یادداشتی برای شهید مدافع حرم حسین معز غلامی :
شهید عزیزم حسین معز غلامى تو براى من یک اسطوره هستى
یادداشت : صدیقه وزینی
شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۱۲
کد مطلب : 9671
تهران - راهیان نور، شهید حسین معز غلامى ، تو براى من یک اسطوره هستى، چون از جنس جوانان امروز و از جنس خود من بودى، البته که ناب تر بودى، همه این لذت ها هم بودند و دیدى و چشم فرو بستى و رخت سفر بستى
شهید عزیزم حسین معز غلامى تو براى من یک اسطوره هستى

دست خودم نیست، حتى وقتى یکى باهام داره حرفاى جدى مى زنه مدام گوشیمو چک مى کنم، وسری به شبکه های مختلف اجتماعی میزنم . دوست دارم ساده و بى آلایش باشم ساده زندگى کنم، اما خیلى سخته، اصلا راستش را بخواى غیر ممکنه...
 
مى دونم حرف ها و رفتار شما شهید بزرگوار مرا را گیج کرده، چون شما راحت از همه دنیا و لذت هایش و بالاتر از اینها گذشتى.

عکست را اولین بار توى یه خبر دیدم، عید نوروز بود، شهید مدافع حرم که به یکباره همه فضای مجازی را تحت شعاع خودش قرار داد، دست خودم نبود، چشمم بارها روى صورت زیبات چرخید، غیر از زیبایى که خدا بهت داده بود، نمى دونم اما حس مى کردم، به خاطر ایمان و تصاویر و فیلم های روضه خوانی ات یه جور دیگه به دل مى نشستى، نگاهت عمیق بود، از اون نگاهها که عمرا غبار زمان روش بشینه، مثل نگاه شهید همت و شهدای دفاع مقدس و....

بعد از اینکه کمى در موردت پرس و جو کردم، فهمیدم خداى رحمان و رحیم نگذاشته بود چیزى تو دلت بمونه، خانواده دوست داشتنی ،خونه خوب، ماشین خوب، رفاه کامل... خدا هم عاشق دلت شده بود، مثل تو که عاشق خدا بودى که همیشه تو دل مهربونت بود...

خیلى سخته همه چى دم دستت باشه و بازهم بتونى بنده خوبى باشى، اما هرچه واز هرکه پرسیدم  تو عالى و اعلا بودى...

همش تو ذهنم سواله چطور اینهمه امکانات را رها کردى و رفتى وسط معرکه، چطور مرگ را به سخره گرفتى و با شهادت هم آغوش شدى، خیلى دوست دارم دنیای تو را درک کنم، دنیاى کسى که اوج عروج را تجربه کرده و به گفته پدر شهیدت خیلی سرعت گرفتی و به لقاءالله رسیده و لبخند رضایت را هم به لب خدا نشانده ای...

یکى از فرزندان شهدا که خیلی عاشقت بود، وقتی که از تو پرسیدم لبخندی زد وگفت :حسین برای دنیا نبود وخداوند برای خودش انتخاب کرده بود، شهادتت را به خواب دیده بوده، پدر شهید او هم مثل خودت تک اولاد ذکور و شهید نوروز بود، من هیچ وقت تورا ندیدم، اما با چرخی که شبکه های اجتماعی و محل زندگی زدم همه اونهایى که تو را دیدند و می شناختند، الان خودشون را گم کردن از غم نبودنت...

دلم مى خواد فریاد بزنم مظلومیت شهداى مدافع حریم آل الله را...
 

کاش مى شد همه تو را مى شناختند، مى دانستند چقدر بى نیازى فقط آهت از جنس نیازه که در باغ شهادت براى تو دوباره باز شد...

شهید عزیزم
شهید حسین معز غلامى 
تو براى من یک اسطوره هستى

چون از جنس جوانان امروز و از جنس خود من بودى، البته که ناب تر بودى، همه این لذت ها هم بودند و دیدى و چشم فرو بستى و رخت سفر بستى و از حماء تا ملاقات حضرت دوست رفتى...

مى دونم شهدا الان میزبان تو هستن و همه شهدا مثل پدرى مهربان کنارت هستند...  روز پدر امسال...  مى دونم خیلى وقت نیست که رفتى اما همه دلتنگت هستن، پدر بزرگوارت در روز پدر قطعا دلتنگ ترین است...


انتهای پیام/
 






 

Share/Save/Bookmark