راوی دفاع مقدس در گفت‌وگو با راهیان نور:
اخلاص و یک رنگی در میان رزمندگان سپاه اسلام موج می زد
مصاحبه از: علی حسنی‌پور
سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۳۰
کد مطلب : 10765
یادمان والفجر10 - جهاد رسانه ای شهید رهبر، مخدومی گفت: آن سرباز برای اینکه اجر کارش از بین نرود، نام خودش را اشتباهی به من گفته بود و بعدها هرچه به دنبال او گشتم نتوانستم او را پیدا کنم. این نمونه کوچکی از اخلاص و یک رنگی بود که در میان رزمندگان سپاه اسلام موج می زد.
اخلاص و یک رنگی در میان رزمندگان سپاه اسلام موج می زد
به گزارش راهیان نور، هادی مخدومی از یادگاران هشت سال دفاع مقدس در گفت و گو با خبرنگار جهاد رسانه ای شهید رهبر گفت: سردار جواد محمدپناه فرمانده وقت سپاه قروه هر چند روز یک بار نیروها را به مدت 24 ساعت برای گشت جوله به منطقه اعزام می کرد. یک بار به اتفاق نیروهای سپاه قروه از گردنه صلوات آباد به طرف موچش به راه افتادیم. پیاده روی طولانی مدت در مسیر پر پیچ و خم کوه های سر به فلک کشیده منطقه همه بچه ها را خسته کرده بود؛ به طوریکه تعدادی از بچه ها در همان وضعیت راهپیمایی در حال چرت زدن بودند.
 
 
 
به یک باره یک نارنجک جنگی در چند متری ما منفجر شد و ما خیلی سریع پشت صخره ها پناه گرفتیم. چشم چشم را نمی دید و ما هم نمی دانستیم از کدام طرف مورد حمله قرار گرفته ایم که برادر جواد گفت: از جان پناه هایتان بیرون بیایید، انفجار نارنجک کار من بود. ما که دلیل این کار برادر جواد را نمی دانستیم گرد ایشان جمع شدیم. برادر جواد گفت: تعدادی از نیروها در حالیکه خوابیده بودند به پیاده روی ادامه می دادند و من این کار را انجام دادم که خواب از سر شما بپرد.
 
 
 
بعد از اینکه به روستای اشکفتان رسیدیم، موقعیت های کمین و ضد کمین روستا را بررسی کردیم و نیروها را در دور تا دور روستا مستقر کردیم و آماده حضور نیروهای ضد انقلاب در روستا شدیم. اواسط فصل پاییز بود و سوز سرما بچه ها را اذیت می کرد، اما حضور در منطقه و برقراری گشت های جوله یکی از وظایف نیروها بود و ما باید این سرما را تحمل می کردیم.
 
 
 
شهید سلطانعلی کریمی یکی از نیروهایی بود که همراه به روستای اشکفتان اعزام شده بود. ایشان کنار من نشسته بود و زمانی که متوجه شد من به شدت احساس سرما می کنم، اورکت خودش را به من داد و تا صبح با من و تعدادی از نیروها که در کمین گاه نشسته بودیم صحبت کرد. من آن روزها تازه وارد سپاه شده بودم و سن و سالی هم نداشتم، اما حضور افرادی هم چون شهید کریمی برای ما قوت قلبی بود. 
 
 
 
تا صبح در موقعیت های از پیش تعیین شده روستای اشکفتان منتظر نیروهای ضدانقلاب ماندیم و با بالا آمدن خورشید، وقتی متوجه شدیم نیروهای ضد انقلاب خیال آمدن به روستای اشکفتان را ندارند، به طرف موچش به راه افتادیم. حضور در گشت های جوله که به صورت هفتگی برگزار می شد در طول 2 سالی که بنده در سپاه قروه حضور داشتم جزء برنامه های دایمی سپاه قروه محسوب می شد.
 
 
 
بعد از دو سال خدمت در سپاه قروه به تیپ بیت المقدس اعزام شدم و محل خدمتم به شهر سنندج منتقل شد. نیروهای تیپ بیت المقدس در عملیات های مختلف غرب و شمال غرب و هم چنین جنوب حضور فعال داشتند و همواره نیروهای در قالب گردان های عمل کننده به مناطق دور و نزدیک اعزام می شدند.
 
 
 
بعد از اتمام عملیات والفجر 10 تعدادی از نیروهایی که در منطقه چناره مریوان حضور داشتند به شدت با کمبود آب و آذوقه روبرو بودند و نیروهای پشتیبانی باید از ارتفاعات سورن آب و آذوقه کافی به نیروهای مستقر در چناره می رساندند.
 
 
 
ارتفاع زیاد برف و مسافت طولانی سورن تا چناره و از طرف دیگر عدم امکان تردد وسایل نقلیه باعث شده بود که نیروها با پای پیاده این مسئولیت را عهده دار شوند تا آب و آذوقه را به نیروهای مستقر در چناره برسانند. نیروهای پشتیبانی به صورت داوطلبانه صبح زود آذوقه کافی را روی دوش خود حمل می کردند و نزدیک ظهر به موقعیت چناره می رسیدند و بعد از تحویل آذوقه به نیروهای چناره به طرف سورن به راه می افتادند و هنگام غروب آفتاب به سورن می رسیدند.
 
 
 
راهپیمایی یک روزه، آن هم در آن وضعیت جوی نامناسب و ارتفاعات سر به فلک کشیده باعث می شد که نیروهای پشتیبانی هر چند روز یک بار برای بردن آذوقه به چناره داوطلب شوند. در میان نیروهایی که هر روز به چناره اعزام می شدند متوجه حضور یک سرباز شدم که هر روز به چناره می رفت و روز بعد باز هم داوطلب می شد. من نام این سرباز را از او پرسیدم تا یک تشویقی مناسب برای او در نظر بگیرم. آن سرباز هم نام خودش را گفت و من هم نام او ثبت کردم، اما روز بعد هرچه لیست سربازان را زیر و رو کرم نام آن سرباز را پیدا نکردم.
 
 
 
آن سرباز برای اینکه اجر کارش از بین نرود، نام خودش را اشتباهی به من گفته بود و بعدها هرچه به دنبال او گشتم نتوانستم او را پیدا کنم. این نمونه کوچکی از اخلاص و یک رنگی بود که در میان رزمندگان سپاه اسلام موج می زد.


انتهای پیام/



Share/Save/Bookmark