ستاد مرکزی راهیان نور کشور - پربيننده ترين عناوين مقاومت :: rss_full_edition http://rahianenoor.com/vsnb.fqbuhe2rwiupr.html Mon, 19 Feb 2018 19:12:34 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://rahianenoor.com/skins/default/fa/96asli/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط ستاد مرکزی راهیان نور کشور http://rahianenoor.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام ستاد مرکزی راهیان نور کشور آزاد است. Mon, 19 Feb 2018 19:12:34 GMT مقاومت 60 نابودی رژیم صهیونیستی زیر ۲۵ سال http://rahianenoor.com/vdcbf5b8.rhb8spiuur.html رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۳۹۴/۶/۱۸) فرمودند: « بعد از اتمام این مذاکراتِ هسته‌ای، شنیدم صهیونیست‌ها در فلسطین اشغالی گفتند فعلاً با این مذاکراتی که شد، تا ۲۵ سال از دغدغه‌ی ایران آسوده‌ایم؛ بعد از ۲۵ سال فکرش را می‌کنیم. بنده در جواب عرض می‌کنم اولاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید. ان‌شاءالله تا ۲۵ سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.» سخنان رهبر معظم انقلاب در مورد نابودی رژیم صهیونیستی را می‌توان با استفاده از شواهد و واقعیت موجود در منطقه به‌خوبی تبیین کرد. در این مطلب سعی می‌شود مهم‌ترین چالش‌ها و شکاف‌هایی که «بقای» رژیم صهیونیستی را تهدید می‌کنند، بررسی شوند. شکاف قومی-طبقاتی یکی از مهم‌ترین شکاف‌هایی که در سال‌های اخیر جامعه‌ی اسرائیل را به‌سمت نوعی نارضایتی و بی‌ثباتی سوق داده است، «تبعیض قومی-طبقاتی» است. جامعه ‌ی صهیونیستی از دو گروه عمده تشکیل می‌شود که اشکنازی و سفاردی نامیده می‌شوند. سفاردی‌ها یهودیانی هستند که در شبه‌جزیره‌ی «ایبریا» شامل اسپانیا و پرتغال می‌زیستند و پس از سقوط خلافت اسلامی اندلس در سال ۱۴۹۲ میلادی، از آن کشور گریختند و در جنوب اروپا، شمال آفریقا و شهرهای لندن، آمستردام و هامبورگ سکونت گزیدند. امروزه واژه‌ی سفاردی از نظر معنایی توسعه‌یافته و تمامی جوامع یهودیان شامل آفریقا، عراق، سوریه، یونان، ترکیه و سایر یهودیان (غیراشکنازی) را شامل می‌شود. اشکنازی‌ها نیز گروه قدرتمند دیگر اسرائیل هستند. واژه‌ی اشکناز نام عبری آلمان است و بنابراین اشکنازی در اصل به‌معنی یهودی آلمانی است که به‌تدریج بر همه‌ی یهودیانی که از تمام اروپا و آمریکا به فلسطین آمدند، اطلاق شد.۱ بین سفاردی‌ها و اشکنازی‌ها دشمنی دیرینه‌ای وجود دارد؛ چراکه سفاردی‌ها اشراف یهود بودند و از اینکه با اشکنازی‌ها هم‌محل شوند، احساس شرم می‌کردند و همواره سعی داشتند فاصله‌ی خود را با اشکنازی‌ها حفظ کنند و با آنان عبادت یا ازدواج نمی‌کردند. اما بعدها وضعیت کاملاً برعکس شد. درحالی‌که سفاردی‌ها تبدیل به اقلیت شده‌اند، اشکنازی‌ها در تمدن غربی و همچنین دولت رژیم صهیونیستی موقعیت برجسته‌ای یافته‌اند. برخی از تحلیل‌گران معتقدند که شکاف میان سفاردی‌ها و اشکنازی‌ها بیشتر اقتصادی است تا ایدئولوژیک. به همین دلیل، قابل پر کردن است. اما عده‌ای دیگر معتقدند که این نابرابری نهادینه‌شده است؛ به‌گونه‌ای که نسل سوم سفاردی‌ها هنوز جزء طبقه‌ی کارگر و طبقات پایین هستند، درحالی‌که همین نسل اشکنازی‌ها به طبقات متوسط رو به بالا تعلق دارند. برخی از رهبران رژیم صهیونیستی، یهودیان سفاردی را قرون‌وسطایی نامیده‌اند که فاصله‌ی بسیار زیادی با یهودیان اشکنازی دارند. حتی اشکنازی‌ها سفاردی‌ها را از نظر عقلی، عقب‌مانده می‌نامند. سفاردی‌ها و اشکنازی‌ها یکدیگر را نجس‌زاده می‌شمارند و ازدواج با یکدیگر را ممنوع می‌دانند. از نظر اقتصادی نیز سیاست‌های کلی به‌گونه‌ای طراحی شده است که منجر به تقویت بنیان اقتصادی اشکنازی‌ها و فقر و بیکاری و ناامیدی سفاردی‌ها می‌شود. نتیجه‌ی این سیاست‌ها، ایجاد دو طبقه‌ی فرادست و فرودست در میان جامعه‌ی یهودیان است. از نظر سیاسی هم راه نیل به مناصب عالیه‌ی حکومت صهیونیستی برای سفاردی‌ها مسدود یا حداقل همراه با دشواری‌های بسیاری است. آمار مربوط به تعداد سفاردی‌ها در کنست یا کابینه، مبین تبعیض سیاسی حاکم بر این گروه است. در حوزه‌ی مسائل نظامی نیز اکثر مناصب مهم تحت کنترل اشکنازی‌ها قرار دارد و امور سخت و جان‌فرسای نظامی معمولاً به‌عهده‌ی یهودیان سفاردی است.۲ به‌ عقیده‌ی تحلیل‌گران، این شکاف اجتماعی به‌مرور می‌تواند زمینه‌ی فروپاشی از درون این رژیم را فراهم آورد. شکاف مذهبیون-سکولارها یکی دیگر از اختلافات اصلی در جامعه‌ی‌ صهیونیستی، پیرامون مفاهیمی اساسی مانند یهودیت، صهیونیسم و دولت است. در یک طرف این تضاد، بنیادگرایان مذهبی طرفدار صهیونیسم و در طرف دیگر، سکولارهای منادی پست‌صهیونیسم قرار دارند. در جامعه‌ی‌‌ صهیونیستی، در سه دهه‌ی‌ گذشته، گرایش‌های مذهبی تقویت و به‌ تبع آن، شکاف میان مذهبیون و سکولارها نهادینه شده است. در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی قادر نیست منازعات مذهبی را به‌ دلخواه خود مدیریت کند. احزاب و جریان‌های مذهبی، خواهان تعریف رژیم صهیونیستی به‌عنوان یک رژیم یهودی و نهادینه کردن تبعیض مذهبی هستند. حال آنکه احزاب و جریان‌های سکولار با تأکید بر ماهیت سکولار این رژیم، می‌کوشند اقلیت‌های غیریهودی را در این جامعه ادغام کنند. هویتی که بنیان‌گذاران صهیونیست آن را به ایدئولوژی غالب در حوزه‌ی شکاف‌های قومی-مذهبی تبدیل کرده بودند، چالش‌های قومی-مذهبی ایجادشده در جامعه‌ی اسرائیل و تضادهای نهفته در ایدئولوژی صهیونیسم را بیشتر از هر زمان دیگری عیان کرده است. تضادهایی که اقلیت‌های قومی-مذهبی و حتی خود یهودیان به آن معترف‌اند.۳ در حقیقت، با گذشت زمان، تضادها و تناقضات ایدئولوژیک بنیان‌های رژیم صهیونیستی، خود را بیشتر نمایانده است؛ تا جایی که صدای موافقان این رژیم را درآورده است. مهاجرت معکوس اساس شکل‌گیری رژیم صهیونیستی بر تشویق یهودیان به مهاجرت از سراسر جهان به فلسطین بود. با وجود آنکه صهیونیست‌ها موفق شدند جمعیت زیادی را در رژیم جعلی خود گرد هم بیاورند، اما امروزه این رژیم با پدیده‌ای به نام «مهاجرت معکوس» مواجه شده است. در این پدیده، ساکنان سرزمین‌های اشغالی به‌دلایل مختلف، به‌ویژه ناامنی مستمر و عدم تحقق رؤیای «رفاه اجتماعی»، اسرائیل را ترک می‌‌گویند و به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند. بنیان رژیم صهیونیستی بر مهاجرت گذاشته شده است. اهمیت مهاجرت تنها در تأثیر آن بر میزان جمعیت و نرخ رشد آن نیست، بلکه می‌توان گفت مهاجرت متغیر مهمی در تعیین ویژگی‌های نژادی و فرهنگی و شکل‌دهی به ساختار طبقاتی جامعه‌ی اسرائیل محسوب می‌شود.۴ یکی از پژوهش‌های جدید صورت‌گرفته در رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که طی دو دهه‌ی گذشته، یک میلیون صهیونیست سرزمین اشغالی را ترک کرده‌اند. براساس گزارش‌های رسمی این رژیم، در حال حاضر حدود ۷۵۰ الی ۸۵۰ هزار یهودی با تابعیت اسرائیلی در خارج از (فلسطین اشغالی) زندگی می‌کنند. پدیده‌ی مهاجرت معکوس تنها به این یک میلیون صهیونیست که عملاً سرزمین‌های اشغالی را ترک کرده‌اند، ختم نمی‌شود، بلکه هم‌اکنون بسیاری از شهروندان صهیونیست ساکن این رژیم درصدد دریافت گذرنامه‌ی خارجی هستند. در نظرسنجی‌های انجام‌گرفته در این مورد، دو عامل «ضعف ایده‌ی صهیونیست» و «کاهش امنیت و رفاه اجتماعی» به‌عنوان دو عامل مهم مهاجرت ذکر شده است.