سبک زندگی شهدا
راننده ها
شهید حسین خرازی
دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۵۰
کد مطلب : 8229
راننده ها
یکی دو ساعت به شروع عملیات کربلای 5 مانده بود. حسین آقا گفت با راننده ی تویوتاها تماس بگیر بیایند اینجا با آنها کار دارم. از بنه ی موتوری تا سنگر فرماندهی حدود سه کیلومتر فاصله بود. حدود بیست نفری می شدند. قاعده ی کار ما این بود که تعدادی وانت را برای حمل نیرو و تدارکات برای خط اول آماده می کردیم و لذا سقف آنها را هم بر می داشتیم. حسین راننده ها را پشت خط دژ سقف آنها را هم بر می داشتیم. حسین راننده ها را پشت خط دژ جمع کرد و نشست میان آنها، حسابی با آنها گرم گرفت. به آنها می گفت کار شما کمتر از یک فرمانده گردان نیست. اگر یک گردان پیاده را به شما دادند که به خط ببرید از هم سبقت نگیرید، از آتش دشمن نترسید و خیلی مسایل احساس و قابل توجه دیگر. در عملیات کربلای پنج، در این دو ماهی که در منطقه درگیر بودیم و جابجایی می کردند و کوچکترین مشکلی از آنها دیده نشد. به راستی حسین خوب فهمیده بود هر کدام از آن راننده ها در حد یک فرمانده گردان می توانند مفید باشند.
کتاب هزار قله ی عشق، صص 143-142

►دانلود (نمایش در تلفن همراه)

Share/Save/Bookmark