهد و محدوده فدك را اين گونه مشخص مي كند. هدف، باطل را توجيه نمي كندحق گرايي و باطل ستيزي در همه وجود امام كاظم(ع) آن صابر صديق نبوي(ع) به خوبي به شكل قول و عمل و گفتار و سيره خودنمايي مي كند. از نظر آن حضرت(ع) هرگز باطل نمي تواند راهي به سوي حق باشد و دولت ظالم و باطل نمي تواند عدالت و حق را اجرا كند بر اين اساس در انديشه و تحليل آن حضرت(ع) نمي توان به سوي حق با ابزار باطل رسيد و اگر كسي بخواهد عدالتي را ايجاد كند و حقي را بر پا دارد نمي تواند از ابزار باطل سود برد. به عبارت ديگر هدف هرچند والا و عالي باشد نمي تواند ابزار باطل را توجيه و به آن جواز استفاده دهد. در اين باره آن حضرت خطاب به يكي از ياران خويش مي فرمايد: يا فلان! اتق الله و قل الحق و ان كان فيه هلاكك فان فيه نجاتك و دع الباطل و ان كان فيه نجاتك فان فيه هلاكك؛ خود را از خشم خدا حفظ كن و تقوا پيشه كن و سخن حق را بي پروا و هيچ ترسي بگو هرچند كه نابودي تو در آن باشد؛ اما بدان كه حق، موجب نابودي تو نيست بلكه آن نجات دهنده توست. اما باطل را همواره رها كن هرچند كه به ظاهر نجات تو در آن باشد؛ زيرا هرگز باطل نجات بخش نيست بلكه در نهايت موجب هلاكت تو مي شود. حق گرايي و حق طلبي و باطل ستيزي هرچند كه بهاي سنگيني دارد كه بايد پرداخته شود ولي آن حضرت(ص) با كاظميت خويش توانست با صبر و شكيبايي، همه فشارها و اهانت ها و زندان ها را تحمل كند. قرآن بيان مي كند كه حق گرايان همواره از سوي حق ستيزان مورد فشار و تهديد و زندان شكنجه قرار مي گيرند كه حضرت يوسف(ع) و ساحران بازگشته به دين توحيدي موسي(ع) از آن جمله هستند كه در برابر فشارها صبر و تحمل پيشه كردند. حق ستيزان باطل ستيزان را متهم مي سازند (مومنون آيه 69و 70) و اجازه نمي دهند كه آنان زندگي خويش را در مسير كمالي و رشدي طي كنند. استكبار ورزي و تكبر و خود برتربيني حق ستيزان (يونس آيات 75و 76) و تعصب هاي بي جا (سبا آيه 43) و حسادت (بقره آيه 109) و جرم و جنايت و بزهكاري آنان (انفال آيه 8 و نيز يونس آيه 83) از مهم ترين علل و عواملي است كه موجب مي شود تا شخص در رفتار شخصي و اجتماعي خويش به سوي حق ستيزي و باطل متمايل شود. از اين رو حضرت كاظم(ع) همواره با هرگونه عاملي كه موجبات گرايش به حق ستيزي را پديد آورد مبارزه مي كند و از ياران خويش مي خواهد كه اين گونه عمل كنند و هرگز در هيچ عمل كوچك و بزرگي از حق دست بر ندارند و براي دست يابي به آرامش و آسايش ظاهري به باطل گرايش نيابند. آن حضرت(ع) روش هاي مختلفي را براي احقاق حق و ابطال باطل در پيش گرفت كه يكي از آنها نفوذ دادن ياران باوفا و آزموده خويش در دستگاه حكومتي بود تا دوستان ايماني را ياري كرده و به مردم كمك كنند و جان و مال و عرض ايشان را از ظلم و ستم حاكمان حفظ كنند از جمله اين ياران مي توان به علي بن يقطين اشاره كرد كه با نفوذ در دستگاه حكومتي توانست كمك هاي بسياري را به مومنان و دفع ظلم كند. البته اين روش مبارزه با ظلم مبتني بر حق بوده و آن حضرت هرگز از باطل براي دست يابي به حق استفاده نكرد؛ بلكه در همان حال به ياران سفارش مي كرد كه هرگز كاري نكنند كه براي دست يابي به حقي ظلم و باطلي را مرتكب شوند. بنابراين زماني كه يكي ديگر از ياران خواست تا كاري كند كه از نظر امام در حكم بهره گيري از باطل براي رسيدن به حق بود، او را بر حذر داشت و آن يار باوفا و شيعه واقعي حق و عدالت، نيز شتران خويش را فروخت تا تن به باطلي نسپارد. امام موسي كاظم(ع) شير بيشه امامت و شمشير آخته اسلام و حق ضد كفر و باطل و ظلم بود اين مساله موجب شد تا او را سال ها از زنداني به زنداني منتقل كنند. ولي آن حضرت اين سخن شاعر عرب را زمزمه مي كرد: مرا ملامت كردند كه تو زنداني شدي (و امامت در ميان مردم نكردي) گفتم اين كه عيب نيست. كدام شمشير كاري هست كه او را در غلاف قرار ندهند. مگر نمي بيني شير را كه به بيشه خود خو مي گيرد و از آن بيرون نمي رود اما درندگان پست و ضعيف هماره آزاد و دايم در تردد و حركت به اين سو و آن سويند. آن حضرت(ع) نيز شيري بود كه به زندان افتاد تا علاقه مردم را از وي ببرند و از مقام عظماي ولايت فرو اندازند ولي همه اين كارها بي فايده و بي اثر بود؛ زيرا زندانبان او هم كه فضل برمكي بود دل در محبت او باخت و در برابر عظمت وي تواضع كرد. عار نبود شير را از سلسلهما نداريم از رضاي حق گلهشير را بر گردن از زنجير بودبر همه زنجيرسازان مير بودآن حضرت(ع) حتي در زندان هم مير و والي بر كائنات بود و حتي شير پرده نيز اسير اشاره او مي شد. اين گونه است كه مهر و محبت او هر روز در دل ها بيش تر مي شد و دشمنان به ويژه هارون الرشيد اين حاكم جور و باطل را مهر و محبت مردمي، سخت به وحشت مي افكند. و لذا او را به شهادت رساندند تا اين نور را خاموش كنند و يكي از باطل ستيزان را از ميدان به در برند. اين در حالي است كه شهادت آن حضرت خود آغازي بر پايان حكومت خلافت سلطنتي شد و بزرگ ترين دوران طلايي عباسي آغاز زوال را پذيرفت. منبع: روزنامه کیهان ]]> روابط عمومی Sun, 30 Nov 2014 09:26:53 GMT http://rahianenoor.com/vdcd.90o2yt0zxa26y.html نیم قرن شرارت http://rahianenoor.com/vdcbsgb8.rhb8spiuur.html چکیده: چالش در روابط ایران و آمریکا به رغم گذشت دو دهه، یکى از مناقشه ‏انگیزترین مباحثى است که محافل سیاسى جهان بویژه غرب همچنان با اشتیاق آن را دنبال مى‏کنند. اقدامات خصمانه دولت آمریکا علیه ایران با توجه به خوى استکبارى و خصلت استیلاطلبى ایالات متحده و نیز با عنایت‏به پیشینه بسیار خسارت‏بار ارتباط با این کشور، مانع از آن است که دولت و ملت‏بزرگ و مستقل ایران بخواهند درهاى رابطه را بر روى دولت امریکا بگشایند. جستار حاضر نگاهى است گذرا به مهمترین اقدامات خصومت‏آمیز آمریکا که در طى پنجاه سال علیه ملت‏بزرگ و متمدن ایران روا داشته است .  مقدمه بر اساس اسناد و مدارک موجود، روابط سیاسى ایران و امریکا رسما از سال 1262 ش . /1883م . شکل گرفت و سیاست اعلام شده امریکا مبنى بر عدم مداخله در امور داخلى کشورها تا مدتى پى‏گیرى مى‏شد . امریکایى‏ها درست زمانى که ایران منطقه قابت‏شدید دولتهاى روس و انگلیس بود، سعى کردند با اعمال این سیاست، اعتماد دولت و ملت ایران را به خود جلب کنند . این اعتمادسازى به طور چشمگیرى در جریان جنگ جهانى دوم بروز داشت . در ماجراى اشغال ایران به دست ارتش روس، امریکایى‏ها تلاشى جدى در عرصه‏هاى بین‏المللى در حمایت از ایران و اخراج سربازان روسى از این کشور به عمل آوردند و این سیاستها و حمایتها به جلب اعتماد ملت و دولت ایران بیش از پیش کمک کرد . البته حمایت و جانبدارى امریکا از ایران نه از سر خیرخواهى و مهرورزى، بلکه به لحاظ اهمیتى بود که امریکایى‏ها براى این منطقه حساس، که منبع و ذخیره عظیم انرژى است، قائل بودند . (2) دولت امریکا پس از جلب اعتماد، بتدریج‏سیاست‏خود را - حدودا از سال 1320 به بعد - تغییر داد و در پوشش روابط دوستانه با دولت ایران، به دخالت مستقیم در تمامى امور داخلى کشور ما روى آورد و به شکل یک مستعمره با آن برخورد کرد و ستمهاى بى‏شمارى در حق ملت ایران مرتکب شد . شرح همه شرارتها و اقدامات نفرت‏انگیز دولت امریکا طولانى است و در این مجال محدود نمى‏گنجد; از این رو، فقط به شرح مختصر برخى از مهمترین آنها مى‏پردازیم و جویندگان محترم را به کتابهایى که به طور مستقل در این زمینه نگاشته شده است، ارجاع مى‏دهیم (3) :  پاره ‏اى از اقدامات آمریکا علیه ایران  1 - کودتاى 28 مرداد 1332 دکتر مصدق در اردیبهشت ماه 1330 (مه 1951 م). با پشتیبانى و حمایت قاطع آیت الله کاشانى به نخست‏وزیرى رسید . او پس از احراز نخست وزیرى، سیاست «ملى کردن صنعت نفت‏» را با جدیت تمام دنبال کرد و سرانجام، در 29 اسفند 1330 موفق به تحقق آن شد . در جریان ملى شدن صنعت نفت، دست انگلیسى‏ها به طور خاص که از مدتها مشغول غارت منابع نفتى ایران بودند، کوتاه شد . آنان که ادامه این روند را براى منافع خود بسیار زیانبار مى‏دانستند، به فکر توطئه‏اى براى ساقط کردن دولت دکتر مصدق مى‏افتند . بنابر اعتراف امریکایى‏ها، که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا (CIA) و وزارت خارجه امریکا در سال 1379 منعکس شده است، نمایندگان دستگاه امنیتى انگلیس، موضوع براندازى دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت امریکایى‏ها