۵ در سال ۲۰۱۴ میلادی شبکه‌ی تلویزیونی «العاشره» رژیم صهیونیستی نیز نتایج یک نظرسنجی در مورد مهاجرت معکوس در اسرائیل را منتشر کرد. بنا بر این نظرسنجی، بیشتر از نیم‌میلیون نفر به‌دلیل شرایط بد معیشتی، آماده‌ی ترک اسرائیل هستند و پنجاه درصد از مردم ساکن در سرزمین‌های اشغالی به فکر آماده کردن شرایط برای خروج از این رژیم هستند. این شبکه همچنین اعلام کرد که تاکنون هشت‌صد هزار نفر به‌صورت دائمی و همیشگی اسرائیل را ترک کرده‌اند. در همین حال، شانزده مؤسسه و نهاد اطلاعاتی آمریکا در پژوهشی که انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که اسرائیل تا سال ۲۰۲۵ فرومی‌پاشد. پژوهش نهادهای امنیتی آمریکا در ادامه، به ‌دلیل این فروپاشی می‌پردازد و اعلام می‌کند که یهودیان به‌میزان بسیار بالایی در حال بازگشت از فلسطین به کشورهایی که از آنجا آمده‌اند هستند. همچنین براساس تجزیه‌وتحلیل آینده‌پژوهان سازمان جاسوسی مرکزی آمریکا (سیا) که به نمایندگان سنای منتخب در امور اطلاعات و کمیته‌ی منتخب دائم مجلس نمایندگان در امور اطلاعات ارائه شده است، اسرائیل تا سال ۲۰۲۹ بیشتر دوام و بقا نخواهد یافت. وخامت اوضاع اقتصادی، تهدیدهای امنیتی و کاهش احساس تعلق به دین یهود، مهم‌ترین دلایل مهاجرت معکوس در اسرائیل است. چالش‌های نظامی-امنیتی رژیم صهیونیستی در نُه سال گذشته، در چهار جنگ مهم با حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت فلسطین شکست خورده است. نکته‌ی مهم در این مورد این است که اسرائیل توسط هم‌پیمانان غرب این رژیم به مدرن‌ترین سلاح‌ها تجهیز شده بود. در جنگ ۳۳روزه، ۲۲روزه و هشت‌روزه، نیروهای مقاومت از لحاظ در اختیار داشتن تجهیزات نظامی در برابر اسرائیل، اوضاع چندان مناسبی نداشتند، اما با این وجود پیروز شدند. اما در جنگ ۵۱روزه در سال گذشته، اوضاع تغییر کرد و مبارزان فلسطینی با رونمایی از تجهیزات نظامی خود، اسرائیلی‌ها را غافل‌گیر کردند و شکستی دیگر را متوجه اسرائیل نمودند. اکنون که گروه‌های مقاومت اعلام نموده‌اند به تسلیحات و موشک‌های پیشرفته‌تری نسبت به قبل دست پیدا کرده‌اند، تهدیدات امنیتی بیش از پیش موجودیت اسرائیل و بقای این رژیم را به چالش خواهد کشید. بی‌شک تهدیدات امنیتی یکی از مهم‌ترین دلایل مهاجرت معکوس در اسرائیل است. از کنار هم قرار دادن تمامی چالش‌ها و شکاف‌های موجود در مورد اسرائیل می‌توان نتیجه گرفت که پیش‌بینی رهبر معظم انقلاب در مورد نابودی اسرائیل تا ۲۵ سال دیگر با واقعیت‌های موجود در مورد رژیم صهیونیستی کاملاً همخوانی دارد و چه‌بسا عمر این رژیم زودتر از این موعد نیز به سر آید. پی‌نوشت‌ها: 1. مراجعه شود به: عبدالعالی، عبدالقادر، رژیم اسرائیل و گسست‌های سیاسی-اجتماعی آن، ترجمه‌ی محمد خواجویی، مؤسسه‌ی ابرار معاصر، ۱۳۹۱ ۲. سایت http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=۶۰۱۳ ۳. سایت http://isrjournals.ir/fa/special-articles/۱۱۰۱-special-article-farsi۶۹.html 4. موشه لیساک و الیعیزر لیشیم، من روسیا الی اسرائیل: ثقافه و هویه فی حاله تحول. تل أبیب، الکیبوتس الموحد، ۲۰۰۱، ص۲۵۱-۲۵۰ 5. به‌عنوان نمونه، به لینک‌های زیر توجه کنید: - ازدیاد الهجرة العکسیة من إسرائیل، قابل دسترسی در: http://aljazeera.net/news/reportsandinterviews/۲۰۱۲/۱۲/۲۳ - مستجدات عن الهجرة الیهودیة المعاکسة من إسرائیل، قابل دسترسی در: http://alrai.com/article/۶۸۵۳۹۶.html - نمو المسلمین الفلسطینیین بأراضی ۴۸، قابل دسترسی در: http://aljazeera.net/news/reportsandinterviews/۲۰۱۴/۱۰/۲۴/۳-۴- - گزارش سازمان سیا درباره‌ی حتمیت نابودی رژیم صهیونیستی، قابل دسترسی در: http://farsnews.com/newstext.php?nn=۸۷۱۲۲۱۱۱۸۶ - Reverse immigration grips Jews, in : http://gulfnews.com/opinion/thinkers/reverse-immigration-grips-jews-۱.۱۴۷۱۳۱۰ منبع مقاله : Khamenei.irانتهای پیام/    ]]> مقاومت Sat, 13 Jan 2018 04:22:35 GMT http://rahianenoor.com/vdcbf5b8.rhb8spiuur.html شناسایی پیکر 6 بانوی شهیده انفجار حله http://rahianenoor.com/vdcjayev.uqevvzsffu.html به گزارش راهیان نور، پیکر مطهر شش بانوی شهیده انفجار سال گذشته در شهر حله عراق از طریق آزمایش دی ان ای شناسایی شد. پیکر این شهدا هم‌اکنون در معراج الشهدای تهران قرار دارد.  این شهدا اربعین سال گذشته در اثر انفجاری تروریستی در پمپ بنزینی در شهر حله عراق به شهادت رسیدند.  شهیدان فخری صالحی، زینب بهمن پور، مینا حسن زاده، مهسا مقامیان زاده، رضیه علیپور و صباح صیادمنش از شهدای این حادثه تروریستی بودند که به تازگی پیکر آنان شناسایی شده است. پیکر این شهیدان والامقام  ساعت 19 امروز به شهر اهواز منتقل خواهد شد. مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر این شهدا نیز متعاقبا اعلام می شود.  انتهای پیام/ ]]> مقاومت Wed, 27 Sep 2017 12:54:01 GMT http://rahianenoor.com/vdcjayev.uqevvzsffu.html دلنوشته‌ای برای شهدا http://rahianenoor.com/vdcgu79q.ak9zq4prra.html دلم تنگ است؛ تنگ روزهايي که مصلحت اسلامي مطرح بود، نه اسلام مصلحتي. تنگ روزهايي که تشيع وسيله‌اي براي ارتزاق نشده بود. تنگ روزهايي که که اهداف عالي انساني فداي مصلحت‌هاي شخصي نمي‌شد. تنگ روزهايي که آدمها اينقدر تضاد نداشتند. (تضاد برون و درون آدمها دلم را تنگ مي‌کند!) دلم تنگ شده و خنده‌ام‌ مي‌گيرد.  خنده‌ام مي‌گيرد از اينکه؛ هيچ وقت در تمام عمرم تجربه نکرده‌ام آن روزها را که دلم تنگ آن روزها بشود.  اينجاست که دلم مي‌سوزد براي اين دل تنگ، که حتي نمي‌تواند. دلتنگ آن روزها باشد که اصلا آن روزگاران را تجربه نکرده است...  سنگدلي يا تنگدلي و يا شايد هم سنگدلي و تنگ‌چشمي عده‌اي، دست به دست هم داد که از آن روزگار جز چند کتاب که هر از گاه به چاپ مجدد مي‌رسد (منهاي «دا» و «جنگ دوست‌داشتني» و...) و چند نمايشگاه بي‌سروته و هزاران هزار عکس و پوستر که ديگر هيچ‌کس به آنها عميق نگاه نمي‌کند! جز همين حداقل، هيچ براي من و تو نماند که حتي بخواهيم آرزو کنيم و مثلا بگوييم: «يا ليتنا کنا معکم»  من حتي نمي‌دانم چه طعمي داشت روزهايي که برخي به جاي اينکه حفظ جان را از اوجب واجبات بدانند به حفظ جان جانان پرداختند.  من نمي‌دانم حتي که شهادت فقط تا به آسمان رفتن نيست، که به خود آمدن است...  من امروز در مشتي توهم و تعصبم که هيچ‌کدام ريشه ندارد.  و نمي‌دانم چه کسي اين داستان تکراري را آنقدر برايم تکرار کرد که خوابم برد.  آنقدر خوابزده شدم که در بيداري هم انگار خوابم. اين را از قدم‌هاي بي‌خودانه‌ام در مي‌يابم.  خوابيده‌ام؛ عمريست و عده‌اي را  بهانه مي‌کنم براي پوشاندن کوتاهي‌هايم. و من هرگز نرسيده‌ام به فهواي عميق اين داستان؛ داستان «شهادت»:  «شهادت داستان ماندگاري آناني است که دانستند دنيا جاي ماندن نيست»  من فقط يادگرفتم که زندگي سراسر آزمون است. اما کسي نگفت که مهر قبولي‌اش «شهادت» است!  و من مانده‌ام. پشت اين درب‌ها و کارنامه‌ام حتي يک مهر آفرين هم ندارد...  شهادت از من مي‌گريزد، چنانکه من از مرگ خويش مي‌گريزم... و هيچ‌کس به من نگفت: «تا شهادت هست، شهيد بايد شد، زندگي بايد کرد.» و من هرگز ندانستم که «شقايق» چه گلي است؟ و فقط راضي شدم به اين زمزمه: چرا بستند راه آسمان را؟ چرا برداشتند اين نردبان را؟ و مگر پرواز را به نردبان نياز است؟ و مگر پرواز را بال؟ و من فکر مي‌کردم بايد پروانه شد. پرنده شد. و چند بار هم آرزو کردم که پرنده باشم. کبوتر باشم. مثل کبوتران حرم...  اما نمي‌دانستم آن روزها که عده‌اي بي‌بال پرواز مي‌کردند، پروانگان به حال آنان غبطه مي‌خوردند  و اين شد که من امروز در گل مانده‌ام. حتي در هزاران فرسخي راه آنان که رفتند و کاري «حسيني»   کردند نيستم، آنان که خواستند تا بمانم و کاري «زينبي» کنم.  و اين شد که من در سپاه يزيدم. و من به‌راستي مصداق آناني هستم که يک عمر مرده‌اند و يک لحظه هم شهيد نخواهند شد. و اين است که دلم مي‌سوزد و تنگ است.  تنگ است دلم براي صدايي که روزگاري از اين حنجره‌ها بلند مي‌شد.  