سبک زندگی شهدا
چرا بی نوبت
شهید حسین نوروزی
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۷
کد مطلب : 8289
چرا بی نوبت
سال59 بود کانون اسلامی فوتبال جایگزین هیأت فوتبال شده بود و حسین هم مسؤول آن بود. یکی از تیم های مطرح کشور توسط عده ای برای دیدار دوستانه دعوت شده بودند، این کار بدون اجازه ی کانون صورت گرفته بود. آن ها می خواستند در مقابل تیم منتخب سمنان بازی کنند پس از بازی حسین را ناراحت دیدم. پرسیدم: «چی شده حسین؟» نگاهی کرد و آهی کشید و گفت: «مربی تیم، بعد از بازی گفت: این فوتبالیست هایی که بازی کردن از ما پول می خوان.» گفتم: «خب آنها روزکارند و بابت کاری که کردن پول می خوان.» گفت: « اما بیت الماله و ما این طوری خرجش نمی کنیم. تازه وقتی به او گفتم این جور پول ها اشکال شرعی داره می دونی چی گفت؟ گفت: من شرعی حالیم نیست. من از این ناراحتم.» حسین بی طاقت شده بود. از روی صندلی بلند شد و به طرف میز مسئول رفت و گفت: «آقای عزیز! مگر این اجناسی که برای مردم می آرید توی نوبت قرار نمی دید؟» شخصی که پشت میز نشسته بود سرش را پایین انداخت و گفت: «همین کار را می کنیم!» «پس چرا بدون نوبت کولر را به پدرم دادید؟» همه چیز روشن شد. بی طاقتی و عصبانیت حسین علت داشت. و آن کولر را برگرداند.

کتاب می خواهم حنظله شوم، صص41و 205

► دانلود (نمایش در تلفن همراه)

Share/Save/Bookmark