در فروردین 1332/مارس 1952 مواجه شدند . تحلیل‏گران مسائل سیاسى دو عامل عمده را علت این رویکرد و تغییر سیاست امریکا در حمایت از جبهه ملى مى‏دانند: خست‏یاس دولت امریکا از فریفتن یا به سازش رسیدن با آیة‏الله کاشانى; رهبرى اصیل اسلامى و مردمى نهضت و دیگرى توافق با انگلیس در یک کنسرسیوم که به موجب آن، قرار شد چهل درصد از منابع نفتى و سایر سرمایه‏هاى ملى ایران به امریکا و چهل درصد آن نیز به انگلیس تخصیص یابد . (4) طرح کودتاى 28 مرداد پس از مطالعات فراوان و بازنگریهاى مکرر توسط طراحان انگلیسى و امریکایى، در قالب طرح تى‏پى آژاکس ( (T.P Ajaax در تاریخ 21 تیر ماه توسط رئیس سازمان سیا، وزیر خارجه امریکا و رئیس جمهور امریکا (آیزنهاور) به امضاى نهایى رسید و با اختصاص بودجه‏اى هنگفت، سرانجام پس از فراهم شدن مقدمات امر، در 28 مرداد 1332 کودتا با موفقیت انجام پذیرفت . (5) در نتیجه این کودتا، دکتر مصدق از نخست‏وزیرى برکنار شد و حکومت مردمى وى سقوط کرد . شاه، که از بیم اعتراضات و شورشهاى مردمى، از قبل به ایتالیا گریخته بود، پس از کودتا مجددا به ایران بازگشت و به این صورت، سلطه همه جانبه امریکا بر این کشور آغاز شد . امریکایى‏ها تا این اواخر، دخالت مستقیم خود در کودتاى 28 مرداد 1332 را کتمان مى‏کردند (هر چند بر اساس اسناد و مدارک فراوان، دخالت آنها براى ملت ما محرز بود)، تا این که مادلین آلبرایت، وزیر خارجه دولت‏بیل کلینتون، براى نخستین بار در یکى از سخنرانیهاى رسمى خود، در 27 اسفند 1378 بدون هیچ گونه عذرخواهى از ملت ایران، از نقش مستقیم و محورى ایالات متحده امریکا در کودتاى 28 مرداد به صراحت پرده برداشت و گفت: «در سال 1332 ایالات متحده امریکا نقش مهمى در هماهنگى براى سرنگون کردن رژیم مردمى نخست وزیر محمد مصدق ایفا کرد و دولت آیزنهاور بر این باور بود که این عمل به خاطر دلایلى استراتژیک، قابل توجیه است .» پس از این اعتراف مهم، دولت امریکا در خرداد 1379 اسنادى را که در آن از نقش مهم دولت امریکا در کودتاى 28 مرداد سخن به میان آمده است، منتشر ساخت .  2 - حمایت و تحکیم پایه‏ هاى حکومت استبدادى شاه حمایت دولت امریکا از شاه پس از 28 مراد 1332 وارد مرحله جدیدى شد و امریکایى‏ها با تمام توان، از شاه حمایت کردند . حمایت مالى امریکا پس از کودتا به طرز شگفت‏انگیزى افزایش یافت . دقیقا 12 روز پس از کودتاى 28 مرداد، شاه از امریکا درخواست وام کرد و امریکا نیز با پرداخت‏یک وام 45 میلیون دلارى به ایران موافقت نمود . در سال 1330 کمک مالى امریکا به ایران بالغ بر 3/1 میلیون دلار بود، اما این رقم در سال پس از کودتا به 70 میلیون دلار یعنى 60 برابر رقم قبلى رسید و سه سال بعد به 250 میلیون دلار افزایش یافت . (6) رژیم شاه هر چه پیش مى‏رفت، وابسته‏تر مى‏شد و نفوذ امریکا روزبه‏روز در دستگاه حاکمیت ایران افزونتر مى‏گشت . امریکایى‏ها، که ایران را «جزیره ثبات‏» خود مى‏دانستند، تا آخرین روزهاى حیات سیاسى شاه، دست از حمایت وى برنداشتند . آنها حتى پس از اوج‏گیرى انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى‏قدس سره، در حالى که ملت ایران از جنایات بى حد و حصر رژیم شاه به تنگ آمده بود و یکپارچه و یکصدا نابودى شاه را فریاد مى‏کرد، تلاش کردند به هر شکل ممکن، رژیم شاه را پابرجا دارند . کارتر، یک سال قبل از پیروزى انقلاب اسلامى (دى ماه 1356) با نادیده گرفتن واقعیتهاى جامعه ایرانى، در جریان یک سفر به ایران، این کشور را «جزیره ثبات‏» در یکى از آشوبزده‏ترین نقاط جهان توصیف کرد و علاقه خود را نسبت‏به رژیم دیکتاتورى شاه چنین بیان نمود: «هیچ کشور دیگرى در جهان براى برنامه‏ریزى مشترک، از ایران به امریکا و ما نزدیک نیست . هیچ کشور دیگرى براى بررسى مشکلات منطقه‏اى، که مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست، ارتباط نزدیکترى از ایران با ما ندارد و هیچ رهبر دیگرى نزد من احترامى عمیقتر و رابطه‏اى دوستانه‏تر از شاه ندارد .» (7) کارتر، که همواره در سخنرانیهاى خود، بر رعایت‏حقوق بشر و فضاى باز سیاسى تاکید داشت، در برابر جنایات شاه سکوت اختیار مى‏کرد . در جریان حادثه 17 شهریور 1357 که هزاران زن و مرد مسلمان به دست مزدوران شاه به شهادت رسیدند، دولت امریکا نه تنها سکوت پیشه کرد، بلکه کارتر یک شب پس از فاجعه خونین 17 شهریور، طى تماس تلفنى با شاه، در حالى که از عواقب رفتار خشونت‏بارش در این روز و اوجگیرى مخالفتها بشدت نگران و مضطرب بود، حمایت کامل خود را از حکومت وى اعلام کرد و در تماسى دیگر، ضمن توصیه به خویشتندارى بیشتر، به شاه قول داد که طى اعلامیه‏اى به طور جدى از او حمایت‏خواهد کرد . (8)  3 - تحمیل قانون کاپیتولاسیون و تحقیر ملت بزرگ ایران یکى از اقدامات تحقیرآمیز دولت ایالات متحده امریکا علیه ملت ایران، فشار بر حکومت وابسته شاه براى تصویب لایحه اعطاى مصونیت قضایى به اتباع امریکایى، در مجلس شوراى ملى ایران بود . به موجب این لایحه، که «کاپیتولاسیون‏» نام داشت، دستگاه قضایى ایران حق نداشت هیچ‏یک از مستشاران، نظامیان، کارمندان و کارکنان امریکایى و نیز خانواده‏ها و وابستگانشان را (که در زمان تصویب قانون بالغ بر چهل هزار نفر مى‏شدند)، تحت پیگرد قانونى قرار دهد . این لایحه در ایران زمانى به تصویب رسید که حتى کشورهاى عقب‏مانده افریقایى و کشورهاى نیمه مستعمره به آن تن نمى‏دادند . (9) لایحه مذکور ابتدا با فشار دولت امریکا در دوران کابینه اسدالله علم و سپس در مجلس شوراى ملى در 13 مهر ماه 1342 به تصویب رسید و مجلس سنا نیز بر آن صحه گذاشت . در زمان نخست‏وزیرى حسن‏على منصور، در بیست و یکم مهرماه 1343 مجددا این لایحه به مجلس شوراى ملى برده شد و به تصویب نمایندگان مجلس شوراى ملى رسید . (10) زشتى کاپیتولاسیون به حدى بود که در سالهاى 1342 و 1343 دولت امریکا و ایران اصرار داشتند که این قانون علنى نشود و تا پیش از سخنرانى امام خمینى رحمه الله در چهارم آبان 1343 نیز کسى از آن اطلاع نداشت . امام خمینى‏قدس سره پس از اطلاع از اصل مصوبه و مفاد آن، چندى بعد در تاریخ چهارم آبان 1343 طى یک سخنرانى مهم و تاریخى به افشاى آن پرداخت و شاه را به دلیل تن دادن به این قانون ذلت‏بار سخت مورد سرزنش و نکوهش قرار داد . حضرت امام‏قدس سره در آن سخنرانى که منجر به دستگیرى و سپس تبعید آن حضرت به کشور ترکیه شد، تحمیل کاپیتولاسیون بر ملت مظلوم ایران را بزرگترین جنایت امریکا در حق ملت ایران برشمرد و در بخشى از این سخنرانى افشاگرانه، خطاب به ملت ایران فرمود: «[مجلس] با کمال وقاحت این طرح را از تصویب گذراند . دولت‏با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفدارى کرد . ملت ایران را از سگهاى امریکایى پست‏تر کردند! اگر کسى یک سگ امریکایى را با اتومبیل زیر بگیرد، او را بازخواست مى‏کنند، ولى چنانچه یک آشپز امریکایى شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد، کسى حق تعرض ندارد . چرا؟ براى این که مى‏خواستند وام بگیرند، امریکا خواست این کار انجام شود . بعد از چند روز، یک وام دویست میلیون دلارى از امریکا تقاضا کردند; در ظرف 5 سال، به منظور هزینه‏هاى نظامى به دولت ایران وام بدهند و در ظرف ده سال سیصد میلیون دلار پس بگیرند . مع ذلک، ایران براى این دلارها خودش را فروخت، استقلال را فروخت، ما را جزو دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلمان ایران را در دنیا از وحشیها عقب مانده‏تر معرفى نمود .» (11)  4 - حمله نظامى به طبس پس از ماجراى تسخیر لانه جاسوسى در تهران توسط دانشجویان و در پى آن به اسارت درآمدن تعدادى از کارکنان و کارمندان سفارت، که حیثیت جهانى امریکا را به شدت خدشه‏دار و ابهت این ابرقدرت را در هم شکست، امریکایى‏ها براى حل بحران گروگانگیرى از طریق سیاسى، از هر درى که وارد شدند، ناکام بازگشتند . پیش شرط امام خمینى‏قدس سره براى مذاکره، تحویل شاه معدوم به ایران بود و امریکایى‏ها به جاى تمکین در برابر خواست ملت‏بزرگ ایران، در فاز نظامى قدم نهادند . برژینسکى در کتاب توطئه در ایران مى‏نویسد: «طرح عملیات نجات را من ابتدا به عنوان آخرین چاره یا یک اقدام اضطرارى در صورت به خطر افتادن جان گروگانها تعقیب مى‏کردم و به مؤثر بودن عملیات نظامى، نظیر محاصره دریایى ایران، تصرف جزیره خارک و حملات هوایى به هدفهایى در داخل خاک ایران، بیشتر اعتقاد داشتم .» (12) امریکایى‏ها پس از بررسیهاى فراوان و با اتکا به عناصر ضد انقلاب و وابسته به رژیم منحوس محمدرضا شاه، که همچنان در داخل کشور به توطئه اشتغال داشتند، در حمله نظامى به ایران مصمم شدند و سرانجام، پس از حصول اطمینان از موفقیت در عملیات نظامى، در پنجم اردیبهشت ماه 1359 شبانه تعدادى از نیروهاى آموزش دیده و ویژه خود را توسط پنج فروند بالگرد و هواپیماى پیشرفته امریکایى در یکى از فرودگاه‏هاى دور افتاده و متروکه، واقع در صحراى طبس پیاده کردند تا از آنجا بر اساس برنامه‏ریزى قبلى و یک زمان‏بندى دقیق، عملیات نظامى خود را شروع کنند اما در نهایت اعجاب و ناباورى، به امر خداوند، هواپیماها و بالگردهاى پیشرفته امریکایى در دام طوفانى سهمگین از شنهاى طبس گرفتار شدند و بشدت به هم برخورد کردند و ناگهان با انفجارهاى مهیب، طبس به جهنمى هولناک و گورستانى وحشت‏انگیز براى امریکایى‏ها تبدیل شد و عملیات نظامى امریکا به طور مفتضحانه‏اى به شکست انجامید .  