حنجره‌هايي که امروز سال‌هاست مهمان صداي سرفه‌هاي خشک و خونين شده‌اند. و نصيبشان ـ اگر خوش‌شانس باشند ـ دراز کشيدن روي تخت‌هاي بي‌مهر بيمارستان ساسان است و اگر سويي مانده باشد براي چشمهاشان به ثانيه‌هاي تنهايي خيره‌ مي‌مانند... و نصيب آنها آن کپسول‌هاي بلند اکسيژن است. و نصيب آنها شيمي‌درماني است. و نصيب آنها مژه‌هايي است که ريخته‌اند. و من هميشه فکر مي‌کنم آيا مي‌توان بدون مژه اشک ريخت و سبک شد؟ خدا کند بشود. و من آنقدر کوتاهي کردم، آنقدر کم شدم، آنقدر خم شدم که انگار در حال بوسه زدن بر دستهاي شيطان هستم.  آنقدر ” خوابيده‌ام؛ عمريست. و «عده‌اي»را بهانه مي‌کنم براي پوشاندن کوتاهي‌هايم. و من هرگز نرسيده‌ام به فهواي عميق اين داستان؛ داستان «شهادت»: «شهادت داستان ماندگاري آناني است که دانستند دنيا جاي ماندن نيست» " شيطان از من خوشش مي‌آيد که نگو!!! اين را امروز صبح از خواب که پريدم و نمازم قضا شد آرام در گوشم فرياد زد... لعنت خدا بر اين شيطان لعنتي. و شايد هم لعنت خدا بر من... بر نفس من که امروز به تنهايي شيطان را هم درس مي‌دهد. خوب که نگاه مي‌کنم مي‌بينم اين منم که ايستاده‌ام و باز آن منم که خم شده‌ام و دستان نفس خويش را مي‌بوسم.  آري اين منم... اين منم و منيت‌هاي من. خودپسندي‌هاي من.... چقدر دلم مي‌خواهد لابه‌لاي رمل‌هاي فکه گم شوم. چقدر دلم مي‌خواهد طلوع دو کوهه مرا ذوب کند در خويش. و غروب شلمچه مرا در آتش عشق به ياران آخرالزماني‌اش، خاکستر کند. چقدر دلم مي‌خواهد در مقر شهيد چمران دهلاويه با نور يک شمع کوچک دلم روشن شود. دلم مي‌خواهد در هويزه، به جاي مادر شهيد علم‌الهدي من زير خاک باشم. حيف‌اند چنين مادراني... دلم مي‌خواهد سحرگاهي که دور حسينيه گردان تخريب مي‌گردم، خداوند اين طواف را از من بپذيرد...  دلم تنگ است براي راهي نور شدن...  براي مسافر آن وادي دور شدن  انتهای پیام/ ]]> مقاومت Mon, 28 Aug 2017 12:53:47 GMT http://rahianenoor.com/vdcgu79q.ak9zq4prra.html تنگه احد را نگه داشتیم با نهروانیان چه باید کرد http://rahianenoor.com/vdch-wnz.23nvidftt2.html در خنکای نسیم صبحگاهی در یادمان تمرچین و منطقه عملیاتی والفجر هنوز صدای مردانه مرتضی جاویدی و یاران با وفایش گوش جان را نوازش می دهد که تنگه احد را با مردانگی تمام نگه داشتیم و خود را لایق بوسه امام (ره) آن مرد الهی بر پیشانیمان ساختیم. اما نگرانیم که شما با نهروانیان چه میکنید. مردانه جنگیدند دلاوران ارتش و رزمندگان لشکر مقدس المهدی(عج) و لبهای تشنه و آتش دشمن در چند روز محاصره نتوانست ذره ای در اراده پولادین آنها خللی وارد آورد و مکالمه آخرین آنها با صیاد شیرازی قهرمان موجود است: «سلام ما را به امام برسانید، نمی گذاریم احد تکرار شود» خدایا چه میگویم و چه باید کرد که اگر جز وظیفه نبود که می بایست این مطالب را برای نسل امروز بازگو و روایت کرد و تنها می بایست همچون کوههای سر به فلک کشیده قمطره و کدو و ۲۵۱۹ سکوت اختیار کرد و سر تعظیم فرود آورد. عمر سفر کوتاه است و باید منطقه والفجر را با همه شهدا و مفقودینش و معنویت بی بدیلش که به هرطرف نگاه می کنی، از شهیدانش هاشم حقیقت و ذوالقدرها گرفته تا جلدیان و پیرانشهر و مقر لشکر نوهد آرام آرام گذشت و به سوی دیگر یادمانها رفت. اساتید و مدیران و طلاب و رزمندگان همراه شاید انقلاب و جنگ را تا کنون از این دریچه ندیده و نشنیده بودند و نگاه های با معنا و پرسشگر آنان کاروان را از مسیر جنگل آلواتان به سردشت می رساند. روزگاری نه چندان دور مرد می خواست و دل شیر مثل شهید کاوه که از این گذرگاه عبور کرده و تازه با وجود تامینهای جاده ای خود را به میرآباد رسانده و از رودخانه ی نلاس به شهر ربط و سردشت برساند. امروز در سایه رشادت آنان نه پایگاهی و نه پاسگاهی؛ چه کسی باور دارد که راهیان نور خواهران فارس در آنجا در قلب جنگل آلواتان که روزگاری زندان مخوف دوله تو را در خود جای داده بود بایستند و از تمشک های وحشی تناول کرده و عکس یادگاری بگیرند. خدایا تو را شکر که اگر عزیزترین سرمایه های انسانی یعنی شهدا و جوانانمان را تقدیم کردیم که امروز خلا وجودی آنان در راس نهادها و ادارات بخوبی احساس می شود، اما نعمت امنیت است که سردشت را که از کمترین امکانات رفاهی و شهری برخوردار بود به شهری کاملا زیبا و امن تبدیل کرده است. سردشت را بخوبی می شناسم چه در ایام بمباران شیمیایی ربط و سردشت که اولین شهر بمباران شده شیمیایی جهان است و چه در جوار بچه های با صفای تیپ امام حسن(ع) استان فارس که تحت فرماندهی سردار کاظمی دو سالی را در این منطقه حضور یافته و انجام ماموریت کردم. بچه هایم کوچک بودند ولی انجام وظیفه باعث شد با خانواده به سردشت کوچ کردیم که خاطرات فراوان آن با مردم خونگرم کردستان در این مجال نمی گنجد. صبحگاهان به روستای بیوران و قله های یادمانی بلفت و دوپازا رفتیم. در اولین نگاه خاطرات بچه های تیپ امام حسن(ع) فارس بویژه سردار مظلوم محمد حسینی عزیز می افتیم که از ابتدای این ماموریت در کمینهای مختلف جان بچه های همرزم را نجات داد. شهید پرویزی مجاهد و سربازان شهید، حضور همگی شان را احساس می کردم. بر و بچه های گردان تکاور مهراب برزگر، ایوب حیدری و کریمیان و سید جلال و دیگران.. .خدا چه می توان گفت که قدم به قدم این مناطق خودشان حرف می زنند و باز با زبانی قاصر باید روایت کرد. باید گذشت و سیر ساعات و روز است که از نیمه گذشته و ما را به جاده بانه می رساند. جاده ای که بچه های هوابرد شیراز و پاسداران گمنام فارس و شهدایی مثل فرهاد شاهچراغی و عبدالحمید عزیزم عطر و بویشان در این مکان ماندگار شده است. یادمان بولحسن و عملیات های نصر ۴ و نصر ۷ و رشادتهای سردار محمودآبادی و شایق و شمس و شریفی و عزیزی و هزاران رزمنده دلاوری که کم لطفی زمان حتی نامشان را در خاطراتمان پاک کرده است. ارتفاعات گامو و آسوس و گوچار و شهر ماووت که در کمال قدرت و قدمهای استوار رزمندگان فارس فتح گردید و امروز که پیشمرگ عزیز کُرد ناصر علیزاده فقط می تواند شمه ای از آن را بگوید و آنگاه که می خواهم از هادی منفرد و خرمشکوه و دیگران بگویم بغض امانم نمی دهد و همگان را به دیدن صحنه حزن انگیز خواهری که فقط می داند برادرش شهید فرخی ۱۶ ساله در منطقه گامو مفقود گردید و امروز پس از چندین سال دیدن این صحنه روایت را کفایت می کند... رییس گروه، عوض پور عزیز صلاح می داند به خاطر این چند روز خستگی به مریوان نرویم و شب را کاروان در سنندج بمانند.  که از خدا خواسته همین بودم. چون واقعا تحمل دیدن مریوان و خاطرات فراوان والفجر۴ و صلابت حاج احمد کاظمی و دلاوری ولی نوری و مجید سپاسی و شهدای دیگر را تحمل یادآوری ندارم و نگاه به ارتفاع مشرف به دریاچه زریوار بی هیچ درنگی شهید ریخنه گران را به خاطر می آورد که مرا یارای ذکر آن نیست و شرم است از این حیات بی حاصل و جدایی از آن مردان الهی... اواخر شب است که با خادمان شهدای عزیز و بی ریا قاسمی و نصیری و برادران کریمی عزیز به سنندج رسیده و شهری که آن چنان بزرگ شده که نمی توان به راحتی کاخ جوانان سابق را که بچه های فارس در آن محاصره بودند پیدا کرد. قدم به قدم شهر از سمت سقز و دیواندره گرفته و ابتدای جاده بوکان یاد و خاطره بچه های فارس را فرا گرفته. دلاوریهای سردار عبدالله زاده با تیپ احمد بن موسی(ع) و عملیات هایی که در سالهای ۶۳-۶۲ انجام دادند تمامی ندارد. یاد اعزام شهید عزیزم مجتبی قطبی و قنادی مظلوم در عملیات قادر و پادگان سقز، گمانم میبرد صدای اذان صبح می آید و دوباره شروعی که فقط می توان به امید شفاعت چشم گشود و پا در رکاب گذاشت و جاده های پیچ در پیچ را به سمت کرمانشاه در نوردید. سراهی کامیاران و عبور از جوانرود و روانسر با ذکر خاطرات فارسیان عجین است و سردار امان اله حیدری که چند سالی سکاندار تیپ قهرمان آن بود و چه خاطرات شیرینی که هنوز رفت و آمد او با رزمندگان کرد این منطقه ادامه دارد جاودانی شده و حیف که نه او گفت و نه کسی سراغش رفت. ای کاش که خاطراتش را بگوید تا کوههای پاوه و شاخ تمیران و حلبچه و سروآباد آنها را در سینه خود حک نمایند و بعنوان ثروتهای معنوی به یادگار بمانند. پاوه و قهرمانیهای مردمی از سلاله اسطوره ها هرچند که رزمندگانش حاج احمد متوسلیانها و کاظمی ها و دیگران بی بدیلند اما چمران و حماسه اش در شکست حصر پاوه جاودانه است. شهری که امروز تنها یادگارش بیمارستان شهر است اما هیچ کس داستان علی ها ها بچه لامرد را نگفت و ندانست که او نیز مثل خسرو ایزدی ها و شهدای فارس چه کردند و چه سهمی دارند. قله شمشیر و نوسود هنوز شهدای فارس را به یاد دارد و هستند شهدایی که هنوز جزء مفقودین نوسود هستند. رسم روزگار متاسفانه فراموشی است. کاروان می رود و رفته رفته بغضهاست که دیگر یارای نگه داشتن آنها نیست همه به دنبال بهانه می گردند. یادمان شهید ناصر کاظمی و یادمان شهدای مظلوم سیران بند کار را یکسره می کند و بغضی که با روضه و توسل حسن مهربان مداح با اخلاص به حضرت زهرا(س) امان را از همگان گرفته و اشک است که می بارد و می بارد. ای کاش آشنایی ها نبود و اگر بود پس از آن جدایی ها نبود. هرچند در یادمان مرصاد و تنگه چارزبر هستیم و اوج مرحمتی که خداوند به این نظام مقدس داشته را می بینیم خفت منافقین را و خیانتی که به وطن خود کردند می بینیم یاد بچه های المهدی و مجاهدت ها و راوی که تند تند می گوید و برشماری میکند.  اما بنظرم حواس همگان متوجه پایان عروج است و کم کم احساسی غریب همه را در بر گرفته و آنچنان سریع احساس برگشتن از ابرها و فضایی که در این چند روز احساس نمی کردند روی زمین راه میروند مثل کسی که از خواب بیدار می شود کاروان را در می نورد و شهر ها و جاده ها به هم می پیچد اما نه واقعیت دارد شهرضا و زیارت شهید همت کار را تمام کرده و سکوتی سخت که اتوبوسها را فرا گرفته از رانندگان زحمت کش که آنی از تلاش سر باز نزدند یا خادمین عزیز و همه اعضای گروه اصلا کسی حوصله ندارد و تنها یک امید است که در پایان هم قسم می شوند که رهروان خوبی برای شهدا باشند و رسالت زینبی را که همانا روایت حماسه شهداست سرلوحه کار خود فرار داده و اشک و تودیع و دیگر هیچ... خادم الشهدا؛ سردار مجتبی مینایی فرد ]]> مقاومت Mon, 11 Sep 2017 11:46:36 GMT http://rahianenoor.com/vdch-wnz.23nvidftt2.html وصيتنامه شهيد سپهبد علی صياد شيرازی http://rahianenoor.com/vdca.enok49ni65k14.html به گزارش راهیان نور، آن چه خواهيد خواند متن كامل تنها وصيت نامه بجا مانده از شهيد علی صياد شيرازی است: "بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم ارحم‌‌الراحمين، رب‌العالمين و صلي‌الله علي محمد واله‌الطاهرين، انالله و انااليه راجعون هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق‌الله و رسوله اللهم زدنا ايماناً و ارحمنا اشهد ان لااله‌الا الله وحده لا شريك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدي و دين‌الحق و ان الصديقة‌ الطاهره فاطمه‌الزهرا، سيده نسا العالمين و أن علياً أميرالمؤمنين و الحسن و الحسين و علي‌بن‌الحسين و محمّد‌بن‌علي و جعفربن‌محمّد و موسي‌بن‌جعفر و علي‌بن‌موسي و محمّد‌بن‌علي و علي‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علي و الحجه‌القائم‌المنتظر صلوات‌الله و سلامه عليهم ائمتي و سادتي و موالي بهم اتولي و من اعدائهم اتبر و أن‌الموت و النشور حق و الساعة آتية لاريب فيها و أن‌الجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك يا لطيفاً بعباده يا أرحم الراحمين" خداوندا ! اين تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولايتت قرار دادی. خدايا! تو خود می دانی كه همواره آماده بوده‌ام آنچه را كه تو خود به من دادی، در راه عشقی كه به راهت دارم، نثار كنم. اگر اين نبود، آن هم خواست تو بود. پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم كه از تو بايد بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم‌خورده‌ات بجنگم تا به فيض شهادت برسم. از پدر و مادرم كه حق بزرگی بر گردنم دارند، می خواهم كه مرا ببخشند؛ من نيز همواره برايشان دعا كرده‌ام كه عاقبت به خير شوند. از همسر گرامی و فداكار و فرزندانم می خواهم كه مرا ببخشند كه كمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بيشتر می خواهم وقف راهی باشم كه خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است. آنچه از دنيا برايم باقی می ماند، حق است كه در اختيار همسرم قرار گيرد. از همه آنهايی كه از من بد ديده‌اند، می خواهم كه مرا به بزرگی خودشان ببخشند و بالاخره از مردان مخلص خودم به ويژه حاج آقا امير رنجبر نيكدل، استدعا دارم در غياب من به امور حساب و كتاب من برسند و با برادران ديگر چون جناب سرهنگ حاج آقا آذريون و تيمسار حاج آقا آراسته در اين باب، تشريك مساعی نمايند. خداوندا! ولی امرت حضرت آيت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاينده و موفق بدار. آمين يا رب العالمين. من‌الله‌التوفيق علی صياد شيرازیانتهای پیام/ ]]> مقاومت Mon, 10 Apr 2017 11:37:56 GMT http://rahianenoor.com/vdca.enok49ni65k14.html یادواره شهیدان «هاشمی‌نژاد» و «جهان‌آرا» در مشهد برگزار می‌شود http://rahianenoor.com/vdccsxqs.2bqsx8laa2.html به گزارش راهیان نور، مراسم گرامی‌داشت شهیدان «سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد» و «سیدمحمدعلی جهان‌آرا» سه‌شنبه چهارم مهرماه ساعت 16 الی 18 در سالن همایش بنیاد پژوهش‌های اسلامی واقع در آستان قدس رضوی برگزار خواهد شد.  این مراسم با حضور خانواده‌های معزز شهدا، جانبازان، ایثارگران و عموم مردم همراه با روایتگری سردار «احمد خادم‌سیدالشهدا» و سردار «عبدالصاحب عبودزاده» برگزار خواهد شد.انتهای پیام/ ]]> مقاومت Mon, 25 Sep 2017 09:12:30 GMT http://rahianenoor.com/vdccsxqs.2bqsx8laa2.html اعلام آمادگی سازمان بسیج برای کمک به مسلمانان میانمار http://rahianenoor.com/vdcb59b8.rhbggpiuur.html به گزارش راهیان نور، سازمان بسیج مستضعفین طی بیانیه‌ای نسل کشی مسلمانان مظلوم میانمار را محکوم کرد. متن این بیانیه به شرح ذیل می باشد:  بسم الله الرحمن الرحیم  بیانیه سازمان بسیج مستضعفین در محکومیت نسل کشی مسلمانان میانمار  «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ؛  «و آنان که ظلم و ستم کردند، به‌زودی خواهند دانست که به چه کیفر و عذابی بازگشت خواهند کرد» سوره شعرا آیه 227  بار دیگر جهانیان در میان ادعای دروغین و فریبنده غرب در حمایت از حقوق بشر، شاهد نسل‌کشی بی‌رحمانه و غیرانسانی مردم مسلمان در کشور میانمار هستند. جایی که گروه بسیاری از مسلمانان خشونت‌بارترین ایام تاریخ معاصر را  در سکوت ننگین داعیان حقوق بشر پشت سر می‌گذارند. علیرغم همه ادعاهای واهی برابری و آزادی‌خواهی کشورهای غربی و در رأس آن‌ها آمریکای جهان خوار، هم‌اکنون در منطقه مسلمان‌‌نشین کشور میانمار، یکی از فجیع ترین جنایات بشری در حال وقوع بوده و باکمال تأسف هیچ‌گونه اعتراضی از جانب مدعیان جعلی حقوق بشری ابراز نمی‌شود.  مطابق اخبار رسیده چندین هزار مسلمان میانماری تاکنون به طرز وحشیانه‌ای توسط افراطیان بودائی و ارتش میانمار به قتل رسیده‌اند و بیش از ده‌ها هزار نفر از خانه و کاشانه خود آواره شده‌اند که دل هر بیننده و شنونده‌ای از آن، مالامال از درد و رنج می‌شود. این‌همه جنایت و بی‌رحمی و نسل‌کشی و قتل‌عام که با سکوت رضایت‌مندانه غرب و سازمان‌های به‌اصطلاح حقوق بشری مواجه است،  باید سریعاً با فشارهای کشورهای اسلامی و آزادی‌خواه جهان متوقف شود.  