5 - کودتاى نوژه از جمله اقدامات براندازانه امریکا پس از شکست‏حمله نظامى به طبس، طرح‏ریزى کودتاى «نوژه‏» در هجدهم تیرماه 1359 بود که قبل از هر اقدامى با شکست مواجه شد . دولت امریکا براى طرح‏ریزى و اجراى این کودتا، هزینه‏هاى سنگینى در نظر گرفته بود . کودتاى نوژه توسط یک ستاد از پاریس به رهبرى شاهپور بختیار هدایت مى‏شد . این ستاد داراى شاخه‏هاى متعدد سیاسى، نظامى و مالى - لجستیکى بود . شاخه سیاسى ستاد تحت نظارت رضا مرزبان و ابوالقاسم خادم با هدف جذب یکى از علماى وقت و برخى از طرفداران وى فعالیت مى‏کرد . شاخه نظامى آن نیز زیر نظر احسان بنى عامرى (با هدف نفوذ در ارتش، نیروى هوایى، جذب عناصر نظامى و نیروهاى سازمان اطلاعاتى ساواک) و شاخه مالى - لجستیکى با مسؤولیت منوچهر قربانى‏فر (و با هدف تامین مخارج مالى کودتا، تهیه و ارسال کمکهاى تسلیحاتى و تدارکاتى از طریق عراق و قاچاقچیان به عوامل کودتا در داخل کشور) انجام وظیفه مى‏کردند . (13) امریکایى‏ها براى اجراى موفقیت‏آمیز این طرح، ده‏ها میلیون دلار و صدها میلیون تومان هزینه کردند . کارشناسان، این کودتا را از لحاظ تجهیزات نظامى، که قرار بود از داخل و خارج آن به کار گرفته شود، در تاریخ کودتاهاى جهان بى‏سابقه و کودتاى 28 مرداد 1332 را در مقایسه با آن یک بازى کودکانه مى‏دانند . از این رو، آژانس جاسوسى بین‏المللى امریکا به موفقیت این کودتا بى‏اندازه مطمئن بود . آنها حتى پیامى را که پس از کودتا در روز 21 تیر 1359 از طریق رسانه‏ها مى‏بایست‏خوانده شود، تهیه کرده بودند! در این پیام آمده بود: «همقطاران عزیز، ساعت موعود فرا رسید ... کلیه واحدهاى ارتش، ژاندارمرى، شهربانى اعلام همبستگى نمودند . هرگونه قاومت‏به شدت سرکوب خواهد شد . آماده اخذ دستورات بعدى باشید . (شوراى نظامى کشور)» کودتاگران همچنین خانه‏اى را براى استقرار کاظم شریعتمدارى در تهران در نظر گرفته بودند تا وى به عنوان یک رهبر مذهبى، در آنجا مستقر شود و کودتا را تایید کند . اما به لطف خداوند، قبل از این که کودتا وارد فاز اجرایى خود شود، طى یک عملیات بسیار دقیق و موفقیت‏آمیز، کشف شد و تمامى عوامل آن در داخل کشور دستگیر شدند . (14)  6 - حصر اقتصادى و اقدامات تحریمى علیه نظام جمهورى اسلامى دولت امریکا از اوائل سال 1359 اقدام به محاصره اقتصادى ایران کرد و تا کنون ادامه یافت و هر سال با جعل قوانین تحریمى بیشتر، حلقه محاصره را تنگتر نمود . امریکایى‏ها یک ماه پس از شروع حصر اقتصادى، به دستور کارتر، تمام اموال و داراییهاى ایران را، که در مؤسسات مالى و بانکهاى امریکایى نگهدارى مى‏شدند، مصادره کردند و حسابهاى بانکى ایران را به طور کامل مسدود نمودند . در تداوم این سیاست، دولت ایالات متحده امریکا با هدف تضعیف قدرت اقتصادى و مالى ایران و به زانو درآوردن نظام نوپاى اسلامى، سیاست «مهار» را در پیش گرفت . در دوران ریاست جمهورى ریگان، مجازاتهاى سنگینى براى مؤسسات و شرکتهاى امریکایى، که قصد سرمایه‏گذارى در بخشهاى نفت و گاز ایران را داشتند، در نظر گرفته شد . دولت امریکا همچنین از تصویب و پرداخت وامها توسط مؤسسات مالى جهانى به ایران جلوگیرى کرد و انتقال فناوریهاى دو منظوره پیشرفته به ایران را در سطح جهانى ممنوع ساخت . با تصویب و اجراى طرح «داماتو» در زمان ریاست جمهورى کلینتون، تحریم اقتصادى ایران وارد مرحله نوینى شد; زیرا نه تنها شرکتها و مؤسسات امریکایى از هر گونه فعالیت مالى و اقتصادى همچون خرید نفت، انتقال اعتبارات و مبادله ارز، ورود کالا و خدمات ایرانى به امریکا و سرمایه‏گذارى در توسعه و بازسازى صنایع نفتى ایران محروم شدند، بلکه به موجب آن، شرکتهاى غیرامریکایى که بیش از چهل میلیون دلار در سال در صنایع نفتى ایران سرمایه‏گذارى کنند، مشمول تحریمهاى سنگین امریکا قرار مى‏گرفتند . وارن کریستوفر، وزیر امور خارجه امریکا، در تاریخ 20 اردیبهشت 1373 در اجلاس ویژه امریکاییان - یهودیان که در واشنگتن برگزار شد، اعلام کرد: «ایران به اعتقاد من، کشورى متمرد است و از این رو، باید این کشور را تحریم و در سطح جهانى منزوى کرد ... واشنگتن تلاش خواهد کرد تا متحدان اروپایى و آسیایى روابط خود با ایران را به شدت تقلیل دهند و امتیازى براى ایران قائل نشوند و از پیوستن این کشور به جامعه ملل استقبال نکنند . ایالات متحده سخت مى‏کوشد تا بر مبناى احساس ضرورتى که به انزواى ایران مى‏کند، این کشور را منزوى نماید و از نظر اقتصادى و مالى تحت فشار قرار دهد .» (15) این بار نیز به لطف خداوند و تدبیر و درایت رهبر معظم انقلاب و تلاش متخصصان داخلى در تمامى عرصه‏هاى اقتصادى، على‏رغم تلاش وسیع امریکا، این تحریمها نتیجه عکس داد و امریکاییان را که در صدد به زانو درآوردن ایران اسلامى بودند، ناکام گذاشت . برژینسکى، معاون امنیتى رئیس جمهور وقت امریکا در یکى از سخنرانیهاى خود صریحا اعلام کرد: «تحریمهاى امریکا علیه ایران به دستاوردهاى مهمى نرسیده است و باعث اختلاف بین امریکا و متحدان او شده است . شاید این سیاست را دیگر نتوان ادامه داد و بهتر است‏به منافع دراز مدت امریکا توجه کرد .» (16)  7 - تحریک عراق به جنگ علیه ایران امریکایى‏ها پس از شکست‏سنگین در کودتاى «نوژه‏» ، تحرکات شدیدى را براى ترغیب صدام به جنگ با ایران آغاز کردند . برژینسکى، مشاور امنیت ملى امریکا، براى آماده سازى عراق براى شروع جنگ و اطلاع‏رسانى به این کشور، سفرهاى محرمانه متعددى به بغداد کرد که مجله ژورنال استریت، مورخ 8 فوریه 1980 یکى از این سفرهاى محرمانه را فاش ساخت . علاوه بر این، مطبوعات اروپایى نیز در همان زمان، از ملاقاتهاى متعدد برژینسکى با صدام حسین خبر دادند . (17) صدام حسین که پس از سقوط شاه، علاقه وافرى به ژاندارمى امریکا در منطقه از خود نشان مى‏داد، براى تحقق این رؤیاى شیرین، در پى تحریکات و تحرکات سیاسى امریکایى‏ها در نهایت در سى و یکم شهریور 1359 حملات وسیع و گسترده‏اى را به ایران آغاز نمود و هشت‏سال تمام، نظام نوپاى جمهورى اسلامى را درگیر خطرناکترین و طولانى‏ترین نبرد پس از جنگ جهانى دوم کرد . هر چند امریکایى‏ها تاکنون کوشیده‏اند که نقش خود را در تحریک صدام براى حمله به ایران کتمان کنند، اما تجهیز صدام به انواع سلاحهاى جدید جنگى و کشتار جمعى و نیز حمایتهاى رسانه‏اى، سیاسى و بین‏المللى از سوى امریکا و هم‏پیمانان وى، چیزى نیست که بتوان آن را کتمان یا انکار کرد . از این رو، امریکایى‏ها خود ناچار به اعتراف آن شدند . آلبرایت در سخنرانى مهم خود در کنفرانس شوراى همکارى امریکاییان - ایرانیان، به صراحت اعتراف کرد: «اکنون به نظر مى‏رسد که جنبه‏هایى از سیاست امریکا در رابطه با عراق، در جریان درگیرى عراق با ایران، به طور قابل تاسفى، بویژه با در نظر گرفتن تجربیات ما با صدام حسین، کوته بینانه‏تر بوده است .» سایروس ونس، مشاور سابق امنیت ملى کاخ سفید هم رسما اعلام کرد: «ما در جنگ طولانى و پر خسارت ایران و عراق، علیه ایران بودیم .» (18) هیچ بعید نیست که در آینده‏اى نزدیک، امریکایى‏ها تحت‏شرایطى، در اعترافاتى مشابه اعترافات گذشته، ناگزیر شوند به نقش مهم خود در راه‏اندازى جنگ علیه ایران اسلامى تصریح کنند; جنگى که حاصل آن تحمیل خسارتهاى سنگین جانى، مالى و معنوى بر نظام نوپاى اسلامى بود .  8 - درگیریهاى نظامى مستقیم در حمایت از رژیم صدام دولت امریکا در شرایطى که ایران به یک برترى نظامى نسبت‏به عراق دست‏یافته بود، حتى مداخله مستقیم نظامى را نیز از نظر دور نداشت . حمایت امریکا از عراق در جنگ، علاوه بر تجهیز تسلیحاتى عراق، به حضور نظامى در خلیج فارس و سپس درگیرى نظامى منجر شد . در تاریخ 30 شهریور 1366 هنگامى که مقام معظم رهبرى، حضرت آیة‏الله خامنه‏اى، به عنوان رئیس جمهور وقت‏براى شرکت در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومى سازمان ملل متحد و براى ایراد یک سخنرانى عازم نیویورک بود، امریکایى‏ها براى تحت الشعاع قرار دادن تلاش‏هاى سیاسى جمهورى اسلامى ایران در عرصه بین‏المللى و در آستانه ایراد سخنرانى ایشان، کشتى تدارکاتى هشتصد تنى «ایران اجر» را توسط دو فروند بالگرد نظامى، که از عرشه کشتى «فریگت جارت‏» پرواز کرده بودند، مورد حمله قرار دادند . در جریان این حمله، از مجموع 31 سرنشین کشتى، 3 تن شهید، 2 تن مفقود و 26 تن دیگر که تعدادى از آنها زخمى بودند به اسارت نیروهاى امریکایى درآمدند و کشتى نیز پس از مدتى در آبهاى خلیج فارس غرق شد . (19) دو هفته بعد (16 مهر 1366) نیز بالگردهاى امریکایى در تهاجمى دیگر، قایقهاى گشتى سپاه پاسداران را که در آبهاى خلیج‏فارس مشغول گشت‏زنى بودند، مورد حمله قرار دادند . (20) همچنین تهاجم وحشیانه ناوهاى امریکایى به ناوچه «سهند» و حمله نظامى امریکا به سکوهاى نفتى ایران از دیگر اقدامات مستقیم نظامى امریکا در طول جنگ تحمیلى بود . (21)  9 - انهدام هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران یکى از اقدامات وحشیانه امریکا در اواخر جنگ تحمیلى، که از عمق خصومت امریکایى‏ها نسبت‏به نظام جمهورى اسلامى حکایت مى‏کند، حمله ناو امریکایى به هواپیماى مسافربرى جمهورى اسلامى ایران در تاریخ 12 تیر ماه 1367/3 ژوئیه 1988 است . این هواپیماى مسافربرى، که از نوع ایرباس و متعلق به شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى ایران (ایران ایر) بود، در یک پرواز معمولى از بندر عباس به مقصد دبى در حالى که هنوز سقف ارتفاع پرواز مورد نظر را به دست نیاورده بود، در حرکت‏بود که ناگهان بر فراز آبهاى ایران و در حوالى جزیره «هنگام‏» ، هدف دو فروند موشک قرار گرفت و منهدم شد . در جریان این حمله غیر انسانى، تمامى 290 نفر مسافر و خدمه هواپیما، که 118 نفر از آنها را فقط زن و کودک تشکیل مى‏دادند، به شهادت رسیدند . این موشکها از یک ناو امریکایى مستقر در خلیج فارس، موسوم به «وینسنس‏» که خود نیز به آبهاى سرزمین ایران تجاوز کرده بود، شلیک شدند . (22) سران کاخ سفید نه تنها بابت این جنایت از ملت ایران عذرخواهى نکردند، بلکه در اقدامى بهت‏انگیز به فرمانده ناو «وینسنس‏» به خاطر ارتکاب این جنایت، مدال افتخار دادند .  10 - سازماندهى، هدایت و پشتیبانى نیروهاى ضد انقلاب پس از پیروزى انقلاب اسلامى، دولت امریکا براى سلطه مجدد بر ایران، کوشید در کادر مدیریت کلان نظام نفوذ کند . این امر با توجه به ترکیب خاص دولت موقت، که عمدتا از طرفداران ارتباط دوستانه و نزدیک با امریکا بودند، کار دشوارى نبود . ایالات متحده از سوى دیگر، تلاش کرد تا جنبشهایى تحت عنوان «جنبشهاى تجزیه طلبانه‏» در غرب، جنوب و شمال کشور سازماندهى و علیه نظام تحریک کند . به همین دلیل، نظام جمهورى اسلامى در بخشهایى از کشور همچون کردستان، خوزستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، سیستان و بلوچستان تا مدتها با چنین جریانهایى درگیر بود . علاوه بر این، منافقین نیز از هنگام ورود به فاز شورشهاى مسلحانه و عملیاتهاى تروریستى بسیار وسیع از سال 1360 به بعد، حت‏حمایت‏خاص دولت امریکا قرار گرفتند و امریکا در طول 25 سال پس از پیروزى انقلاب، با تقویت و پشتیبانى مادى و معنوى گروه‏هاى تروریستى، که به ایجاد رعب و وحشت، گسترش دامنه ناامنى در کشور و حذف شخصیتهاى برجسته نظام روى آورده‏اند، سعى کرده است جمهورى اسلامى را با یک بحران امنیتى و مدیریتى مواجه سازد . پس از ناکامى منافقین نیز امریکایى‏ها با اعطاى پناهندگى سیاسى و در اختیار نهادن امکانات رفاهى، تبلیغى و رسانه‏اى، همواره مزاحمتهایى براى نظام ایجاد کردند . کنگره امریکا رسما براى حمایت از منافقین و براندازان نظام، 20 میلیون دلار تصویب کرد و دو فرستنده پر قدرت به نام «رادیو آزادى‏» و «رادیو فردا» را تاسیس نمود و در اختیار آنها قرار داد . دروغگویى امریکا در مبارزه با تروریسم زمانى آشکارتر شد که امریکایى‏ها به این بهانه، عراق را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند، اما در مقابل دیدگان جهانیان، پس از تسلط بر عراق، با منافقین مستقر در عراق معاهداتى علیه نظام جمهورى اسلامى برقرار کردند که یک بار دیگر، عدم صداقت آنها را در مبارزه با تروریسم در معرض قضاوت جهانیان قرار داد .  11 - فضاسازى سیاسى و تبلیغاتى علیه نظام جمهورى اسلامى دولت امریکا، که از حمایت هشت‏ساله‏اش در طول تهاجم عراق و درگیریهاى مستقیم با نیروهاى ایران و دیگر اقدامات تخریبى طرفى نبسته بود، پس از قبول قطع‏نامه، به جنگ روانى علیه ایران روى آورد و به فضاسازى سیاسى و بمباران تبلیغاتى شدید علیه ایران پرداخت . از آن سال به بعد دولت امریکا با طرح مستمر ادعاهایى بى‏اساس و واهى، همچون «نقض حقوق بشر» در ایران، «حمایت ایران از تروریسم و گروه‏هاى تروریستى در جهان‏» ، «تلاش ایران براى دستیابى به سلاحهاى کشتار جمعى‏» (سلاحهاى هسته‏اى، شیمیایى و میکروبى) و «اختلال در روند صلح خاورمیانه‏» ، کوشید تا هم نظام مقدس جمهورى اسلامى را از لحاظ سیاسى منزوى سازد و هم مانع پیشرفت ایران در زمینه تکنولوژى هسته‏اى و فناوریهاى نوین در زمینه‏هاى فضایى، موشکى و دفاعى شود . از این رو، با قرارداد تکمیل نیروگاه اتمى بوشهر توسط روسیه شدیدا مخالفت کرد و تحریم فناوریهاى هسته‏اى و موشکى ایران را در کنگره امریکا در خرداد 1377 به تصویب رساند و با تحمیل راى خود در اجلاس سران هفت کشور صنعتى اروپا، ایران را از برخوردارى فناورى دو منظوره (23) محروم ساخت، هر چند در خلال این مدت، دانشمندان و مغزهاى مبتکر و خلاق ایرانى در سایه توکل به خدا، اعتماد به نفس و تلاش نستوهانه خود، به تکنولوژى حساس و ارزشمند هسته‏اى دست‏یافتند . موفقیت ایران در دستیابى به فناورى هسته‏اى موجب شد تا امریکایى‏ها بار دیگر یک جنجال بى‏سابقه و جنگ روانى شدید علیه ایران را در آستانه سفر هیات تحقیق آژانس بین‏المللى اتمى به ایران به راه بیندازند که البته بى‏ارتباط با رسوایى و ناکامى امریکا و انگلیس از کشف سلاحهاى کشتار جمعى در عراق نبود . این موضوع، که مهمترین دستاویز و بهانه امریکا و انگلیس در تهاجم به عراق بود، اکنون به یک عامل بحران‏زا و اهرم فشار براى دولت امریکا و انگلیس تبدیل شده است و امریکا براى برون‏رفت از این بحران بزرگ، تلاش مى‏کند تا با تشدید جنگ روانى علیه ایران، توجه افکار عمومى جهان و مردم امریکا را از داخل به سوى ایران معطوف سازد . آخرین شرارت امریکاییان در این راستا فشار بر شوراى حکام آژانس انرژى اتمى براى صدور قطعنامه علیه ایران بود که در پى این فشارها امریکایى‏ها موفق شدند على‏رغم اعلان رضایت «البرادعى‏» دبیر کل آژانس انرژى اتمى در جریان دیدار اخیرش از تاسیسات هسته‏اى ایران، در اقدامى کاملا سیاسى و غیرمتعارف بدون اخذ راى، قطعنامه شدیداللحنى را علیه ایران به تصویب برسانند . ادعاهاى بى‏اساس دیگر، مانند دخالت ایران در انفجارهاى «ظهران‏» عربستان در آبان 1374، طراحى انفجار مرکز تجارت جهانى در نیویورک، انفجار هواپیما بر فراز «لاکربى‏» ، پناه دادن به اعضاى شبکه تروریستى القاعده، کارشکنى در امور افغانستان و در نهایت، نفوذ نگران کننده و تهدیدآمیز ایران در عراق از دیگر محورهاى جنگ تبلیغاتى امریکا علیه ایران هستند که على‏رغم طرح مکرر آنها، تاکنون هیچ مدرک و سند متقن و قابل قبولى براى اثبات دعاوى خود اقامه نکرده است .  مواردى دیگر از شرارتها و اقدامات خصمانه امریکا 12 - توقیف اموال، دارایى‏ها و تجهیزات پیشرفته نظامى که قبل از انقلاب خریدارى شده و در زمان جنگ به شدت مورد نیاز جمهورى اسلامى ایران بودند; 13 - مخالفت و ممانعت از عبور خطوط لوله نفت و گاز آسیاى میانه از خاک ایران; 14 - اعمال فشار بر ترکیه براى لغو قرارداد 20 میلیارد دلارى خرید گاز از ایران; 15 - تحریک همسایگان، بخصوص امارات متحده عربى، براى طرح ادعاهاى ارضى در خصوص جزایر سه گانه ایرانى در خلیج فارس; 16 - بازسازى طرح فروپاشى شوروى براى فروپاشى نظام جمهورى اسلامى; 17 - مسلط کردن طالبان بر افغانستان براى مخدوش جلوه دادن چهره اسلام و ایجاد مزاحمت‏براى ایران; 18 - تحریک آشوبگران و حمایت علنى و رسمى از شورشهاى خیابانى 18 تیر 1378 و خرداد 1382 .  