سازمان بسیج مستضعفین ضمن محکوم کردن این حرکت غیرانسانی و ددمنشانه، این ضایعه‌ی جان‌سوز را به محضر حضرت امام زمان(عج) و نائب بر حقش حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) تسلیت عرض می‌نماید و از دولت جمهوری اسلامی ایران به ویژه از وزارت امور خارجه و نیز  مسلمانان آزادیخواه جهان و  سازمان‌های بین‌المللی مدافع واقعی حقوق بشر می‌خواهیم ضمن کمک و همراهی با مسلمانان مظلوم، در جهت کاهش رنج و آلام مسلمانان میانمار و جلوگیری از نسل‌کشی آنان اقدامات عملی و موثری را به انجام رسانند.  در پایان سازمان بسیج مستضعفین آمادگی خود را جهت هرگونه کمک به مسلمانان میانمار در قالب‌هایی که دولت جمهوری اسلامی ایران مشخص می‌نماید، اعلام می دارد.  «والسلام»  انتهای پیام/ ]]> مقاومت Thu, 07 Sep 2017 11:05:07 GMT http://rahianenoor.com/vdcb59b8.rhbggpiuur.html انتقام خونت را از حرامیان تاریخ خواهیم گرفت http://rahianenoor.com/vdcb9gb8.rhb88piuur.html قسم به حضرت باران تقاص می گیرم قسم به خون شهیدان تقاص می گیرم تقاص خون شهیدان ز دشمنم، آری تمام فتنه بدانند این منم آری اگر اجازه دهد رهبرم، به پا خیزم و خون یک یکشان را به خاک می ریزم من از تبار شهیدان کربلا هستم و ره رو ره خون رنگ نینوا هستمایستادنش غرورآفرین بود و هم تجسم صحنه عاشورا و یادآور نبرد حسینیان و یزیدیان.  بی شک خون شهید بی سر، "محسن حججی" چونان حضرت ثارالله که بنیاد طاغوت زمان را برچید، نهایت سیاه دلان امروز را به تباهی منتهی خواهد کرد و عزم انتقام را در رگهای همدلان و همسنگرانش به غلیان در خواهد آورد.آن روز نزدیک است که انتقام خونت را از حرامیان تاریخ خواهیم گرفت و پرچم خون رنگ نینوا را بر فراز کاخ های عالم به اهتزاز در خواهیم آورد.آن روز نزدیک است...نصر من الله و فتح قریبعلی حسنی‌پور - اهوازانتهای پیام/ ]]> مقاومت Wed, 27 Sep 2017 13:35:39 GMT http://rahianenoor.com/vdcb9gb8.rhb88piuur.html وظایف مردم در شرایط فتنه http://rahianenoor.com/vdccmiqs.2bqsi8laa2.html شناخت دوست و دشمن و مخلوط نکردن آنها با هم «من توصیه ام به همه ی ملت ایرا ن این است: امروز بیشتر از همه چیز برای ما هوشیاری لازم است، شناخت دوست و دشمن لازم است.مبادا دوست را با دشمن اشتباه کنید؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط کنید؛ مبادا رفتاری که با دشمن باید داشت، با دوست انجام بدهید.این، خطاب به همه ی جناحهاست. نظام اسلامی با اخلالگران در امنیت مردم طبعا برخورد می کند.این، وظیفه ی نظام است.نظام اسلامی اجازه نمی دهند که کسانی دستخوش فریب و توطئه ی دشمن بشوند، زندگی مردم را خراب کنند، آسایش مردم را به هم بزنند، جوانهای مردم را تهدید کنند.فرزندان این کشور عزیزند؛ همه عزیزند.نظام این اجازه را نخواهد داد».(1) وظایف تصریحی: 1-شناخت دوست و دشمن. 2-دوست را با دشمن اشتباه نگرفتن. 3-دوست و دشمن را مخلوط نکردن. 4-رفتاری که با دشمن باید داشت نباید با دوست انجام داد. وظایف استنباطی : 1-بر خورد با اخلالگران در امنیت عمومی وظیفه ی نظام است نه مردم. 2-مردم در فتنه ها بیشتر شناخت اخلالگران و اطلاع به مسوولین نظام را به عهده دارند. 3-اشتباه در تشخیص دوست و دشمن و رفتار نادرست با دوست زمینه را برای اخلالگران و دشمنان مناسب می کند. در اصول همدل باشیم و یکدیگر را تحمل کنیم «این چیزهاست که بایستی ما بیدار باشیم، هشیار باشیم.ما مردم ایران هم همین جور.ما آنچه که می گوئیم، برای دیگران نیست؛ در درجه ی اول برای خودمان است.خود ما هم باید وحدت را حفظ بکنیم.ببینید همین آیاتی که الان خواندند:«و اذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا-برادر شدید با هم-و کنتم علی شفا حفرة من النار فانقذکم منها»؛ اسلام شما را از آتش تفرقه نجات داد.فراموش کردید؟ هی این به آن ایراد بگیرد، آن به این ایراد بگیرد؛ فروع را اصل بکنیم، اصول را فراموش کنیم، هی اختلاف بین ما بیفتد.اینکه قرآن می گوید:«و اعتصموا بحبل الله جمیعا».یعنی همه با هم اعتصام به حبل الله بکنید، خوب، این «همه»در سطح واحدی نیستند؛ بعضی ایمانشان قویتر است، بعضی ایمانشان ضعیفتر است، بعضی عملشان بهتر است، بعضی عملشان متوسط تر است؛ در عین حال خدای متعال به همه خطاب می کند.می گوید اعتصام به حبل الله را جمیعا بکنید، با هم بکنید.تو بگوئی من جداگانه اعتصام به حبل الله کردم و دیگری نه؛ او-دیگری-باز بگوید من جداگانه اعتصام به حبل الله کردم، این طرف رانه؛ اینکه نمی شود.همدیگر را تحمل کنید.اصولی هست، محورهائی هست؛ اصل این است که در این اصول همدل باشیم.ممکن است در صد تا از فروع، افراد با همدیگر اختلاف داشته باشند، باشد؛ این منافات ندارد با اجتماع، با جمیع شدن، مجتمع شدن؛ اینها باید ملاک باشد».(2) وظایف تصریحی: 1-هوشیار وبیدار بودن. 2-حفظ وحدت اصل است. 3-پرهیز از ایراد گیری های نابجا. 4-فروع را اصل نکردن. 5-اصول را فراموش نکردن. 6-اعتصام به حبل الله. 7-همدیگر را تحمل کردن. 8-همدلی بر اساس اصول. وظایف استنباطی : 1-هر عملی که به وحدت عمومی لطمه وارد کند، نادست و غلط است. 2-هر عملی که ایجاد اختلاف کند، همسویی با دشمن و آب به آسیاب دشمن ریختن است. بی انصافی و بی عدالتی را کنار بگذارید، برادر و همکار باشید «بعضی ها هی می خواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم بردارند، همه با هم همکاری باید بکنند؛ همه باید برای ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند.به کسی نباید بیهوده تهمت زد؛کسی را نباید به خاطر یک امر،از همه ی آن چیزهائی که صلاحیت محسوب می شود، انسان را او نفی بکند.با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد.خدای متعال در مورد دشمنان می گویند:«وَ لاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى »؛(3)اگر با کسی دشمنید، این دشمنی موجب نشود که نسبت به او بی انصافی کنید، بی عدالتی کنید؛ حتی نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست.بی عدالتی ها را همه کنار بگذارند؛ بی انصافی ها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامی و جمهوری اسلامی جمع بشود.(4) وظایف تصریحی: 1-اختلافها و شکافها را نباید بیشتر کرد. 2-به کسی نباید بیهوده تهمت زد. 3-بایستی با انصاف عمل کرد و با انصاف حرف زد. 4-نباید بی انصافی و بی عدالتی کرد حتی نسبت به دشمن. 5-همه در زیر پرچم نظام و جمهوری اسلامی جمع شوید. وظایف استنباطی : 1-اختلافات و تشدید اختلافها در اثر بی انصافی و بی عدالتی و تهمت زدن بوجود می آید. 2-انصاف، عدالت و پرهیز از تهمت زدن، نقشه بعضی ها و دشمنی در ایجاد اختلاف و تشدید آن را خنثی می کند. پایبندی به اصول «اصولی وجود دارد، به آن اصول همه پابندی خودشان را اعلام بکنند.در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد.چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده.در دورانهای مختلف هر جائی که این اختلاف سلیقه ها و اختلاف برداشتها با هوای نفس انسان مخلوط شد، کار خراب می شود.هوای نفس را باید خیلی ملاحظه کرد.به خودمان در فریب خوردن از هوای نفس سوء ظن داشته باشیم.نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوی های نفسانی ماست؛ کجا نه».(5) وظایف تصریحی: 1-پایبندی به اصول و تحمل اختلاف سلیقه ها. 2-سوء ظن به هوای نفس خود و فریب نخوردن از آن . 3-نباید اختلاف سلیقه ها با هوای نفس مخلوط شود. وظایف استنباطی : 1-هوای نفس است که اختلاف سلیقه ها و برداشتها را تبدیل به اختلاف در اصول می کند.باید از آن پرهیز کرد. 2-دشمن تلاش می کند تا اختلافات در برداشتها را به اختلاف در اصول تبدیل کند.باید مراقب آن بود. در بهترین شرایط هم، دشمن در کمین است «تجربه هائی هم این انتخابات داشت.یک تجربه برای ملت ما و مسوولان ما بود من اصرار دارم بر اینکه این تجربه را همه مان جدی بگیریم؛ هم مسوولان جدی بگیرند، هم آحاد مردم جدی بگیرند.و آن تجربه این است که باور کنیم که همیشه امکان ضربه زدن از سوی دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامی هست؛ حتی در بهترین شرائط.همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم.غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومی ملت ایران ضربه ای وارد شود، چیز خطرناکی است.هشیار باشید.این همان توصیه ی امیرمومنان(سلام الله علیه)است که فرمود:«و من نام لم ینم عنه».در عرصه ی زندگی سیاسی دچار خواب آلودگی نشویم؛ در پشت سنگرها خوابمان نبرد.اگر تو خوابت برد، باید بدانی که دشمن ممکن است بیدار باشد.این تحلیل نیست که ما می گوئیم، اطلاع است.دشمنان نظام جمهوری اسلامی، سعی کردند، تلاش کردند، شاید بتوانند در فضای آزادی ای که نظام اسلامی به مردم داده است، برای مردم دغدغه و دردسر درست کنند.سعی کردند، پول خرج کردند، رسانه های زیادی به را به کار انداختند، عوامل بسیاری را بسیج کردند، شاید بتوانند از این وضعیتی که برای ملت ایران یک عید به حساب می آمد، یک جشن بزرگ ملی به حساب می آمد، وضعیتی علیه ملت ایران درست کنند؛ تلاش شد.این تجربه بایستی برای ما-همه ی ما، همه ی آحاد مردم-تجربه ی هشدار دهنده ای باشد.اگر ما در صحنه ی زندگی سیاسی و اجتماعی به همدیگر بدبین باشیم، به چشم دشمن به یکدیگر نگاه کنیم، این فرصت برای دشمنان حقیقی ما پیش خواهد آمد.اگر فکر نکنیم، اگر بصیرت نداشته باشیم، اگر فراموش کنیم که دشمنانی در کمین انقلابند، ضربه خواهیم خورد؛ این برای ما تجربه شد. ما از اول انقلاب در هیچ انتخاباتی حضور چهل میلیونی، هشتاد و پنج در صدی، نداشتیم.در این انتخابات، اولین بار چنین فرصت بزرگی پیش آمد؛ اما در همین فرصت بزرگ، در همین شادی بزرگ، دستهائی به کار افتادند برای اینکه ضربه ای به ملت ایران بزنند.باید بیدار بود.این بیداری فقط در زبان نیست؛ آحاد ملت، گرایشهای مختلف سیاسی، دلبستگان به کشور، دلبستگان به نظام اسلامی، همه، همه، بایستی به معنای واقعی کلمه بیدار باشند؛ فریب نخورند.(6) وظایف تصریحی: 1-توجه به این نکته که همیشه حتی در بهترین شرائط امکان ضربه زدن از سوی دشمنان انقلاب و ایران اسلامی هست. 2-در عرصه ی زندگی سیاسی دچار آلودگی نشدن. 3-به همدیگر بدبین نبودن و به چشم دشمن به یکدیگر نگاه نکردن. 4-بصیرت داشتن. 5-اگر فراموش کنیم که دشمنانی در کمین انقلابند، ضربه خواهیم خورد. 6-بیدار بودن به معنای واقعی کلمه و فریب دشمن را نخوردن. وظایف استنباطی : 1-انتخابات دهم و حوادث پس از آن، تجربه بزرگی است که بایستی آن را جدی گرفت و مانع تکرار آن شد. 2-هر وقت حضور ملت، افزایش چشمگیری پیدا می کند، دشمن در صدد تغییر آن و ضربه زدن بیشتر بر می آید. 3-اختلافات زمینه را برای سوء استفاده دشمن و بسیج عوامل فرصت طلب، فراهم می نماید. مسوولین را موعظه، نصیحت و پیغام بدهید تا منحرف نشوند «نکته ی دیگری که فعالان سیاسی، مسوولان، صاحبان قدرت، صاحب مسئولیتهای گوناگون و متفذین بشدت بایستی مراقب آن باشند، مسئله ی انحراف و فساد پذیری شخصی است؛ همه مان باید مراقبت کنیم.انسانها در معرض فسادند، در معرض انحرافند.گاهی لغزشهای کوچک، انسان را به لغزشهای بزرگ و بزرگتر و گاهی به پرتاب شدن در اعماق دره هائی منتهی می کند؛ خیلی باید مراقب بود.قرآن هشدار داده است.در موارد متعدد، در قرآن این هشدار وجود دارد.یک جا می فرماید:«ثُمَّ کَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوءَى أَنْ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ »(7)؛ عاقبت بعضی از کارها این است که انسان به آن خانه ی بدترین می رسد که تکذیب آیات الهی است.یک جا می فرماید:« فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلَى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ »(8)؛ خلف وعده ی با خدا کردند، این موجب شد نفاق در دلهایشان به وجود بیاید.یعنی انسان گناهی انجام می دهد، این گناه انسان را به وادی نفاق می کشاند؛ که نفاق، کفر باطنی است.همین جا در قرآن، کافرین و منافقین در کنار هم هستند.در یک آیه ی دیگر می فرماید:«إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُوا ».(9)اینی که می بینید یک عده ای در مقابل دشمن منهزم می شوند، طاقت نمی آورند، نمی توانند ایستادگی کنند، به خاطر آن چیزی است که قبلا از اینها سر زده است؛ باطن خودشان را با گناه و با خطا خراب کرده اند.لغزشها انسان را فاسد می کند.این فساد، به انحراف در عمل و گاهی به انحراف در عقیده منتهی می شود.این هم بمرور پیش می آید؛ دفعتا پیش نمی آید که ما فکر کنیم یک نفری شب مومن می خوابد، صبح منافق از خواب بیدار می شود؛ نه،بتدریج وذره ذره پیش می آید.این، علاجش هم مراقبت از خود است.مراقبت از خود هم یعنی همین تقوا.بنابراین علاجش تقواست.مراقب خودمان باشیم.نزدیکان افراد مراقبت کنند؛زنها از شوهرهایشان، شوهر ها از زنهایشان، دوستان نزدیک از همدیگر؛ «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».از یکدیگر مراقبت کنیم، برای اینکه دچار نشویم.مردم مسوولین را موعظه کنند، نصیحت کنند، خیر خواهی کنند، بنویسند برای آنها، بگویند برای آنها، پیغام بدهند تا مبادا دچار لغزش بشوند.خطرات لغزش مسوولین هم برای نظام، برای کشور و برای مردم بیشتر است.انسان گاهی در بعضی از حرفها، در بعضی از اقدامها و تحرکات، این را احساس می کند؛ نشانه های یک چنین انحرافی را انسان مشاهده می کند.به خدا باید پناه برد ، از خدا باید کمک خواست.(10) وظایف تصریحی: 1-تقوا و مراقبت از خود در برابر انحراف و فساد پذیری شخصی. 2-مراقبت از همدیگر در برابر انحراف و فساد پذیری شخصی. 3-موعظه و نصیحت مسوولان و خیرخواهی برای مسوولان. 4-گوشزد کردن لغزش های مسوولان. 5-به خدا پناه بردن و از خدا کمک گرفتن. 6-از لغزشهای کوچک و گناهان پرهیز کردن. وظایف استنباطی : 1-فساد و انحراف ذره ذره پیش می آید با مراقبت و تقوا بایستی از آن پیشگیری و جلوگیری کرد. 2-انحراف در عمل، به انحراف در عقیده منتهی می گردد و لذا مراقبت بر عمل مانع انحراف در عقیده است. 3-گناه انسان را به وادی نفاق می کشاند، لذا منافقین انسانهای گناهکار و فاقد مراقبت و تقوا هستند.عدم مراقبت و تقوا، انسان به نفاق گرفتار می کند. سکوت کردن و حرف نزدن، کمک به فتنه است «این را هم عرض بکنیم؛ بعضی ها در فضای فتنه، این جمله ی «کن فی الفتنة کابن البون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب»را بد می فهمند و خیال می کنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار!اصلا در این جمله این نیست که:«بکش کنار».این معنایش این است که به هیچ وجه فتنه گر نتواند از تو استفاده کند؛ از هیچ راه.«لا ظهر فیرکب و لاضرع فیحلب».نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم که جناب عمار یاسر دائم-آثار صفین را نگاه کنید-مشغول سخنرانی است؛ این طرف لشکر، آن طرف لشکر، با گروههای مختلف؛ چون آنجا واقعا فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه ی عظیمی بود؛ یک عده ای مشتبه بودند.عمار دائم مشغول روشنگری بود؛ این طرف می رفت، آن طرف می رفت، برای گروههای مختلف سخنرانی می کرد-که اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست-از آن طرف هم آن عده ای که «نفر من اصحاب عبدالله بن مسعود...»هستند، در روایت دارد که آمدند خدمت حضرت گفتند:«یا امیر المومنین-یعنی قبول هم داشتند که امیرالمومنین است-انا قد شککنا فی هذا القتال»؛ ما شک کردیم.