پى نوشت ها:  1) مدرس حوزه، کارشناس ارشد فلسفه، محقق و نویسنده . 2) در سایت اینترنتى سازمان جاسوسى امریکا (CIA) ، به صراحت از ایران به عنوان یک منطقه استراتژیک نام برده شده است: [strategic location on the persian Gulf and strait of Hormuz, which are vital maritime pathways for crude oil transport.] منطقه استراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز که گذر راه حیاتى دریایى براى حمل نفت‏خام است . 3) ر . ک .: کامران غضنفرى، امریکا و براندازى جمهورى اسلامى ایران; حسن واعظى، ایران و امریکا (بررسى سیاستهاى امریکا در ایران) . 4) شهریار زرشناس، اشاراتى درباره لیبرالیسم در ایران . 5) براى آگاهى بیشتر از مشروح ماجراى کودتا بر اساس اسناد سازمان سیا و وزارت خارجه امریکا ر . ک .: حسن واعظى، پیشین، ص 57; اسرار کودتاى 28 مرداد شرح عملیات آژاکس پى . ام . وود هاوس، ترجمه نظام دربندى; حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى . 6) حسن واعظى، پیشین، صص 65 - 64 . 7) همان، ص 77 . 8) مایکل لدین و ویلیان لوئیس، کارتر و سقوط شاه، ترجمه ناصر ایرانى، ص 39 . 9) سید جلال الدین مدنى، تاریخ سیاسى معاصر ایران، دفتر انتشارات اسلامى، ج 2، ص 95 . 10) عباسعلى عمید زنجانى، انقلاب اسلامى و ریشه‏هاى آن، نشر کتاب سیاسى، ص 466 . 11) صحیفه امام، مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینى رحمه الله، 1371، ج 1، ص 415 . 12) توطئه در ایران، ترجمه محمود مشرقى، انتشارات هفته، 1362، ص 188 . 13) موسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى، کودتاى نوژه، چاپ دوم، 1368، بخش دوم (تدارک کودتا - برنامه و سازمان کودتا) از ص 101 به بعد . 14) همان، صص 39 - 32 . 15) حسن واعظى، پیشین، ص 185 . 16) رابطه؟! (بررسى موضوع رابطه ایران و امریکا از منظر تحولات بعد از دوم خرداد)، ناشر روزنامه سلام، ص 153 . 17) تایمز لندن، 17 ژوئن 1980 به نقل از حسن واعظى، پیشین، ص 100 . 18) رابطه؟! (بررسى موضوع رابطه ایران و امریکا از منظر تحولات بعد از دوم خرداد)، ناشر روزنامه سلام، ص 151 . 19) مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ، روز شمار جنگ ایران و عراق، اسکورت نفتکش‏ها (دخالت مستقیم امریکا در جنگ)، ج 50، صص 715 - 714 . 20) همان، (مقدمه) ص 10 . 21) عباس هدایت‏خمینى، شوراى امنیت و جنگ تحمیلى، دفتر مطالعات سیاسى و بین‏المللى، 1370، ص 22 . 22) همان، ص 223 . 23) فناورى دو منظوره‏» به فناوریهایى اطلاق مى‏شود که هم مى‏توان از آنها استفاده صلح‏آمیز کرد و هم مى‏توان آنها را در جهت اقدامات تخریبى و جنگ‏طلبانه به کار گرفت; مانند فناورى هسته‏اى و فناوریهاى مربوط به علم شیمى یا هوا - فضا . منبع: درگاه پاسخگویی به مسایل دینی ]]> روابط عمومی Sat, 14 Oct 2017 04:49:27 GMT http://rahianenoor.com/vdcbsgb8.rhb8spiuur.html درس محسن شدن http://rahianenoor.com/vdce778z.jh8zxi9bbj.html عشق است چنین لاله‌ی پرپر دادن! در راهِ شما، علیِ اکبر دادن! آقا! سر و دل فداییِ زینب‌تان! دلداده شدن خوش است با سَر دادن! (1)   از راوی شنیدم که می گفت؛ یادم نمی‌رود وقتی در شب عملیات محرم در آبان ماه هزار و سیصد و شصت و یک، از رودخانه چیخواب گذشتیم و به خط دشمن حمله بردیم، همرزم کنار من در اثر اصابت ترکشی بزرگ، سرش به عقب برگشت و از گردن آویزان شد، آن لحظه را از یاد نمی‌برم که با سری جدا، هنوز می‌دوید تا ما بدانیم در راه پس‌گیری سرزمین از دشمن بعثی همیشه باید بر او تاخت. او چند قدم محکم و استوار به پیش رفت و وقتی تنش بر زمین افتاد، باز خود را بر روی زمین کشیده تا ما بدانیم برای سربلندی دین با سری جدا نیز می‌توان پا در رکاب باقی ماند. آری آن همرزم من که مرتضی شاه سیاه نام داشت و امروز در گوشه‌های تاریخ دفاع مقدس گم شده و کسی از او یادی نمی‌کند، آرمان و راه او برای همیشه برای سردادگان وادی ایمان مفقود نمانده است هرچند نام او را ندانند و رسمی از او نشنیده باشند و اسم او را نخوانده باشند. نوجوانان و جوانان امروز ما ندیدند که ما در دهه شصت، ده‌ها نفر را در شهرها به دست منافقین، سر جدا دیدیم و نقاط مرزی شمال غربی ما نیز شاهد بریدن سرها بود. سرهای جوانان توسط داعشیون ایرانی بریده شد که اگر آن سرها را نمی‌دادند، امروز ما چه داشتیم؟ خط سرخ سر دادن با شهادت هابیل آغاز شد و پیامبرانی چون یحیی بر این راه سر نهادند و امامانی چون حضرت حسین علیه‌السلام گلو نثار نمودند و عالمانی چون شمس‌الدین و زین‌الدین عاملی، شهید اول و ثانی شدند و این خط سرخ ادامه داشت و دارد تا امروز که محسن عزیز با عزتی والا سر می‌دهد ولی حتی اخم نمی‌کند. او محکم و استوار به پیش می‌رود، حتی به مسلخ عشق می‌رود، محکم می‌نشیند، محکم سر می‌گیرد تا سر ندهد. محکم سر می‌گیرد تا شرف ندهد. گلوی او را می‌برند تا هستی‌اش بماند. گلوی او را می‌برند ولی غیرتش را هرگز، سرش را جدا می‌کنند ولی ایمانش را هرگز، سر را امانت نگه داشته است تا فدای اهل‌بیت علیهم‌السلام و حرم آنها گرداند. قلبش را نگه داشته است تا در راه آنها بتپد و آخرین تپش، با نام مقدس آنان باشد. درس محسن شدن برای امروز ما کافی است تا فدایی زهرا شویم. محسنی که امروز فدای زهرا شد، فردا حسین را به قتلگاه نمی‌برند و محسنی که امروز فدای زهرا نشود، فردا حسین به قتلگاه خواهد رفت. جوان امروز، افتخار فردا را با خون سرخ خود و کلام گلگون خود می‌سازند. محسن حججی یک حرکت است، یک مسیر است، یک راه است برای اینکه همیشه با عزت در مقابل دشمن بایستیم و فریب نیرنگ او را نخوریم. محسن حججی به ما درس می‌دهد که حتی در راه مسلخ هم، لبخندی به دشمن نزنیم و لبخند به شهادت بزنیم نه بر دشمن. روابط عمومی و امور بین المللستاد مرکزی راهیان نور کشور  پی‌نوشت: 1. شعر از سرکار خانم عارفه دهقانی ]]> روابط عمومی Tue, 03 Oct 2017 05:45:56 GMT http://rahianenoor.com/vdce778z.jh8zxi9bbj.html ویژه راهیان نور جنوب کشور http://rahianenoor.com/vdcd.90o2yt0xza26y.html به گزارش خبرنگار راهیان نور، ستاد مرکزی راهیان نور کشور با ایجاد هماهنگی های لازم و برگزاری جلسات تخصصی کمیته های مختلف راهیان نور کشور با حضور قرارگاه های مرکزی راهیان نور، یگان های نیروهای مسلح و دستگاه های کشوری اقدام به برنامه ریزی منسجم جهت حمایت و پشتیبانی از حضور میلیونی مردم شهیدپرور در یادمان های دفاع مقدس جنوب کشور نموده است.آمادگی صد درصد یادمان های دفاع مقدس استان خوزستان و جنوب استان ایلام برای میزبانی اثرگذار از مهمانان شهدا در ایام اوج راهیان نور جنوب، مهیاشدن اردوگاه ها، مقرها و مراکز متعدد اسکان زائران، امکانات خدماتی و رفاهی متمرکز و غیر متمرکز نیز در همین راستا می باشد.