ما را به مرزها بفرست که در این قتال داخل نباشیم!خوب، این کنار کشیدن، خودش همان ضرعی است که یحلب!همان ظهری است که یرکب!گاهی سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است.در فتنه همه بایستی روشنگری کنند؛ همه بایستی بصیرت داشته باشند».(11) وظایف تصریحی: 1-آلت دست فتنه گران نشدن و مراقبت از این که به هیچوجه فتنه گر نتواند از ما استفاده کند. 2-توجه به ابن نکته که گاهی سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. 3-روشنگری و بصیرت در شرایط فتنه وظیفه همگانی است. وظایف استنباطی : 1-آنهایی که سکوت می کنند یا کناره می گیرند فکر می کنند که به حدیث معروف عمل می کنند.فهم آنان از حدیث غلط است. 2-در شرایط فتنه، آگاهان و نخبگان وظیفه بیشتری در روشنگری به عهده دارند. 3-سکوت و کنار کشیدن در شرایط فتنه، کمک به فتنه گران در غبار آلودگی بیشتر جامعه است. به بصیرت اهمیت بدهید و آن را افزایش دهید ببینید برادران و خواهران عزیز!خدای متعال به پیغمبرش در آن دوران دشوار مکه می فرماید:ای پیغمبر!من با بصیرت حکم می کنم؛ «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی»؛ خود پیغمبر با بصیرت حرکت می کند، تابعان و پیروان و مدافعان فکر پیغمبر هم با بصیرت.این مال دوران مکه است؛ آن وقتی که هنوز حکومتی وجود نداشت، جامعه ای وجود نداشت، مدیریت دشواری وجود نداشت، بصیرت لازم بود؛ در دوران مدینه، به طریق اولی.اینی که من در طول چند سال گذشته همیشه بر روی بصیرت تأکید کرده ام، به خاطر این است که یک ملتی که بصیرت دارد مجموعه ی جوانان یک کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت می کنند و قدم بر می دارند، همه ی تیغهای دشمن در مقابل آنها کند می شود.بصیرت این است.بصیرت وقتی بود، غبار آلودگی فتنه نمی تواند آنها را گمراه کند، آنها را به اشتباه بیندازد.اگر بصیرت نبود، انسان ولو با نیت خوب، گاهی در راه بد قدم می گذارد.شما در جبهه ی جنگ اگر راه را بلد نباشید، اگر نقشه خوانی بلد نباشید، اگر قطب نما در اختیار نداشته باشید، یک وقت نگاه می کنید می بینید در محاصره ی دشمن قرار گرفته اید؛ راه را عوضی آمده اید، دشمن بر شما مسلط می شود.این قطب نما همان بصیرت است. در زندگی پیچیده ی اجتماعی امروز،بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد.جوانها باید فکر کنند،بیندیشند،بصیرت خودشان را افزایش بدهند.معلمان روحانی، متعهدان موجود در جامعه ی ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی، باید به مسئله ی بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راه های جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است.وقتی بصیرت بود، آنوقت شما می دانید با کی طرفید، ابزار لازم را با خودتان بر می دارید.یک روز شما می خواهید تو خیابان قدم بزنید، خوب، با لباس معمولی، با یک دمپائی هم می شود رفت و تو خیابان قدم زد؛ اما یک روز می خواهید بروید قله ی دماوند را فتح کنید، او دیگر تجهیزات خودش را می خواهد.بصیرت یعنی اینکه بدانید چه می خواهید، تا بدانید چه باید با خودتان داشته باشید».(12) وظایف تصریحی: 1-توجه به معنای بصیرت که چه می خواهید و چه باید با خودتان داشته باشید.بصیرت قطب نماست. 2-بصیرت وقتی بود، غبار آلودگی فتنه نمی تواند انسان را گمراه کند. 3-توجه به این نکته که اگر بصیرت نبود، انسان ولو با نیت خوب، گاهی در راه بد قدم می گذارد. 4-توجه به این نکته که در زندگی پیچیده ی اجتماعی امروز، بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد. 5-ضرورت و لزوم داشتن. 5/1-بصیرت در هدف. 5/2-بصیرت در وسیله. 5/3-بصیرت در شناختن دشمن. 5/4-بصیرت در شناختن موانع راه. 5/5-بصیرت در شناخت راه های جلوگیری و برداشتن این موانع. 6-روحانیون، دانشگاهی ها، متعهدان جامعه به بصیرت اهمیت بدهند. 7-جوانان بصیرت خودشان را افزایش دهند. وظایف استنباطی : 1-باید در حوادث و اتفاقات اندیشید و فکر کرد تا از فریب خوردن در امان بود. 2-اهل سواد و فرهنگ از حوزوی و دانشگاهی باید در افزایش بصیرت جوانان و جامعه، تلاش نمایند. نگذارید حق و باطل مشتبه شوند «من فقط یک جمله عرض بکنم؛ مخاطب من عموم مردمند، بخصوص جوانان؛ همه ی مردم کشورند، بخصوص این مناطق حساس. جوانان عزیز!هر چه می توانید در افزایش بصیرت خود، در عمق بخشیدن به بصیرت خود، تلاش کنید و نگذارید، نگذارید دشمنان از بی بصیرتی ما استفاده کنند؛ دشمن به شکل دوست جلوه کند، حقیقت به شکل باطل و باطل در لباس حقیقت.امیرالمومنین در یک خطبه ای از جمله ی مهمترین مشکلات جامعه همین را می شمارد:«انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع یخالف فیها کتاب الله».(13)در همین خطبه، امیرالمومنین می فرماید:اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر بشود، کسی نمی تواند زبان علیه حق باز کند.اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد،مردم به سمت باطل نخواهند رفت.«ولکن یوخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان».آن کسانی که مردم را می خواهند گمراه بکنند، باطل را به صورت خالص نمی آورند؛ باطل و حق را آمیخته می کنند، ممزوج می کنند، آن وقت نتیجه این می شود که «فهنالک یستولی الشیطان علی اولیائه»؛ حق، برای طرفداران حق هم مشتبه می شود.این است که بصیرت می شود اولین وظیفه ی ما، نگذاریم حق و باطل مشتبه بشود».(14) وظایف تصریحی: 1-تلاش در جهت افزایش و عمق بخشیدن به بصیرت خود. 2-تلاش در جهت کسب بصیرت در شناخت دشمن و تشخیص حق و باطل. 3-نباید گذاشت حق و باطل مشتبه بشود. وظایف استنباطی : 1-باید دشمن را در لباس دوست و باطل را در لباس حق شناخت. 2-مهمترین راه نفوذ دشمن و بستر مورد استفاده او، عدم آگاهی و جهل نسب به دشمن و شیوه ها و ابزارهای دشمنی اوست. وفاداری، اعتماد، حضور و پشتیبانی مردم از مسوولین «مردمی بودن، یعنی این انقلاب از سوی مردم وفادارانه مورد حمایت قرار بگیرد؛نظام اسلامی از سوی مردم مورد تأیید و حمایت و پشتیبانی کامل قرار بگیرد.این هم در طول این مدت تامین بوده است. اگر حضور مردم نمی بود،اگر فاصله ی بین مردم و نظام ایجاد می شد،نظام نمی توانست در مقابل دشمنان مقاومتی بکند.ای حضور مستحکم مردم است که پشتوانه ی ایستادگی مسوولان است.این دو تا نقطه ی اصلی است؛ دین ومردم.لذا دشمن هم همینها را آماج حملات خود قرار داده است؛ دین را یک جور، وفاداری و اعتقاد مردم را یک جور.اینکه شما ملاحظه می کنید از سالهای دهه ی 60، از دوران حیات با برکت امام، چه دشمنان بیرونی و چه مزدوران یا نوکران بی مزد و منت آنها از داخل، مقدسات دینی را، حقایق دینی را، بینات اسلامی را مورد تردید و انکار قرار دادند، این یک چیز تصادفی نبوده است؛ روی این تکیه داشته اند. این مسئله از ماجرای سلمان رشدی آغاز شد تا فیلمهای ضد اسلام هالیوودی، تا کاریکاتورها، تا قرآن سوزی، تا حوادث گوناگونی که علیه اسلام در این گوشه و آن گوشه اتفاق افتاد، برای اینکه ایمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامی کم کنند.در داخل کشور، از طرق مختلف، پایه های ایمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل کنند؛ از اشاعه ی بی بند و باری و اباحیگری، تا ترویج عرفانهای کاذب-جنس بدلی عرفان حقیقی-تا ترویج بهائیت، تا ترویج شبکه ی کلیساهای خانگی؛ اینها کارهائی است که امروز با مطالعه و تدبیر و پیش بینی دشمنان اسلام دارد انجام می گیرد؛ هدفش هم این است که دین را در جامعه ضعیف کند. در زمینه ی تضعیف وفاداری مردم نسبت به نظام هم کارهای زیادی می کنند:شایعه می سازند، برای اینکه مردم را ار مسوولین کشور، از روسا قوا مأیوس کنند.تخم بدبینی می پرا کنند.