تهیه و تولید ده ها اثر مکتوب و غیر مکتوب، چندرسانه ای و سمعی و بصری، آمادگی برگزاری صدها مراسم مذهبی و ملی مرتبط با حماسه و ایثار و شهادت، نمایشگاه ها، رزمایش ها، برنامه های تربیتی خاص اقشار و حضور خادمان و راویان راهیان نور بخشی از این تجمیع ظرفیت برای میزبانی از مهمانان شهدا در یادمان های مطهر دفاع مقدس می باشد. به همین جهت در راستای اطلاع رسانی و دسترسی آسان تر، موارد مرتبط با عنوان «ویژه راهیان نور جنوب» ارائه می شود. معرفی نقاط یادمانی مناطق عملیاتی جنوب کشور                                       خادم الشهدادریافت راهنمای نقشه راهیان نورجنوب کشور   دریافت نقشه مناطق عملیاتی جنوب کشور                  سامانه امداد یاور، همراه لحظه های زائران شهدا هدایت، مشاوره و اطلاع رسانی به زائران شهدا طرح جامع آمارگیری از زائرین راهیان نور  مطب صلواتی باب الحوایج(ع)            ویژه خانواده ها با خودروی شخصی     کاروان های راهیان نور شهید صیاد شیرازی        طرح شهید عبادیان راویان راهیان نور             خبرنگار خادم الشهدا       تکریم خانواده معظم شهدای خوزستان  نشریه های خبری «ماایستاده ایم» راهیان نور جنوب92-1393 ]]> روابط عمومی Fri, 06 Feb 2015 07:57:06 GMT http://rahianenoor.com/vdcd.90o2yt0xza26y.html شجاعت امام سجاد علیه السلام http://rahianenoor.com/vdcfyxdy.w6dymagiiw.html امام سجّاد (علیه السلام) در دوره‌‏اى زندگى كردند كه ارزش‏‌هاى دينى دستخوش تغيير و تحريف شده، و ديكتاتورى بنى‌‏اميّه صداى هر مصلحى را خاموش مى‌‏كرد. وجود افراد بزرگوارى چون امام سجّاد (علیه السلام)، در بین اسیران کربلا، مشروعيت قيام امام حسین (علیه السلام) را نزد مردم تثبيت مى‏‌نمود و در رسيدن به هدف كه همانا نجات اسلام و مسلمانان از دست حكّام فاسد اموى بود، حايز اهميّت بسيار است. امام سجّاد (علیه السلام) از نظر دلاورى و شجاعت نیز نمونه­‌ای کامل است، گواه اين مدّعا، سخنرانی‏‌هاى غرّاء او در كوفه و شام است. در محيط رعب‏‌آورى كه امويان پديد آورده بودند، امام سجاد(علیه السلام) بدون توجّه به شوكت ظاهرى و نيروهاى نظامى آنها در مورد شخصيت پديد آورندگان نهضت و جنايات بنى اميه سخن راند و امويان را در نزد مسلمانان بى‏آبرو ساخت1. اگر امام سجّاد (علیه السلام) در طول روزهاى اسارت، در عصر عاشورا و روزهاى بعد در راه شام و كوفه و بعد عزيمت به مدينه و در طول سال‏‌هاى متمادى، مجاهد و تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفه عاشورا و هدف قیام حسينى و ظلم دشمن را بيان نمى‏‌كردند، واقعه عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏‌ماند2. پس به همان اندازه كه مجاهدت حسين بن على (علیه السلام) و ياران کربلا به عنوان صاحبان پرچم، سخت بود، مجاهدت امام سجّاد (علیه السلام) و بقيه بزرگواران، نیز دشوار بود. البته صحنه آن‏ها، صحنه نظامى نبود؛ بلكه تبليغى و فرهنگى بود، و امام سجاد در چنين شرايط ناگوار اجتماعى و دينى مهم‌‏ترين كار خود را در زمينه برقرارى پيوند مردم با خدا به وسيله دعا آغاز فرمود، و تا پایان عمر شریفشان  تلاش كردند معارف اسلام را در قالب دعا به مردم بياموزند3.                                روابط عمومی و امور بین الملل                                 ستاد مرکزی راهیان نور کشورپی‌نوشت‌ها: 1) زمینه های قیام امام حسین (علیه السلام)، جمعی از نویسندگان، جلد 2، ص 274 2) عاشورا شناسی، جمعی از نویسندگان، جلد 1، ص 224 3) زمینه های قیام امام حسین (علیه السلام)، جمعی از نویسندگان، جلد 2، ص 274 ]]> روابط عمومی Tue, 03 Oct 2017 05:52:59 GMT http://rahianenoor.com/vdcfyxdy.w6dymagiiw.html از كاروان‌هاي راهیان نور غرب و شمال غرب جا نمانيد http://rahianenoor.com/vdcc.mqma2bqmxla82.html به گزارش خبرنگار راهیان نور، این روزها، هر صبح اتوبوس‌هایی پر می‌شوند از جمعیت برای یک سفر روحانی و نورانی. مردمان مشتاقی که بار سفر بسته‌اند تا به تماشای شهر و دیاری بروند که یادگارهای بسیاری از روزگار جنگ در پهنه خود به جای گذاشته‌اند. اين جمعيت كه از نسل‌هاي مختلف تشكيل شده‌اند براي شنيدن و ديدن خاطرات و آثار و نشانه‌هايي مي‌روند كه در سال‌هاي جنگ تحميلي در بخشي از خاك سرزمين‌شان به جاي مانده است. چيزهايي كه در مناطق عملیاتی ايران مي‌توان ديد و شنيد قطعاً در هيچ كجاي دنيا نمي‌توان ديد يا تجربه كرد. از اين‌رو بستن بار سفر، براي آگاهي از تاريخ ارزشمند سرزمين ايران اسلامی، چيزي است كه هر ايراني به آن نياز دارد. كاروان‌هاي راهيان نور حالا آنقدر معروف شده‌اند كه ديگر نياز به معرفي ندارند. اگر دلتان مي‌خواهد راهي اين سفر جذاب براي بازديد از سرزمین راهیان نور شويد مي‌توانيد در اين صفحه با جزئيات ماجرا آشنا شويد. كي ثبت‌نام كنيم؟كجا ثبت‌نام كنيم؟ امسال چهارمين سالي است كه كاروان‌هاي راهيان نور راهي جبهه‌هاي غرب و شمال‌غرب كشور مي‌شوند. استان‌هاي كردستان، آذربايجان‌غربي به‌علاوه ایلام و کرمانشاه به‌عنوان راهيان‌نور غرب و شمال‌غرب مورد بازديد قرار مي‌گيرند. خب گام اول اين است كه براي همراهي با كاروان‌هاي راهيان‌نور ثبت‌نام كنيد. يادتان باشد برای حضور در ایام اوج این مناطق فرصت زیادی نیست و مقرهاي در نظر گرفته شده در اين طرح تا اين تاريخ پذيراي زائران خواهند بود. ثبت‌نام هم يا از طريق اداره‌ها، نهادها و مراكز آموزشي مختلف است كه اين روزها معمولا براي ثبت‌نام اطلاع‌رساني كرده‌اند و كاروان‌هاي مختلفي را تشكيل مي‌دهند يا به‌صورت انفرادي و خانوادگي است كه بايد به شكل تلفني صورت گيرد. شما با پرداخت هزينه ثبت‌نام در اين كاروان‌ها، خدماتي در زمينه استقرار و بازديد و غذا در طول اين سفر دريافت خواهيد كرد. چطور براي كاروان‌ها ثبت‌نام كنيم؟ شما براي ثبت‌نام مي‌توانيد سراغ پایگاه های مقاومت بسیج محلات، ادارات و مساجد بروید و اگر مایلید با موسسات مردمی همراه شوید سه کاروان در نظر گرفته شده به نام‌هاي کاروان های شهيد صياد شيرازي، شهيد حسن باقري و شهيد عبدالحسين برونسي آماده نام نویسی از شما اهالی راهیان نور است. خب تفاوت اين کاروان ها با يكديگر در چيست؟ کاروان شهيد صياد‌شيرازي، ويژه كاروان‌هاي گروهی و اتوبوسي در نظر گرفته شده است يعني همين كاروان‌هايي كه شما در مساجد و هیئت ها و اداره‌هاي خودتان تشكيل مي‌دهيد با هماهنگي اين مجموعه راهي اين سفر مي‌شوند. اما اگر قصد داريد همراه خانواده و با خودروي شخصي‌تان به اين سفر معنوي برويد بايد ثبت‌نام را از طريق کاروان شهيد حسن باقري انجام دهيد. کاروان های شهيد عبدالحسين برونسي هم ويژه انفرادي‌ها و كساني است كه نتوانسته‌اند با نهادها و كاروان‌هاي مختلف به مناطق جنگي غرب و شمال‌غرب سفر كنند و در ضمن قصد هم ندارند كه از خودروي شخصي استفاده كنند. هزينه همراهي با كاروان‌ها چقدر است؟ شما با همراهي كاروان‌هاي راهيان‌نور شمال غرب كشور، 3روز و 2شب در سفر خواهيد بود و خدمات رفاهي، معنوی و گردشگري مختلفي دريافت مي‌كنيد. جدول زير هزينه تقريبي حضور هر فرد در اين كاروان‌ها را مشخص كرده است. البته يادتان باشد كه در کاروان های شهيد حسن‌باقري كه مربوط به سفرهاي خانوادگي با خودروي شخصي است، ملاك پرداخت هزينه براي كودكان خردسال استفاده از غذاي روزانه و ميان‌وعده‌ها بوده و در غير اين صورت نيازي به پرداخت هزينه نيست. شما براي ثبت‌نام بايد با شماره‌هاي 02532906383- 09126540865- 09122513824 تماس بگيريد. کاروان ها و هزينه براي هر نفر کاروان های شهيد صياد شيرازي 50هزار تومانکاروان های شهيد حسن باقري 50هزار تومانکاروان های شهيد برونسي 130هزار تومان روز و شب اول چطور مي‌گذرد؟ اگر قرار باشد با كاروان‌هاي اتوبوسي راهي اين سفر شويد معمولا در ابتداي سفر مراسمي براي بدرقه زائران بر پا مي‌شود. هم زيارت عاشورا خوانده مي‌شود و هم بسته‌هاي فرهنگي راهیان نور به زائران داده خواهد شد. خب مسلما روز اول سفر بيشتر در راه خواهيد بود تا وارد اسکان يا مقر اول در شهر بانه شويد. به محض ورود مراسم استقبال خاصي از شما كه حالا زائر مناطق عملياتي غرب و شمال‌غرب كشور محسوب مي‌شويد صورت خواهد گرفت. از تهران تا مقر اول حدود 600كيلومتر راه خواهيد داشت و در اين مسير از شهرهاي اسلامشهر، ساوه، كبودرآهنگ، علي‌صدر، بيجار، ديواندره و سقز مي‌گذريد و به بانه مي‌رسيد. از شهرهاي ديگر مثل قم و اصفهان هم به‌ترتيب حدود 700و 900كيلومتر راه پيش روي شماست. اسکان يا مقر اول هم پادگان ارتش شهيد نفس‌الامري خواهد بود كه براي ارائه خدمات به زائران حسابي تجهيز شده است. روز دوم؛ يادمان شهدای غریب سيرانبند و يادمان شهدای بوالحسن بخش مهم سفر شما همين روز دوم سفر است كه بازديدهاي اصلي از یادمان های غرب و شمال‌غرب كشور در اين روز صورت مي‌گيرد. زائران كاروان‌هاي راهيان‌نور بعد از اقامه نماز جماعت صبح، حضور در مراسم دعاي‌عهد و صرف صبحانه، در نخستين بازديد راهي يادمان شهدای غریب سيرانبند مي‌شوند. يادمان شهداي سيرانبند در 24كيلومتري جنوب‌شرقي شهرستان بانه و در نقطه صفر مرزي ايران و عراق قرار دارد كه محل دفن 10شهيد است. اين شهيدان به‌دست گروهك‌هاي ضد‌انقلاب در سال‌هاي نخست انقلاب به شهادت رسيدند. اين منطقه يكي از محورهاي عملياتي والفجر 4و لشكر 8نجف به فرماندهي شهيد احمد كاظمي بوده است. بعد از اين يادمان، زائران راهي يادمان بوالحسن مي‌شوند كه در 27كيلومتري غرب شهرستان بانه بوده و يكي از محورهاي اصلي عمليات كربلاي 10است. روز دوم؛ منطقه دارساوين و كلي خاطره اما يكي از مهم‌ترين بازديدهاي روز دوم زائران از منطقه دارساوين خواهد بود. دارساوين نام روستايي است در 22كيلومتري شهر سردشت كه در كنار جاده بانه- سردشت و در مرز استان‌هاي كردستان و آذربايجان‌غربي قرار دارد. اين منطقه بخاطر موقعيت خاص اقليمي و جغرافيايي خود، محل بسيار مناسبي براي كمين عناصر ضد‌انقلاب بود. در سال 58 و در كشاكش نبرد با گروهك‌هاي ضدانقلاب در منطقه كردستان براي نخستين‌بار پاكسازي اين جاده به فرماندهي شهيد چمران و ياران او صورت گرفت. شهيد صياد‌شيرازي هم 2مرتبه و به همراه نيروهاي سپاه و ارتش اقدام به آزادسازي اين جاده كرد؛ يك‌بار در مرداد سال 59 و در مرتبه دوم در آذر سال60. حتما راويان كاروان‌هاي راهيان‌نور در دارساوين به شما خواهند گفت كه در نزديكي همين روستا برادران «زين‌الدين» گرفتار كمين ضد‌انقلاب شدند و به شهادت رسيدند. روز دوم؛ مقر سردشت و يادمان شهدای بلفت و دوپازا برنامه بعدي سفر كاروان‌هاي راهيان‌نور جبهه‌هاي غرب و شمال‌غرب، رفتن به شهر سردشت است. در اين شهر هم مقر و اسکانی براي زائران فراهم شده است. مسافران نماز ظهر و عصر و صرف ناهار را در اين مقر خواهند بود و بعد به يادمان شهدای بلفت و دوپازا خواهند رفت و دوباره براي استراحت شبانه به سردشت بازخواهند گشت. احتمالا درباره بمباران شيميايي سال 66 سردشت زياد شنيده‌ايد در اين سفر هم خاطره‌هاي زيادي از حماسه‌آفريني‌هاي مردمان اين شهر خواهيد شنيد. بلفت و دوپازا هم ارتفاعات نزديك سردشت هستند كه عمليات نصر 7 با هدف آزادسازي اين ارتفاعات و خارج كردن شهرهاي سردشت و رَبَط از زير آتش دشمن در محل اين يادمان انجام شد. اين عمليات در 2مرحله و با رمز يا فاطمه‌الزهرا(س) انجام شد كه طي آن بيش از 30كيلومترمربع از خاك كشورمان آزاد شد. روز سوم؛ يادمان مشهید ناصر کاظمی و شهدای تمرچین روز پاياني سفر شما با كاروان‌هاي راهيان‌نور شمال‌غرب، هم بازديد از 2يادمان دفاع‌مقدس و سپس حضور در مراسم بدرقه زائران و بازگشت خواهد بود. بعد از صبحانه، ابتدا به يادمان شهید ناصرکاظمی كه در نزديكي پیرانشهر قرار دارد خواهيد رفت. بازديد بعدي هم از منطقه عملياتي حاج‌عمران و یادمان شهدای تمرچین خواهد بود؛ منطقه‌اي سوق‌الجيشي ما بين شهرهاي پيرانشهر ايران و چومان مصطفي عراق. حاج‌عمران نام پادگاني عراقي است كه در 12كيلومتري مرز ايران و عراق واقع شده. اين پادگان در عمليات والفجر 2به تصرف رزمندگان اسلام درآمد. عمليات والفجر2، عمليات حاج‌عمران، عمليات كربلاي 2، عمليات كربلاي 7، عمليات فتح و عمليات نصر 9 در اين منطقه انجام شده است. بعد از بازديد از اين 2يادمان، شما مورد بدرقه قرار گرفته و به شهر خود باز‌خواهيد گشت. مهيا براي يك سفر نوراني چند نكته كاربردي براي همسفرشدن با راهيان‌نورخب قرار نيست شما به يك سفر معمولي برويد، از همان مدل سفرهايي كه معمولا در طول سال چندبار به قصد گردش يا زيارت انجام مي‌دهيد. همراه شدن با كاروان‌هاي راهيان‌نور يك سفر خاص به‌حساب مي‌آيد. مخصوصا سفر به جبهه‌هاي غرب و شمال‌غرب كشور كه نسبت به جبهه‌هاي جنوب بسيار نوپاتر است و هنوز خيلي ميان مردم جا نيفتاده. اين چند توصيه كاربردي ما احتمالا براي اين سفر به كارتان مي‌آيد. براي چنين سفري، كفش‌هاي پاشنه‌دار به هيچ عنوان مناسب نيستند. بهترين پاپوش‌ها، كتاني‌ها و كفش‌هاي سبك هستند كه نگران پاره يا خاكي شدنشان هم نباشيد. چون منطقه‌اي كه مي‌رويد خاكي است حتما لباس‌هاي مناسبي هم داشته باشيد. حواستان به سرماي هوا هم باشد، بالاخره شما قرار است به يك منطقه كوهستاني برويد. البته مهم‌ترين مسئوليت‌ها، گردن رئيس كاروان‌هاست. ولي شما حتي اگر بخواهيد انفرادي هم برويد، بهتر است توصيه‌هايي را مدنظر داشته باشيد. چه انفرادي و چه غيرانفرادي، شماره‌هاي تماس و اطلاعات لازم را در اختيار مسئولان يا متوليان كاروان‌ها بگذاريد. در جلسات توجيهي هم حتما شركت كنيد. برخي از زائران ممكن است حساسيت‌ها يا بيماري‌هاي خاصي داشته باشند كه فقط خودشان از آنها مطلع‌اند. در اين صورت نياز است كه داروها و لوازم پزشكي مورد نياز را با خودشان همراه داشته باشند. از سوي ديگر اگر با كارواني همراه مي‌شوند بهتر است كه مسئول و مدير كاروان را در جريان بگذارند تا چنانچه مشكلي در طول مسير پيش آمد، مسئول كاروان سريع بتواند اوضاع را مديريت كند. از ديگر موارد امنيتي كه حتما بايد رعايت شود، چه به‌صورت انفرادي و چه به‌صورت كارواني، اين است كه حتما همسفران خود را بشناسيد تا اگر افراد ناشناس قصد پيوستن به كاروان‌ها يا اتوبوس‌هاي شما را داشتند، موارد را به مديران كاروان‌ها گزارش كنيد. بالاخره ايران در همسايگي كشورهايي آشفته و آشوب‌زده قرار گرفته و بهتر است كه چنين موارد امنيتي، بيشتر و دقيق‌تر رعايت شود. بهتر است از توقف خودروها و اتوبوس‌ها در غيرمحل‌هايي كه تعيين شده خودداري شود كه مشكلي براي شما و خانواده‌تان پيش نيايد و البته مورد بسيار مهم‌تر ديگر، خودداري از تردد زائران و خودروها در مناطق پاكسازي نشده و آلوده به مين و مواد منفجره است. البته اين موارد را برادران راهنما و راوي كه در مناطق عملياتي و در مسير كاروان‌ها حاضر هستند، به شما تذكر خواهند داد. بالاخره سفر است و خيلي‌ها دوست دارند همراه خود گوشي‌همراه گران‌قيمت و وسايل زينتي و... بياورند. احتمال گم شدن چنين وسايلي، بالاست؛ در رفت‌وآمد زياد و در مناطق كوهستاني ممكن است اين وسايل فراموشتان بشود. بهتر است تا مي‌توانيد ساده‌تر بياييد و فقط و فقط چيزهايي را كه ضرورت دارد، همراه بياوريد تا هم نگران گم‌شدن چيزي نباشيد هم سبك‌بال‌تر سفر كنيد. از ديگر موارد ضروري سفر، شناسايي مراكز درماني، انتظامي، امدادي، رفاهي، داشتن نقشه تردد راه‌ها، ترجيحا جي‌پي‌اس، شناسايي پمپ بنزين‌ها، امداد خودروها و... است. خاصه اينكه اگر انفرادي يا خانوادگي سفر مي‌كنيد شناسايي اين موارد مي‌تواند در مواقع بحران حسابي به كارتان بيايد. در ضمن نسبت به زمانبندي اسكان، تغذيه و تردد هم دقت كافي داشته باشيد؛ البته مسئولان راهیان نور حواسشان به همه نیازها هست و شما می توانید در وقت اضطرار با سامانه ملی راهیان نور به شماره 096313 تماس گرفته و راهنمایی بگیرید. معمولا همراه شدن ده‌ها جوان در يك سفر چند روزه، مقتضيات خاص خودش را دارد. بالاخره شوخي و مزاح و بگو و بخند هست. اما غالب زائران سعي مي‌كنند كه‌ شأن اين سفر الهی را رعايت كنند. گاهي وقت‌ها آدم فراموش مي‌كند كه به چه سفري آمده است و شوخي و خنده را از حد مي‌گذراند، در اين صورت مزاحم حال معنوي ديگران هم مي‌شود. سعي كنيد حد و اندازه را در هر چيزي نگه‌داريد. از كاروان‌هايتان جا نمانيد بازديد از مناطق عملياتي غرب و شمال‌غرب كشور با كاروان‌هاي راهيان نور يك فعاليت گروهي است. اگر مي‌خواهيد بهترين بهره را از اين برنامه معنوي ببريد، بايد حواستان به ساعت باشد. بي‌نظمي هر يك از اعضاي گروه مي‌تواند به قيمت نارضايتي و بهره نبردن ديگر اعضا از اين برنامه تمام شود. راهنماي هر گروه، زمان بازديد از يك منطقه را با توجه به تجربه و شناخت از محل مورد نظر، معين مي‌كند. سعي كنيد وقت‌شناس باشيد تا بتوانيد پا به‌پاي ديگر اعضاي گروه از همه برنامه‌هاي كاروان استفاده كنيد. در ضمن اگر در طول مسير حركت در مناطق عملياتي دفاع‌مقدس، حواستان را به مناطق بدهيد و نشاني‌ها را يادداشت كنيد به‌سادگي مي‌توانيد تبديل به فردي شويد كه اين مناطق را مثل كف دستش مي‌شناسد. حتي بعدا خودتان مي‌توانيد راهنماي گروه‌هاي خانوادگي باشيد. همراه با كاروان‌ تهرانی ها شهرداري تهران هم در روزهاي پيش‌رو، كاروان‌هاي راهيان‌نور بر پا خواهد كرد و البته اين كاروان‌ها مثل سال‌هاي گذشته راهي مناطق عملياتي غرب كشور مي‌شوند. قرار است دهمين مرحله اعزام كاروان‌هاي راهيان نور شهرداري تهران از اول‌ شهريور آغاز شود و شهروندان تهراني براي ثبت‌نام مي‌توانند به امور ايثارگران مناطق 22گانه شهرداري تهران مراجعه كنند. زائران كاروان‌هاي راهيان نور مناطق عملياتي غرب كشور طي اردوهاي 4روزه مي‌توانند از يادمان‌هاي شهداي قلاويزان در منطقه عملياتي كربلاي يك، شهداي مطلع‌الفجر در منطقه گيلانغرب، شهداي عمليات مرصاد در منطقه تنگه چهارزبر و شهداي پاوه بازديد كنند. گفته شده كه در دهمين مرحله اعزام كاروان‌هاي راهيان نور شهرداري تهران بيش از 5هزار نفر از تهراني‌ها كه تاكنون مناطق