هر کار شایسته ی با ارزشی که در سطح کشور انجام بگیرد، این را در وسائل تبلیغات گوناگون مورد تردید قرار می دهند.اگر ضعفهائی هست، چند برابر می کنند و نقاط قوت را نشان نمی دهند، برای اینکه مردم را نا امید کنند، بخصوص نسل جوان را نا امید کنند افق آینده را در مقابل نسل جوان و مردم تیره و تار نشان می دهند، برای اینکه مردم را از صحنه خارج کنند.لیکن نکته ی اساسی این است که دشمنان ملت ایران و دشمنان نظام اسلامی در طول این سی و دو سال، همه ی تلاشی را که در این دو مورد انجام داده اند، سرمایه گذاری های خسارتباری بود است؛ نتیجه ای نگرفتند و شکست قطعی خوردند.آنها خیال می کردند می توانند مردم را از نظام اسلامی جدا کنند.روز به روز که گذشته است، می بینید مردم پای بندیشان به مسائل دینی و ارزشهای معنوی بیشتر شده است.کی در کشور ما این همه جوان در مراسم معنوی شرکت می کردند؛ در مراسم عبادی ماه رمضان، در روز عید فطر؟ این اجتماعات عظیم، این روشن بینی مردم در زمینه ی مسائل سیاسی سابقه نداشته است.بعد از اهانتی که در روز عاشورای سال 88 به وسیله ی یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز 9 دی توی خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنی ابراز کردند.دستهای دشمن و تبلیغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دینی عقب بنشاند، بلکه روز به روز این احساسات تندتر و این معرفت عمق تر شده است. بدون تردید دشمن در جدا کردن مردم از نظام اسلامی شکست خورده است.سال گذشته در انتخابات، چهل میلیون مردم کشور پای صندوقهای رأی رفتند.در واقع یک رفراندوم چهل میلیونی به نفع نظام جمهوری اسلامی و به نفع انتخابات انجام گرفت؛ همین بود که دشمن را عصبانی کرد.خواستند با فتنه اثر آنرا از بین ببرند، اما این را هم نتوانستند انجام دهند.مردم در مقابل فتنه هم ایستادند.فتنه ی سال 88 کشور را واکسینه کرد؛ مردم را بر ضد میکروبهای سیاسی و اجتماعی ای که می تواند اثر بگذارد، مجهز کرد؛ بصیرت مردم را بیشتر کرد. سالهای گذشته در برخی مطبوعات کشور، بعضی افراد مدعی فهم و دانش، علیه دین، علیه مبانی اسلامی افاداتی می نوشتند؛ اینها هم در مردم اثری نکرد.این را توجه داشته باشید؛ دشمنان دو نکته ی اساسی را در باب دین دارند دنبال می کنند؛ چون دیده اند که این دو نقطه در زندگی مردم چقدر تأثیر گذار است:یکی مسئله ی اسلام منهای روحانیت است؛ چون دیده اند که روحانیت در جامعه ی ایرانی چه تأثیر شگرفی را به وجود آورد و بر حرکت مردم گذاشت.البته از قبل از انقلاب هم این زمزمه ها را می کردند.حضور روحانیون در انقلاب و پیشروی آنها در انقلاب، موقتا این معنا را از صحنه خارج کرد؛ اما باز شروع کردند.یکی هم اسلام منهای سیاست است، جدائی دین از سیاست است.اینها از جمله چیزهائی است که امروز دارند با اصرار فراوان در مطبوعات، در نوشته جات، در وسائل اینترنتی ترویج می کنند.مسئله برای آنها اهمیت دارد.این را توجه داشته باشیم؛ هر آنچه را که دشمن بر روی آن تکیه می کند و نقشه ی راه دشمن و طرح کلی دشمن بر روی آنها متمرکز است، او می تواند برای ما هم یک طرح کلی و نقشه ی راهی را در اختیار بگذارد.همان چیزی را که آنها آماج حمله قرار می دهند، ما باید توجه داشته باشیم و بدانیم که آنها را بایستی حفظ کنیم، باید بر روی آنها تکیه کنیم؛ حضور مردمی و معارف دینی واسلامی».(15) وظایف تصریحی: 1-ادامه وفاداری نسبت به نظام. 2-بی توجهی به شایعه سازیها،بدبینی ها و یأسی که دشمن می پراکند. 3-تقویت ارتباط و اعتماد به مسوولین. 4-بی اعتنایی به زمزمه های دشمن در دو توطئه اسلام منهای روحانیت و اسلام منهای سیاست. وظایف استنباطی : 1-تجربه اندوزی و افزایش بصیرت از حوادث و فتنه سال 88. 2-افزایش روز افزون معرفت و فهم دینی و آگاهی سیاسی برای خنثی کردن توطئه های پیچیده دشمنان. 3-تقویت روز افزون اعتماد و ارتباط خود با روحانیت. جدی گرفتن وحدت ملی و همبستگی با سه قوه «برای اینکه به نماز اول وقت مومنین ضربه ای نخورد، من به طور مختصر چند اصل را برای رفتار خودمان-با توجه به نقشه ی دشمن-مطرح می کنم. «یک مسئله، مسئله ی وحدت کلمه ی ملی است.مخاطب این، هم خواصند، هم عامه ی مردم.مسئله ی وحدت را باید جدی گرفت.من درباره ی وحدت کلمه ی مردم خیلی صحبت کردم، یک خصوصیات و شاخصهائی هم گفتم.صرف اینکه کسی بگوید ما طرفدار وحدتیم، کافی نیست؛ شاخصهائی دارد،علامتهائی دارد. مسئله ی دیگر،همبستگی روز افزون مردم و خواص با سه قوه است.همبستگی با قوای سه گانه ی کشور باید روز به روز بیشتر شود، باید کمک بشوند؛بخصوص قوه ی مجریه که بارهای زیادی را بر دوش دارد.این شایعه درست کردن و زحمات را ندیده گرفتن، به هیچ وجه صلاح کار کشور و آینده ی کشور نیست.(16) وظایف تصریحی: 1-جدی گرفتن وحدت کلمه. 2-همبستگی روز افزون با سه قوه. 3-توجه به زحمات قوا بویژه قوه مجریه. وظایف استنباطی : 1-توجه به شاخصها و علائم وحدت کلمه واقعی و اینکه افراد و گروهها تا چه اندازه پایبند به آن باشند. 2-نادیده انگاشتن زحمات قوا بویژه قوه مجریه و بی انصافی درباره ی اقدامات دولت، به نفع دشمنان است. پی نوشت ها : 1-سالروز ولادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام، 1388/4/15. 2-دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 1388/5/3. 3-سوره مائده، آیه 8. 4-همان. 5-همان. 6-مراسم تنفیذ حکم دهمین دوره ریاست جمهوری، 1388/5/12. 7-سوره روم، آیه10. 8-سوره توبه، آیه 77. 9-آیه 155، سوره بقره. 10-خطبه های نماز جمعه تهران، 1388/6/20. 11-دیدار با اعضاء خبرگان رهبری، 1388/7/2. 12-دیدار با مردم چالوس و نوشهر، 1388/7/15. 13-نهج البلاغه، خطبه 50. 14-همان. 15-اجتماع مردم قم، 1389/7/27. 16-بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم، 1389/7/27. منبع مقاله : (1389) ولایت فقیه در شرایط فتنه(در رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی)، تهران، نشر قدر ولایت، چاپ اول ]]> مقاومت Tue, 02 Jan 2018 03:13:30 GMT http://rahianenoor.com/vdccmiqs.2bqsi8laa2.html گردهمایی بزرگ فرماندهان دوران دفاع مقدس در ایلام http://rahianenoor.com/vdciw3az.t1au52bcct.html به گزارش راهیان نور، «محمدرضا مروارید» استاندار ایلام در جلسه شورای هماهنگی حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان ایلام اظهار داشت: اهالی سینما با ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی خوبی که در طول این سال‌ها ساخته‌اند، توانستند فرهنگ ایثار و شهادت را تا حدی به نسل جدید جامعه انتقال دهند.  وی افزود: اهالی سینما در حوزه دفاع مقدس ایلام بیشتر تلاش کنند زیرا این استان یکی از استان‌های خط مقدمی در هشت سال دفاع مقدس بود و نقش مهمی در پشتیبانی جنگ داشت.   مروارید در ادامه گفت: در هفته دفاع مقدس هر سال کارهای جدیدتری برای باشکوه‌تر برگزار شدن این هفته صورت می‌گیرد تا فرهنگ ایثار و مقاومت به نسل حال و آینده انتقال داده شود.  رئیس شورای هماهنگی حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان ایلام افزود: انتقال فرهنگ ایثار و شهادت باعث بیمه شدن نظام مقدس جمهوری اسلامی در مقابل تمامی هجمه‌های دشمن می‌شود.  مروارید در ادامه از گردهمایی بزرگ فرماندهان دوران دفاع مقدس در ایلام خبر داد و گفت: این گردهمایی در آینده‌ای نزدیک با حضور فرماندهانی که در جبهه ایلام حضور داشته‌اند برگزار خواهد شد.  وی در پایان ضمن تشکر از سپاه پاسداران در اجرای برگزاری یادواره شهدا گفت: یادواره «شهدا آبروی محله» یکی از بهترین برنامه‌هایی است که مورد پسند عمومی مردم و رضایت خانواده شهدا قرار گرفته است.  انتهای پیام/ ]]> مقاومت Wed, 13 Sep 2017 11:08:21 GMT http://rahianenoor.com/vdciw3az.t1au52bcct.html