عملياتي غرب كشور را زيارت نكرده‌اند به اين مناطق اعزام مي‌شوند. ]]> روابط عمومی Tue, 16 Aug 2016 14:59:43 GMT http://rahianenoor.com/vdcc.mqma2bqmxla82.html اشعار نبوی http://rahianenoor.com/vdcg.y9trak9qqpr4a.html مصدر فيض سيدابـوالحسـن رضوىاى بر همه انبيا, مقدم وى راهنماى ولد آدممنشور شريف امر و نهيتيك نكته نه بيش بوده, نه كمدستور تـو هرچه هست, متقنآيات تو هرچه هست, محكمدر خاطر توست آنچه در دهرانجام دهد قضاى مبرمدين تو كه در خور خلود استدستور تحرك و صعود استجلوه توحیدخلیل شفیعیمی تراود از نسیم عشق اسرار شرفمی نوازد گوشها را لطف اظهار شرفبعد از آن بی رونقی های بساط معرفتحالیا بالا گرفته کار بازار شرفظلمت ممتد حیات از دیده ها دزدیده بودچشم عالم روشن است اینک ز دیدار شرفجهل گاهی عقل را از صحنه بیرون می کندکار عقل آنگاه خواهد گشت انکار شرفزنده در گور جهالت می کند آیات راتا کجا از ظلم خواهد رفت ادبار شرفواقعه اي در دل كوهمحمود شاهرخيغنوده كعبه و ام القري به بستر خواب ولي به دامن غار حرا دلي بي تابنخفته، شب همه شب، ديده خدا بينش ز ديده رفته به دامن سرشك خونينش بسان مرغ شباهنگ ناله سر كرده به كوه، ناله جانسوز او اثر كرده دلش، لبالب اندوه و محنت و غم بود به كامش، از غم انسان شرنگ ماتم بودوجود وي همگي درد و التهاب شده ز آتش دل خود همچو شمعآب شده كه پيك حضرت دادار، جبرئيل امين عيان بــه منظر او شد، خطاب كرد چنين: بخوان به نام خدايـي كه رب ما خلق است پديد آور انســـان ز نطفه و علق است بخوان كه رب تو باشد ز ما سوا اكرم كه ره نمود بشر را، به كاربرد قلم به گوش هوش چو اين نغمه سروش شنيد هزار چشمه نور از درون او جوشيد ز قيد جسم رها شد، به ملك جان پيوست شكست مرز مكان را، به لا مكان پيوست درون گلشن جانش شكفت راز وجود گشود بار در آن دم به بارگاه شهود به بزم غيب چو تشريف قربتش دادند در آن مشاهده منشور عزتش دادند چو غرقه گشت وجودش به بحر ذات احد غبار ميم، بشد زايل از دل احمد به بي نشاني مطلق ازو نشان برخاست حجاب كثرت موهوم از ميان برخاست دوباره چون به مكان، رو، ز لامكان آورد اميد و عشق و رهايي به ارمغان آورد درود و رحمت وافر، ز كردگار قدير بر آن گزيده يزدان، بر آن سراج منير روح مجرد مولانا جلال الدين محمد بلخىجامه سيه كرد كفر، نور محمد(ص) رسيدطبل بقا كوفتند، ملك مخلد رسيدروى زمين سبز شد، جيب دريد آسمانبار دگر مه شكافت روح مجرد رسيدگشت جهان پر شكر، بست سعادت كمرخيز كه بار دگر، آن قمرين خد رسيددل چو سطرلاب شد، آيت هفت آسمانشرح دل احمدى، هفت مجلد رسيدچند كند زير خاك، صبر روانهاى پاك هينز لحد برجهيد، نصر مؤيد رسيددوش در استارگان، غلغله افتاده بودكز سوى نيك اختران، اختر اسعد رسيدعقل در آن غلغله، خواست كه پيدا شودكودك هم كودك است، گرچه به ابجد رسيدخيز كه دوران ماست، شاه جهان آن ماستچون نظرش جان ماست، عمر مؤبد رسيدرغم حسودان دين، كورى ديو لعينكحل دل و ديده در چشم مرمد رسيداز پى نامحرمان، قفل زدم بر دهانخيز بگو مطربا، عشرت سرمد رسيدحضرت محمد (ص)ناصرخسروگزينم قرآن است و دين محمد(ص)همين بود ازيرا گزين محمد(ص)يقينم كه من هر دوان را بورزميقينم شود چون يقين محمد(ص)كليد بهشت و دليل نعيمحصار حصين كيست؟ دين محمد (ص) مدح پیامبر اعظم (ص) خلیل شفیعیای جلوه رخت زده آتش به جان گلنامت محمد است و نشانت، نشان گلميلاد باشكوه تو ای باغبان نورهمزاد نغمه‌خوانی بلبل زمان گلقرآن تويی چو خيره نظر می‌كنم به نورگل می‌كند دوباره نگاهم ميان گلاين جای حيرت است كه در گلشن كساءهم شاخه گلی تو و هم باغبان گلای باغبان آل خدا در زمين بكاربا مهديت دوباره تو يك آسمان گلسيد بارگاه كونيننظامي گنجويسلطان خرد به چيره دستياي شاه سوار ملك هستيحلواي پسين و ملح اولاي ختم پيمبران ِ مرسلفرمانده ي كشتي ولايتاي حاكم ِ كشور كفايتو اي منظر عرش ، پايگاهتاي بر سر سدره گشته راهتروشن به تو چشم آفرينشاي خاك ِ تو توتياي بينشداننده ي راز صبحگاهيدارنده ي حجت الهينسـّابه ي شهر قاب قوسيناي سيد بارگاه كونينمحراب زمين و آسمان هماي صدر نشين عقل و جان همبر هفت فلك جنيبه راندهاي شش جهت از تو خيره ماندهبوالقاسم و آنگهي محمداي كنيت و نام تو مؤيدمقصود جهان، جهان مقصودصاحب طرف ولايت جودبا تو نكند چو خاك پستيآن كيست كه بر بساط هستيوز بهر تو آفريده شد كوناكسير تو داد خاك را لونمقصود تويي ، همه طفيلندسر خيل تويي و جمله خيلندشاهنشه كشور حياتيسلطان ِ سرير كايناتيگيسوي تو چتر و غمزه ، طغرالشكر گه تو سپهر خضرادر نوبتي تو پنج نوبه استوين پنج نماز كاصل توبه استبستي در ِ صد هزار بيداددر خانه ي دين به پنج بنياد حديث لولاك آيت الله شيخ محمد حسين اصفهانىاى اصل قديم و عقل اَقدموى حادث با قديم توأمدر رتبه تويى حجاب اَقرببودى تو نبى و در گِل آدمملك و ملكوت در كف تستچون خاتمى اى نبىّ خاتماز لطف تو شمّه اى است فردوسوز قهر تو شعله اى است جهنّمقدّ ملك است در برت راستپشت فلك است در درت خمفهم خرد و زبان گويادر وصف تو عاجزند و اَبكمفرمود به شأنت ايزد پاكلَولاكَ لَما خَلقتُ الأفلاكوعدهمولويمصطفي را وعده كرد الطاف حق گر بميري تو نميرد اين سبقمن كتاب و معجزت را حافظمبيش و كم كن راز قرآن را فضمهست قرآن مر ترا همچو عصاكفرها را دركشد چو اژدهاتو اگر در زير خاكي خفته ايچون عصايش دان هر آنچه گفته ايمرآت كبرياقدسيه مدني كاشانطالع شد از سپهر رسالت جمال تووخورشيد گشته محو جمال و جلال توورخسار دلفروز تو مرآت كبرياست ذات ازل ستوده به قرآن خصال تووگفتار جانفزاي تو گفتار ذوالجلالصد مرحبا به گفته نغز و مقال تووظلمت گرفته بود جهان از سحاب كفرشد روشن از فروغ جمال و كمال تووصف بسته اند بهر نيايش فرشتگاندر انتظار صوت اذان بلال تووخيل فرشته در شب معراج تو به عرشاستاده اند با ادب اندر قبال تووفرخنده آن كسي كه ز اخلاص و معرفتپرهيزد از حرام و پذيرد حلال تووبا اين اميد «قدسيه» جان مي دهد كه حشرخوش بنگرد جمال و رخ بي مثال تو مثنوي محمّد (ص) محمد رضا آقاسيالا ساقي مستان ولايتبهار بي زمستان ولايتاز آن جامي که دادي کربلا رابه نوشان اين خراب مبتلا راچنان مستم کن از يکتا پرستيکه از آهم بسوزد کل هستي-هزاران راز را در من نهفتيولي در گوش من اينگونه گفتيز احمد تا احد يک ميم فرق استجهاني اندراين يک ميم غرق استيقينا ميم احمد ميم مستي ستکه سر مست از جمالش چشم هستي ست-زاحمد هردو عالم آبرو يافتدمي خنديد و هستي رنگ و بو يافتاگر احمد نبود آدم کجا بودخدا را آيه اي محکم کجا بودچه مي پرسند کاين احمد کدام استکه ذکرش لذت شرب مدام است-همان احمد که آوازش بهار استدليل خلقت ليل و نهارستهمان احمد که فرزند خليل استقيام بتشکنها را دليل استهمان احمد که ستار العيوب استدليل راه و علام الغيوب است-همان احمد که جامش جام وحي استبه دستش ذوالفقار امر و نهي استهمان احمد که ختم الانبيا شدجناب کنت و کنز مخفيا شدهمان اول که اينجا آخر آمدهمان باطن که بر ما ظاهر آمد-همان احمد که سرمستان سرمدبخوانندش ابوالقاسم محمد (ص)محمد ميم و حا ء و ميم و دال استتدارک بخش عدل و اعتدال استمحمد رحمه للعالمين استکرامت بخش صد روح الامين است-محمد پاک و شفاف و زلال استکه مرات جمال ذوالفقار استمحمد تا نبوت را برانگيختولايت را به کام شيعيان ريختولايت باده ي غيب و شهود استکليد مخزن سر وجود است-محمد با علي روز اخوتولايت را گره زد بر نبوتمحمد را علي آينه داردنخستين جلوه اش در ذوالفقار استهنوز بوي تو در باغ‌هاي عالم هستجواد محققرشته‌اي كه فرود آمدتو را چه گفتكه تا امروزتمام جان و جهان رابه‌خويش مي‌خوانيو تا زمين و زمان هستزنده مي‌ماني؟اگرچه بعد تو اي سبزباغ‌ها زردندو خيل مردنمايان شهر نامردند،ولي هنوز كساني كه با تو هم‌سويندغبار غصه ز چشمان شهر مي‌شوينداگرچه نيستي اماهنوز بانگ بلال از مناره مي‌آيدكه شهر را به تماشاي نور مي‌خواندهنوز خاطره تابناك فريادتكه تا نهايت تاريخ راه مي‌پويدتمام هستي ما را در اين خراب‌آبادبه پاي‌كوبي جشن و سرور مي‌خواندهلا ستاره شب‌هاي مكه و تاريخ!كه طاق كاخ مداين به‌خاطر تو شكستو شعله‌هاي بلند آشيانه زرتشتبه احترام شب زادنت به خاك نشستو ساوه چشم پرآب از هرآن‌چه غير تو بستتو را غروب در اين بامداد رنگين نيستهنوز، بوي تو در باغ‌هاي عالم هستمنبع: www.payambarazam.ir ]]> روابط عمومی Sun, 18 Jan 2015 07:45:58 GMT http://rahianenoor.com/vdcg.y9trak9qqpr4a.html